العربی الجدید:
بنیامین نتانیاهو، بن گوریون دوم است
یک تحلیلگر عرب درباره اقدامات بنیامین نتانیاهو در یادداشتی نوشت: رئیسجمهور آمریکا که به دمدمی مزاج بودن مشهور است و برای وادار کردن اعراب به پیوستن به توافقنامه ابراهیم به ارعاب متوسل میشود و ایدههای بیارزشی در مسیر شکلدهی به جنگ علیه ایران مطرح میکند.
، «غازی العریضی» وزیر سابق لبنانی و تحلیلگر عرب در این یادداشت برای روزنامه العربی الجدید با استناد به مجله فارن پالسی که اخیرا در گزارشی اعلام کرد پس از آنکه «دونالد ترامپ» «بنیامین نتانیاهو» را دیوانه و قدرنشناس توصیف کرد، نتانیاهو بخاطر توافق قریبالوقوع بین واشنگتن و تهران، در معرض خطر از دست دادن پیروزی در انتخابات آینده قرار دارد، نوشت: نتانیاهو نقش عمدهای در شعلهور کردن جنگ دارد.
او در ادامه نیز به گزارش این مجله استناد کرد و نوشت این مجله مشهور است و شامل گزارشها و مطالعات مهمی است که اطلاعات دقیقی در مورد اختلافات بین ترامپ و نتانیاهو ارائه میدهد اما جهان میداند که ترامپ، همانطور که بسیاری از مقامات آمریکایی درباره او میگویند، «دمدمی مزاج»، «عجیب و غریب»، «خودشیفته»، «غیرقابل پیشبینی» و «بیپروا» است که «وارد جنگی شده که جنگ آن نیست»، «قادر به تصمیمگیری نیست»، «ایران زمان به دست آورده و زمان بیشتری به دست خواهد آورد»، «ابتکار عمل را به دست آورده و ترامپ به دنبال توافق با آن است و هنوز به آن دست نیافته است»، «سرنوشت تنگه هرمز را کنترل میکند»، «فرودگاه کویت و تأسیسات و پایگاههای آمریکایی را بمباران کرده و آمادگی خود را برای پاسخ به هرگونه حمله اعلام میکند» و «ترامپ از پیشرفت در مذاکرات با آنها صحبت میکند و وقتی پیشنویس توافق تکمیل شد، آمادگی خود را برای دیدار با سیدمجتبی خامنهای، رهبر معظم انقلاب اسلامی ایران ابراز میکند.» پس چرا «ایران چرا تسلیم بشود؟» و «چه کسی آن را تحت فشار قرار میدهد؟» «و ما هیچ متحدی در جهان نداریم». همه اینها از واقعیت سرچشمه میگیرد و در واقع به نفع نتانیاهو است که از همه ابزارها و تواناییها برای سوق دادن ترامپ به دخالت بیشتر بر اساس اعتقاد خود استفاده میکند.
این تحلیلگر میافزاید: همزمان «مارکو روبیو» وزیر خارجه آمریکا بیانیهای صادر کرد و کشورهای خلیج فارس را تهدید کرد و گفت: «دوران دفاع رایگان آمریکا از کشورهای ثروتمند به پایان رسیده است. ما شریک میخواهیم، نه کشورهای تحت الحمایه.» این اظهارات به طور خلاصه به این معناست: شما شریک ما نیستید؛ ما از شما محافظت میکنیم و شما ثروتمند هستید؛ ما شما را به عنوان شریک میخواهیم. شما باید مستقیما در جنگها و پروژههای ما شرکت کنید و همچنین باید هزینه بپردازید. کاملا مشخص است که پروژه اسرائیلی-آمریکایی با هدف تبدیل منطقه به کشورهای تحت الحمایه پس از تجزیه و تضعیف کشورهای آن است.
وی با بیان اینکه اکنون رقابت اینجاست: چه کسی محافظ است؟ کدام طرف بیشتر سزاوار «پول شخص ثروتمند» است؟ نوشت: این اسرائیل است که از طریق نتانیاهو، ترامپ را به آغاز جنگ با همکاری خود علیه ایران سوق داد و همان کاری را کرد که در غزه و لبنان انجام داد و همان کاری که در کرانه باختری انجام میدهد. این اسرائیل، به رهبری نتانیاهو است که همچنان با غرور به اعراب خطاب میکند: ما به ایران حمله کردیم.
وی ادامه داد: آیا اظهارات روبیو به کشورهای عرب حوزه خلیج فارس اطمینان خاطر میدهد، به خصوص پس از آنکه ترامپ آنها را به پایبندی اجباری به توافق ابراهیم به عنوان دادن بهایی به اسرائیل و راضی کردن آن به منظور دستیابی به توافق با ایران تهدید کرد؟ روبیو چند روز قبل گفته بود: «توافق صلح با ایران ممکن است حتی از پیروزی نظامی بهتر باشد و میتواند هفته آینده حاصل شود.» اظهارات روبیو در خدمت دستور کار نتانیاهو است. وی در تماسهای خود با بسیاری از اعراب، به آنها در مورد رفتار ترامپ هشدار میدهد و از آنها میخواهد که موضع محکمی علیه ایران بگیرند. روبیو میگوید: «شما وفادار هستید. شما همه کارها را انجام دادهاید، شما پول میدهید، شما گامهای استثنایی برداشتهاید و ما در کنار شما ایستادهایم اما ترامپ به گونهای عمل میکند که نگرانکننده است. »
این تحلیلگر عرب میافزاید: او به نوعی به آنچه دولت آمریکا از آن میترسد، یعنی افشای ترس و رصد عملیات جاسوسی اسرائیل علیه آمریکا و مراکز تصمیمگیرنده آن و کمپینهای متمرکزی که توسط چهرههای بانفوذ در نهادهای آمریکایی علیه توافق با ایران انجام میشود، اشاره کرد. این مسئله اساس حرکت و اهداف نتانیاهو است.
