استراتژی های معاملاتی پرطرفدار در بورس؛ کدام ها بیشترین بازدهی را داشتند؟
هدف ما معرفی یک برنده قطعی یا اعلام بهترین استراتژی معاملاتی بورس در یک لحظه خاص نیست؛ بلکه میخواهیم تفاوت این روشها را روشن کنیم تا هر کس بر اساس زمان، دانش و میزان ریسکپذیری خودش تصمیم بگیرد. نکتهای که نباید فراموش شود این است که بازدهی گذشته یک استراتژی، هیچ تضمینی برای تکرار همان نتیجه در آینده نیست.
، چرا دو سرمایهگذار، حتی با خرید سهام یکسان، میتوانند بازدهیهای کاملاً متفاوتی از بورس بگیرند؟ جواب این سؤال را باید بیشتر در استراتژی معاملاتی بورس، زمان ورود و خروج و نحوه مدیریت ریسک جستوجو کرد؛ انتخاب سهم بهتنهایی نقش کمتری دارد.
واقعیت این است که بازار بورس هم رفتار ثابتی ندارد؛ گاهی روند صعودی میگیرد، گاهی ماهها در یک محدوده مشخص نوسان میکند و گاهی هم وارد فاز نزولی میشود. به همین دلیل، هیچکدام از استراتژی های معاملاتی بورس در همه این شرایط، بهترین گزینه نیستند. در واقع پیش بینی آینده بورس نیاز به دانش بالایی در حوزه بورس و بازارهای مالی دارد که بتواند با رسد بازار و در نظر گرفتن عوامل تکنیکال و بنیادی روند مشخصی برای بازار پیش بینی کند . در این مطلب، چهار رویکرد رایج بورس یعنی استراتژی نوسان گیری، معاملات میان مدت (سویینگ)، استراتژی مومنتوم و سرمایه گذاری بلندمدت در بورس با نگاه بنیادی را بهطور ساده و کاربردی بررسی میکنیم.
هدف ما معرفی یک برنده قطعی یا اعلام بهترین استراتژی معاملاتی بورس در یک لحظه خاص نیست؛ بلکه میخواهیم تفاوت این روشها را روشن کنیم تا هر کس بر اساس زمان، دانش و میزان ریسکپذیری خودش تصمیم بگیرد. نکتهای که نباید فراموش شود این است که بازدهی گذشته یک استراتژی، هیچ تضمینی برای تکرار همان نتیجه در آینده نیست.
استراتژی پرطرفدار در بورس کداماند؟
فعالان بازار، بسته به زمان و ریسکپذیریشان، معمولاً یکی از این چهار استراتژی معاملاتی زیر را انتخاب میکنند:
نوسانگیری؛ جذاب برای معاملهگران کوتاهمدت
استراتژی نوسان گیری یعنی استفاده از تغییرات قیمت در بازههای کوتاه، گاهی چند ساعت و گاهی چند روز، برای کسب سود. این روش با سرمایهگذاری میانمدت یا بلندمدت فرق دارد؛ چون نوسانگیر کاری به آینده بنیادی شرکت ندارد و فقط به رفتار قیمت در کوتاهمدت نگاه میکند.
نوسانگیران معمولاً از تابلوخوانی، حجم معاملات، حمایت و مقاومت، تحلیل تکنیکال و رصد رفتار سفارشها استفاده میکنند. مزیت اصلی این روش، استفاده از فرصتهای کوتاهمدتی است که در سرمایهگذاری بلندمدت دیده نمیشوند؛ اما ریسک آن هم کم نیست، چون تعداد بالای معاملات، خطای تصمیمگیری، هزینه کارمزد بیشتر و حساسیت به تغییرات بازار، این روش را پرفشار میکند.
استراتژی نوسان گیری در دورههای پرنوسان بازار میتواند جذاب باشد، اما این جذابیت به معنای پربازدهترین بودنش در همه شرایط نیست. بیشتر منابع آموزشی بازار هم این روش را در کنار پتانسیل سودش، یکی از پرریسکترین شیوههای معامله میدانند؛ چون خطا در بازههای کوتاه، هزینهاش خیلی بیشتر از خطا در بازههای بلندتر است.
معاملات سویینگ یا میانمدت؛ شکار موجهای بازار
معاملات میان مدت یا سویینگ، بین نوسانگیری تند روزانه و سرمایه گذاری بلندمدت در بورس قرار میگیرد؛ سهم چند روز تا چند هفته نگه داشته میشود و تمرکز اصلی روی شناسایی روند و اصلاح قیمتی داخل آن است. معاملهگران سویینگ چند فاکتور را با هم میسنجند:
-
جهت روند
-
حمایت و مقاومت
-
الگوهای قیمتی
-
حجم معاملات و اندیکاتورهای تکنیکال
این سبک برای کسانی مناسبتر است که نمیتوانند لحظهبهلحظه بازار را دنبال کنند. ریسک اصلی این است که چون موقعیت معاملاتی چند روز یا هفته باز میماند، برگشت ناگهانی روند میتواند سود را به زیان تبدیل کند. به زبان ساده، معاملات میان مدت تلاشی برای گرفتن یک «موج» قیمتی مشخص، بدون درگیرشدن در نوسانات لحظهای یا نگهداری چندساله سهم است.
