هشدار صریح مشاور نظامی فرمانده کل قوا؛
تحرکات آمریکا پتانسیل آغاز جنگ جهانی سوم را دارد
محسن رضایی، مشاور نظامی فرمانده کل قوا، با تشریح ابعاد جنگ ۱۷ روزه محرم میان ایران و آمریکا، از ناکامی کامل طرح پنتاگون برای تصرف تنگه هرمز، حمله به سایتهای هستهای و فرار نیروهای آمریکایی از کویت و قطر خبر داد.
، محسن رضایی در گفتوگویی تحلیلی پیرامون تحولات منطقه، به تشریح ابعاد تقابل نظامی اخیر پرداخت و اظهار کرد: این جنگ را باید جنگ سوم یا جنگ ۱۷ روزه محرم نامگذاری کنیم که طی آن ما هم ضربات شدیدی به آمریکا وارد کردیم.
وی درباره پیشبینی این تقابل افزود: برای دنیا شکلگیری این جنگ عجیب بود ولی برای ما قابل پیشبینی بود و بنده خود در برنامه قبلی گفته بودم که ترامپ تفاهمنامه را پاره خواهد کرد و از آن خارج خواهد شد و حمله خواهد کرد. بهجز چهار یا پنج روز نخست، آنان به نقض تفاهمنامه با ایران پرداختند. مقام معظم رهبری هم فرموده بودند که ملت سربلند ایران منتظر تحقق شروط تفاهمنامه خواهد ماند، اما ترامپ، در حالی که مکرون در کنار وی حضور داشت، با برگزاری مراسمی نمایشی تفاهمنامه را امضا کرد، اما برخلاف آنچه امضا کرده بود، به تعهدات خود عمل نکرد.
مشاور نظامی فرمانده کل قوا درباره آغاز درگیریها خاطرنشان کرد: آمریکاییها با اتخاذ ترتیبات جدید، کریدوری را در جنوب تنگه هرمز راهاندازی کردند و به اخطارهای جمهوری اسلامی ایران در این زمینه توجهی نکردند؛ از اینرو، ایران با هدف قرار دادن دو یا سه کشتی، خواستار بازگشت آنان به اجرای تفاهم شد، اما آنان بهجای آنکه این اختلاف را مطابق مفاد تفاهمنامه، که در آن سازوکار رسیدگی به اختلافات و تشکیل کمیته حل اختلاف با حضور نخستوزیر پاکستان و امیر قطر پیشبینی شده بود، پیگیری کنند، از اجرای این سازوکار خودداری کردند، زیرا آقای قالیباف و ونس این کمیته را تشکیل داده بودند. اما آمریکا، بدون آنکه به این هیئت مراجعه کند، حملات خود به سواحل جنوبی کشورمان را آغاز کرد. در حالی که آمریکا در تفاهمنامه حاکمیت ایران را پذیرفته بود، حملات و بمباران سواحل کشورمان را آغاز کرد که از جمله آن میتوان به بمباران قشم و سیریک اشاره کرد. آمریکا با وجود آنکه در بند نخست تفاهمنامه حاکمیت ایران را به رسمیت شناخته و متعهد به پایان جنگ شده بود، از روز هفتم یا هشتم بار دیگر حملات خود را آغاز و سواحل کشورمان را بمباران کرد. این نقض تعهدات ادامه یافت تا اینکه حدود ۲۰ روز بعد، یعنی نزدیک به سه هفته، رسماً خروج خود از تفاهمنامه را اعلام و موج جدیدی از حملات را آغاز کرد.
فرمانده سپاه در هشت سال دفاع مقدس درباره جزئیات حملات دشمن ادامه داد: این دور جدید درگیریها از ۱۷ تیرماه آغاز شد. برخلاف جنگ ۴۰ روزه، آمریکا اسرائیل را کنار گذاشت و حملات خود را بر استانهای جنوبی متمرکز کرد و تنها در یک مورد در استان گلستان پل راهآهن را هدف قرار داد. هدف آمریکا اجرای عملیات هوابرد، باز کردن تنگه هرمز و حمله به سایتهای هستهای ایران بود. در همین راستا، ارتباط استانهای جنوبی با شمال را هدف قرار داد، پلهای منتهی به استان هرمزگان و بندرعباس، رادارهای استانهای ساحلی، برخی مراکز نظامی و نقاطی در ۱۵ استان را مورد حمله قرار داد تا زمینه استقرار نیروی زمینی را فراهم کند.
