توسعه اقتصاد، تجارت و صنعت ایران در دوران پسا جنگ
یکی از مهمترین تجارب ایران در دوران پسابحران، به رویکردهای اقتصادی و مدیریتی پس از جنگ ۸ ساله برمیگردد و فارغ از نتایج و مکانیزم اجرای آن، تجربهای گرانسنگ را برای دوره پسابحران کنونی پیش روی مسئولین کشور قرار داده است.
به نقل از روابط عمومی فولاد سنگان، پایان جنگ، آغاز بازسازی اقتصادی، توسعه زیرساختهای صنعتی و بازتعریف سیاستهای تجاری بود. با توجه به تخریب بخش مهمی از زیرساختهای اقتصادی و صنعتی کشور، سیاستهای دوران جنگ پاسخگوی نیازهای بازسازی، رفع رکود و تورم و کمبود منابع مالی نبود؛ از اینرو اصلاحات اقتصادی، نوسازی صنایع و ادغام در اقتصاد جهانی ضرورت یافت. دولت با سرمایهگذاری در صنایع مادر مانند فولاد، پتروشیمی و خودروسازی، ظرفیت تولید ملی را افزایش داد و زمینه رشد صنعتی را فراهم ساخت.
در اواخر دهه ۶۰، مزیت نسبی و رقابتی ایران، یعنی منابع طبیعی بهویژه نفت و گاز، مبنای توسعه صنعتی و اقتصادی قرار گرفت و توسعه صنایع پتروشیمی و پالایشی بر همین اساس شکل گرفت. با این حال، در شرایط کنونی به دلیل وجود رقبای قدرتمند و اتکای بیش از حد به منابع طبیعی، این مزیت با تردید مواجه شده و توسعه صنایع دانشبنیان و تنوعبخشی اقتصادی با سرعت کمتری پیش رفته است. از دیدگاه استراتژیک، وابستگی بیش از اندازه به یک منبع مزیت رقابتی میتواند ریسکپذیری اقتصاد را افزایش دهد و مانع شکلگیری مزیتهای نوآورانه شود.
تجربه کنونی نشان داده است که اقتصاد متصل و تعریف منافع مشترک اقتصادی با سایر کشورها، علاوه بر توسعه متوازن، نقش مهمی در بازدارندگی دارد. با توجه به آسیب زیرساختهای مهم کشور، تجربه تحریمها، ناکارآمدی برخی سیاستهای اقتصادی و رشد سریع فناوری، نمیتوان با رویکردهای خطی و صرفاً صنعتی برای دوران پساجنگ تصمیمگیری کرد. حرکت به سوی اقتصاد باز، توسعه تجارت بینالملل و حضور مؤثر در اقتصاد جهانی ضرورتی اجتنابناپذیر است، هرچند تحریمها دامنه بهرهبرداری از فرصتهای منطقهای و جهانی را محدود کردهاند.
از چالشهای مهم اقتصاد کشور، ضعف در مدیریت بنگاههای صنعتی، محدود بودن رقابت و حضور گسترده دولت در سیاستگذاری و بنگاهداری است که انگیزه رقابت و نوآوری را کاهش داده است. از بین رفتن فضای رقابت و شکلگیری انحصار در بخشهای مختلف صنعت و تجارت، با منطق بازار و افزایش بهرهوری در تضاد است و انگیزه بهبود فرآیندها، کاهش هزینهها و ارتقای کیفیت را تضعیف میکند.
شرکتهای صنعتی برای حضور در بازارهای جهانی نیازمند بهبود مدیریت زنجیره تأمین، استانداردسازی تولید و ارتقای فناوری هستند. در این مسیر، اصلاح ساختار اقتصادی و نظام پولی و بانکی، انتقال مالکیت بخشهای اقتصادی به بخش خصوصی، شفافیت در واگذاریها و تقویت نهادهای نظارتی اهمیت دارد. همچنین تنوعبخشی به اقتصاد و توجه بیشتر به بخشهایی مانند معدن، فولاد، صنایع غذایی، نساجی، قطعهسازی، گردشگری و صنایع کوچک و متوسط میتواند به افزایش اشتغال، تابآوری اقتصادی و تنوع تولیدی کمک کند.
در مجموع، توسعه صنعتی پایدار نیازمند ترکیبی از استراتژیهای کلان اقتصادی و مدیریت کارآمد در سطح بنگاهها است. در کنار دیپلماسی اقتصادی و اصلاحات جدی، بهبود محیط کسبوکار، تقویت رقابت، سرمایهگذاری در فناوری و نوآوری و توسعه مدیریتی میتواند توان رقابتی صنایع ایرانی را افزایش دهد. تسریع روند توسعه مستلزم ایجاد ساختارهای مدیریتی و تجاری جدید و گسترش ارتباطات بینالمللی بر مبنای تأمین منافع ملی است.
ارسال نظر