استراتژی مومنتوم؛ سرمایهگذاری روی سهام پیشرو
استراتژی مومنتوم بر این فرض است که سهامی با روند صعودی قوی، احتمالاً همان مسیر را ادامه میدهد؛ ایدهای برگرفته از فیزیک، جایی که جسم در حال حرکت تا نیرویی مخالف نیاید، به حرکتش ادامه میدهد.
سرمایهگذار دنبال سهامی با روند قوی میگردد، وارد آن میشود و پیش از افت شتاب روند، خارج میشود. ابزارهای رایج این روش شامل RSI و میانگینهای متحرک است. مزیت اصلی این است که در بازارهای پرشتاب، بازدهی سریع و بالاتر از میانگین ممکن میشود؛ اما نقطهضعفش این است که برگشت ناگهانی روند میتواند سودها را از بین ببرد، پس مدیریت دقیق حد ضرر ضروری است.
استراتژی بنیادی و خرید و نگهداری؛ تمرکز بر ارزش شرکت
برخلاف سه رویکرد قبلی که روی رفتار قیمت تمرکز دارند، سرمایهگذاری بنیادی بر اساس وضعیت واقعی کسبوکار تصمیم میگیرد؛ یعنی سودآوری، جریان نقدی، بدهی، جایگاه در صنعت و چشمانداز رشد شرکت را بررسی میکند.
دنبال کنندههای این روش سهم را ماهها یا سالها نگه میدارند و کاری به نوسان روزانه ندارند، چون منطق اصلی این است که قیمت در بلندمدت به ارزش واقعی شرکت میل میکند. نقطه قوت این روش، استرس و هزینه کمتر است؛ اما صبر بالا میخواهد، چیزی که برای همه راحت نیست. به همین دلیل، سرمایه گذاری بلندمدت در بورس بیشتر مناسب کسانی است که بهجای سود سریع، به رشد تدریجی سرمایه فکر میکنند.
کدام استراتژی بیشترین بازدهی را داشته است؟
هیچ برنده مطلقی وجود ندارد، چون عملکرد هر استراتژی به شرایط بازار در همان دوره بستگی زیادی دارد. در جدول زیر این چهار رویکرد را از چند زاویه مهم مقایسه کردهایم:
|
استراتژی |
افق زمانی |
شرایط مناسب بازار |
سطح ریسک |
نیاز به رصد بازار |
|
نوسانگیری |
ساعتی تا چند روزه |
بازار پرنوسان و پرحجم |
بالا |
بسیار زیاد |
|
معاملات سویینگ (میانمدت) |
چند روز تا چند هفته |
بازار رونددار با اصلاحهای منظم |
متوسط تا بالا |
متوسط |
|
استراتژی مومنتوم |
کوتاه تا میانمدت |
بازار صعودی و پرشتاب |
بالا |
زیاد |
|
بنیادی (خرید و نگهداری) |
ماهها تا سالها |
مناسب اکثر شرایط بازار |
متوسط تا پایین |
کم |
هر استراتژی در شرایط خاصی از بازار بهتر عمل میکند؛ نوسانگیری و مومنتوم در بازارهای پرشتاب بازدهی خوبی میسازند، اما در بازارهای خنثی یا نزولی همین ویژگی میتواند به زیان پیدرپی منجر شود.
در مقابل، سرمایه گذاری در بورس با رویکرد بنیادی، معمولاً در بازههای زمانی بلندتر ثبات بیشتری دارد، هرچند ممکن است در کوتاهمدت بازدهی چشمگیری نداشته باشد. به همین دلیل خیلیها بهجای دنبالکردن بهترین استراتژی معاملاتی بورس در یک لحظه خاص، ترکیبی از این روشها را متناسب با شرایط بازار به کار میگیرند.
چرا نمی توان یک استراتژی را همیشه پربازده دانست؟
دلیل اصلی، ماهیت متغیر بازار است. استراتژیای که در یک دوره صعودی بازدهی خوبی داشته، ممکن است در دوره رکود یا اصلاح همان کارایی را نداشته باشد. عملکرد هر استراتژی معاملاتی بورس به مهارت معاملهگر هم بستگی دارد؛ مدیریت ریسک و کنترل احساسات میتوانند نتیجه را کاملاً عوض کنند.
از طرفی، بازدهی گذشته هیچ استراتژیای تضمینی برای آینده نیست؛ چون شرایط اقتصادی و رویدادهای غیرمنتظره میتوانند رفتار بازار را تغییر دهند. به همین دلیل بسیاری از افراد باتجربه، بهجای پایبندی به یک روش، ترکیبی از چند استراتژی را متناسب با شرایط بازار به کار میبرند.
شناخت دقیق استراتژی های معاملاتی بورس و تناسبش با روحیه هر سرمایهگذار، مهمتر از دنبالکردن «بهترین استراتژی روز» است. تازهواردهای این حوزه، بهتر است پیش از تصمیمگیری، از منابع معتبر آموزش سرمایه گذاری کمک بگیرند.
ارسال نظر