وی درباره مخالفت فرماندهان آمریکایی با ترامپ تصریح کرد: ترامپ به فرمانده سنتکام دستور داد حملات را تشدید کند، اما فرماندهان اعلام کردند توان هوایی و موشکی بیش از این امکان افزایش ندارد. در نهایت، طرح عملیات زمینی و هوابرد لغو شد، زیرا برآورد فرماندهان ارتش آمریکا نادرست بود؛ آنان تصور میکردند با ۴۰ تا ۵۰ هزار نفر میتوان تنگه هرمز را تصرف کرد. با وجود لغو این طرح، ترامپ همچنان بر ادامه عملیات اصرار داشت و قصد داشت بدون دخالت اسرائیل این عملیات را به نام خود ثبت کند.
رضایی درباره پاسخ موشکی کشورمان گفت: در هفته پایانی این ۱۷ روز، امواج حملات موشکی و پهپادی ایران نسبت به جنگ ۴۰ روزه دقیقتر و شدیدتر شد و پایگاههای آمریکا را هدف قرار داد. بر اثر این حملات، کویت آسیب گستردهای دید و بخش عمده نیروهای آمریکایی از آنجا خارج شدند. همچنین در اربیل بیش از ۴۰ تا ۵۰ هواپیمای پهنپیکر برای انتقال نیروها به کار گرفته شد. فرماندهی سنتکام نیز از قطر به اردن منتقل شد، اما پس از حملات ایران به اردن، به اسرائیل انتقال یافت؛ اقدامی که موجب دور شدن مرکز فرماندهی و پشتیبانی آمریکا از منطقه تنگه هرمز و ناکام ماندن طرح عملیاتی این کشور شد.
وی درباره ویژگی این مرحله از تقابل افزود: جنگ سوم نخستین جنگی بود که پیش از اجرای مرحله اصلی عملیات با شکست مواجه شد. برخلاف جنگ ۴۰ روزه که شکست پس از اجرای عملیات رقم خورد، در این مرحله مقدمات عملیات فراهم شد، اما طرح اصلی حمله زمینی و هوابرد آمریکا ناکام ماند. از روز هفدهم دیگر نه آمریکا از آتشبس سخن گفت و نه حملهای انجام داد، اما جمهوری اسلامی ایران دو روز پس از آن به حملات خود ادامه داد تا نشان دهد توان موشکی و قدرت دفاعی کشور همچنان پابرجاست. این اقدام، نقطهای جدید در بازدارندگی ایران بود و ناکامی این جنگ را به شکستهای پیشین ترامپ افزود.
مشاور نظامی فرمانده کل قوا درباره علت غیبت صهیونیستها در این درگیری بیان داشت: کنار گذاشتن اسرائیل از این عملیات چند دلیل داشت؛ بخش قابلتوجهی از نیروهای این رژیم در غزه، جنوب لبنان و کرانه باختری درگیر بودند و آمادگی لازم برای مشارکت در عملیات جدید را نداشتند. همچنین ترامپ تلاش داشت بدون حضور اسرائیل این عملیات را به نام خود ثبت و آن را تصمیمی مستقل به افکار عمومی آمریکا معرفی کند؛ اختلافات سیاسی میان دو طرف نیز در این تصمیم مؤثر بود.
وی در خصوص وضعیت فعلی میدان ادامه داد: در شرایط کنونی آتشبس به معنای واقعی وجود ندارد، اما نوع حملات جمهوری اسلامی ایران هدفمند و معنادار است. در جنگ ۴۰ روزه هدف انهدام تجهیزات و نیروهای دشمن بود. بر اساس اعلام پنتاگون، ۶۵۰ نفر کشته و زخمی شدند، اما برآورد ما ۵۰۰ کشته است و آمار مجروحان همچنان در حال جمعبندی است. هدف عملیات ۱۷ روزه ایران خنثیسازی طرح حمله زمینی آمریکا بود؛ ازاینرو، فرماندهی، پشتیبانی و لجستیک دشمن هدف قرار گرفت و تلفات انسانی نیز به آن وارد شد. جمهوری اسلامی ایران اجازه ایجاد کریدور دوم در تنگه هرمز را نخواهند داد و در صورت ورود تجهیزات یا نیروهای نظامی، با آنها مقابله خواهد کرد. در شرایط فعلی نیز کشتیها مورد هشدار قرار میگیرند و بسیاری از آنها با توجه به این هشدارها مسیر خود را تغییر میدهند و تنها کشتیهایی که تحت فشار آمریکا به مسیر خود ادامه میدهند، با خسارت مواجه میشوند. ازاینرو، راهبرد کنونی جمهوری اسلامی ایران استمرار ایستادگی و دفاع هدفمند است.
رضایی درباره احتمال تکرار حملات زمینی خاطرنشان کرد: در حال حاضر نمیتوان با قاطعیت اعلام کرد که این طرح بهطور کامل منتفی شده است. ترامپ از فرمانده سنتکام خواست که حملات سنگینتر باشد چرا که موقعیت اقدام زمینی فراهم نشده است اما فرمانده سنتکام به او پاسخ داد که نهایت توان به کار گرفته شده است و باز هم موفق نبودند و این نشان از اشتباه محاسباتی فرماندهان نظامی آمریکا دارد. در پاسخ به تجاوز آمریکا، ایران حملات موجوار، شدید و دقیق به پایگاههای آمریکا در منطقه انجام داد که باعث جابهجایی نیروهای آمریکا شد و فرماندهی آنها ابتدا از قطر به اردن و سپس به اسرائیل منتقل گردید و این یعنی فرماندهی و پشتیبانی از محل درگیری بسیار دور شد؛ بنابراین ایران طرح آنها را برهم زد و جنگ سوم ترامپ علیه ایران در میانه راه شکست خورد و یک ناکامی شدید به ناکامیهای پیشین ترامپ اضافه شد و ما تا دو روز پس از توقف حملات آمریکا نیز به حملاتمان ادامه دادیم. نمیتوان گفت طرح حمله زمینی آنها به کلی منتفی است اما آن طرح رویایی که در ذهن ترامپ بود رخ نخواهد داد و بسیار ضعیف شده است و شاید عملیاتی محدود انجام دهند. آمریکا در حال برنامهریزی برای دور چهارم است؛ اولاً آنها برنامههایی برای ایجاد آشوب در داخل کشور دارند، ثانیاً آنها در حال تلاش برای دخیل کردن دیگر کشورها در جنگ هستند و برای نمونه اقدام اوکراین در حمله به کشتی ما بود که ما درصدد پاسخ به اقدام آنها و حمله به نقاطی در اوکراین بودیم که طی تماسی اعلام کردند که این حمله در اثر اشتباه رخ داده است و البته به هر حال این اقدام باید جبران شود. نمونه دیگر، مشارکت عربستان در بمباران عراق بود که البته عربستانیها در تماس با ایران اعلام کردند که در این حملات دخیل نبودهاند و البته ما در حال تحقیق در این مورد هستیم.
وی با هشدار درباره خطرات بینالمللی این بحران توضیح داد: این دستوپا زدنهای آمریکا ممکن است جرقه های جنگ جهانی سوم را فعال کند و شرایط کنونی غرب آسیا بسیار پتانسیل بالاتری نسبت به اروپای پیش از جنگ جهانی دوم دارد؛ تنگه هرمز و خلیج فارس نقطهای بسیار حساس است که اقدامات و اهداف آمریکا برای تسلط بر تنگه هرمز پتانسیل ایجاد منازعات فرامنطقهای و دخیل شدن سایر قدرتها را دارد. ترامپ قصد فعال کردن ناتو در جنگ را دارد و حالا انگلیس نیز با آمدن نخستوزیر جدید تمایلاتی برای مداخلات نشان داده که البته این دستوپا زدنهایشان از استیصال و سرگردانی و شکست در جنگ چهل روزه و هفده روزه است؛ نتانیاهو در سفر اخیرش دوباره به دنبال کشاندن آمریکا به تشدید تنش و فریب دادن ترامپ بود که البته این بار خیلی موفق نبود.
مشاور نظامی فرمانده کل قوا در پاسخ به تحلیلهای مربوط به مدیریت بازار انرژی تا انتخابات میاندورهای آمریکا افزود: در طول جنگ تحمیلی سوم، آمریکا اشتباهات بزرگی داشته است و اینکه آنها در پی اشتباه و شکستهای پیدرپی، بهدنبال اصلاح نقشهها و عملکردها و سناریوها باشند طبیعی است؛ اما از کجا معلوم که این سناریوها موفق شود؟ حال آنکه ما در این جنگ به شدت ضعف کیاست در فرماندهی آمریکا را نسبت به جنگهای پیشین آنها میبینیم و شاهد اقدامات غیرفنی و غیرتکنیکی از آنها هستیم و از دیگر سو وزیر دفاع آنها نیز در این حوزه تخصص آنچنانی ندارد و میبینیم که آنها با وجود تکنولوژی و تجهیزات بسیار پیشرفته بهدلیل ضعف فرماندهی شکست خوردهاند و همه بدانند که آنها به شدت مستاصلند و در آینده از این دوران بهعنوان دوره سیاهی در تاریخ آمریکا یاد خواهد شد.
وی با رد اتهام جنگطلبی ایران تصریح کرد: بسیار واضح و مبرهن است که آمریکا جنگطلب است و اگر نظرسنجی در سراسر جهان انجام شود قاطبه مردم جهان آمریکا را جنگطلب معرفی خواهند کرد؛ ایران همواره به دنبال جلوگیری از جنگ بود و علیرغم علم به بدعهدی آمریکا با هدف جلوگیری از جنگ مذاکرات را انجام داد اما دشمن طی یک خطای محاسباتی، نجابت سیاسی و پذیرش مذاکرات از سوی ایران را حمل بر ضعف ما گذاشت و سه بار به مذاکرات خیانت و به ایران جنگ تحمیل کرد. این آمریکا بود که به کشور و ملت ایران حمله کرد و رهبر ما و کودکان ما را به شهادت رساند؛ آیا ما به آنها حمله کردیم و ملتشان را قتل عام کردیم؟ ما به دنبال توسعه جنگ نیستیم و از درگیریهای دیگر کشورها نیز استقبال نمیکنیم چرا که خطر شروع جنگ جهانی را به وجود میآورد. دیپلماسی اقدامی درست است و باید وجود داشته باشد اما در باب مذاکره طبق فرمایش رهبر معظم انقلاب، آمریکا باید رفتارش را تغییر بدهد. آنها باید به تعهدات خود عمل کنند و تغییر رفتار آنها میتواند نشانهای برای جدی بودن دیپلماسی باشد.
رضایی درباره امنیت در خلیج فارس خاطرنشان کرد: ایران در تنگه هرمز مسئولانه عمل کرده و امنیت را برای همه فراهم کرده است و امنیت اقتصادی جهان برای ما مهم است. این آمریکاست که در تنگه هرمز ناامنی ایجاد میکند حال آنکه ما تفاهم کردیم و کنگره خودشان نیز رای به اتمام جنگ داد و لذا چرخه جنگ-مذاکره-آتشبس باید پایان یابد و سایه جنگ برداشته شود. سوال اینجاست که چرا آنها این اقدامات تنشآفرین را انجام میدهند؛ بنابراین امروز این آمریکاست که باید قدم اول را بردارد و تغییر رفتار دهد و اگر بنا به ادامه رویه گذشته باشد ما محاصره را تحمل نمیکنیم و البته اکنون هم اقداماتی برای جایگزینی انجام شده است اما ادامه محاصره، ناوها و کشتیهای آنها را در خطر قرار خواهد داد.
وی با اشاره به ضرورت قوی شدن اقتصاد داخلی یادآور شد: در گفتوگوهای قبل از مردم درخواست داشتیم که خیابانها که اکنون خط مقدم است و این بعثت بزرگ را حفظ کنند؛ البته این خط مقدم و این مردم شریف باید از نظر اقتصادی نیز شکوفا و تامین شوند و این بعثت سیاسی و نظامی باید به بخش اقتصادی تسری یابد حال آنکه شکوفایی اقتصاد موجب پیشرفت در همه وجوه و از جمله صنایع نظامی نیز خواهد شد. از طرفی صرف اتکا به رفع تحریمها و ورود پول به کشور این بعثت اقتصادی روی نخواهد داد و لازمه این امر رفع موانع اقتصادی و قوانین دستوپاگیر و خروج از اقتصاد دولتی است. همانگونه که امروز ملت بزرگ ایران در عرصه جنگ میدانداری میکند همین مردم باید در عرصه اقتصادی نیز میداندار شوند و باید مردم را در اقتصاد شریک کرد. ما از طریق صرفهجویی میتوانیم در سال ۱۰۰ میلیارد دلار کسب درآمد کنیم. این صرفهجویی باید با مشارکت مردم باشد و البته عواید آن نیز باید به مردم برسد بنابراین همه مردم ایران میتوانند تولید ثروت کنند. جوانان ما سرشار از استعداد و نبوغند و امروز هم جامعه و هم مسئولان باید از فرهنگ صرف سیاسی به سمت فرهنگ اقتصادی حرکت کنیم. بعثت بزرگ مردم ایران باید منجر به شکلگیری یک جامعه مهدوی شود که هم صلاة و هم زکات در آن است و جامعهای که در آن تولید ثروت باشد میتواند زکات بدهد.
رضایی در پایان گفت: به عنوان سربازی کوچک از همه مردم و همه طیفها و همه کسانی که دلشان برای ایران میتپد درخواست دارم در این شرایط خطیر که بسیاری از راه رسیدن به قله را پیمودهایم به تأسی از دکترین رهبر شهید مبنی بر عزت، حکمت و مصلحت، با تدبیر وحدت و ایستادگی کنند.
ارسال نظر