وی خاطرنشان کرد: منطق روبیو، بر اساس تجربه ونزوئلا، تهدید کوبا و پروژه الحاق گرینلند، نگرانکننده است. خود ترامپ میگوید: «اگر میتوانستم نفت ایران را به دست بیاورم این کار را میکردم اما مردم ایران آن را نمیخواهند.» مشکل در طرز فکر آمریکاییها به طور کلی و به ویژه در این تیم نهفته است: تجاوز بیملاحظه، محاسبات اشتباه، جنگ در خاک خارجی، نابودی نهادها و منابع آنها و این باور مداوم که این به منافع آنها خدمت میکند و پیروزیهای داخلی پایدار را به دست میآورد. سپس رسواییهایی که در داخل کشور فوران میکنند و ضررها، هزینهها، ویرانیها و مرگ را آشکار میکنند، از راه میرسند.
این وزیر لبنانی میگوید: به نفع همه اعراب به ویژه همسایگان ایران است که از این فرصت مناسب که با موضع فعلی آمریکا و توهینهای مکرر آمریکاییها به رهبران آنها، همراه با حرص و طمعی که نسبت به پولشان نشان داده میشود، بهرهبرداری کنند. این همزمان با اظهارات رهبران جهان، وزرای امور خارجه، مقامات، مفسران، متفکران و چهرههای تأثیرگذار چه در داخل و چه در خارج از آمریکا است که به همه یادآوری میکنند در عراق و افغانستان چه اتفاقی افتاده است و تأکید میکنند که آمریکا در محافظت از حضور خود در خلیج فارس و محافظت از کشورهایی که پایگاههای آمریکایی در آنجا قرار دارد، شکست خورده است.
العریضی اشاره کرد: این احساس تقریبا در بین عموم مردم عرب حوزه خلیج فارس فراگیر است اما جنگ آمریکا و اسرائیل ایران را شکست نداده است. ادعاهای آمریکایی وجود دارد که ایران بخش قابل توجهی از قابلیتهای موشکی خود را بازیابی کرده است. هیچ توافقی در مورد برنامه هستهای، اورانیوم یا موشکهای بالستیک آن حاصل نشده است. ایران اکنون تنگه هرمز را کنترل میکند و تهدید میکند که همین کار را با باب المندب انجام دهد. این کشور در حال خرید زمان و تلاش برای تحمیل شروط خود است که با اصرار نتانیاهو بر لزوم ادامه جنگ همسو است. اعراب در یک هزارتو گم شدهاند، در میان تلاشهایی برای مانورهای هوشمندانه، وقتکشی و درگیر شدن در ژستهای دیپلماتیک و رسانهای سرگردانند اما هیچ چیز ملموسی برای اثبات حضور خود ندارند. آنها وقایع پاکستان و جاهای دیگر را دنبال میکنند و به طور دورهای از اظهارات ترامپ گیج میشوند: غزه از بین رفته است. شورای صلح از بین رفته است. کرانه باختری بعدی است. پروژه کشور فلسطین مدتهاست که مرده است. منابع و آینده آنها تهدید میشود. برخی تصمیم خود را گرفتهاند، آشکارا به اراضی اشغالی میروند و قراردادهای تسلیحاتی چند میلیارد دلاری منعقد میکنند، در حالی که برخی دیگر مخفیانه تماسهای خود را انجام میدهند که اغلب این تماسها توسط نتانیاهو افشا شده است. همه این مسائل اعراب را تضعیف میکند و بر حضور، نقش و نفوذ آنها در مراحل تعیینکننده جنگ جاری و نتیجه نهایی آن تأثیر منفی میگذارد.
وی اضافه کرد: ترامپ در مواجهه با این واقعیت، با دو موضع ظاهر شد: از یک سو، سورئال و از سوی دیگر تحریک سیاسی. موضع سورئال زمانی بود که گفت: ما در مذاکرات با ایران پیشرفت زیادی میکنیم. آنها سلاح هستهای نخواهند داشت و در موقعیتی نیستند که به آن دست یابند. ایران میگوید که فتوایی از سوی رهبر فقید انقلاب مبنی بر ممنوعیت دستیابی به چنین سلاحی وجود دارد. بنابراین، طبق منطق آنها این تاییدی بر موضع آنهاست، نه موفقیتی برای ترامپ که میگوید: «بسیاری از نفتکشها از تنگه هرمز عبور میکنند، به همین دلیل است که قیمت نفت به ۳۰۰ دلار در هر بشکه نرسیده است» اما توضیح نمیدهد که چگونه از این تنگه عبور میکنند. تمام دنیا میگوید:«کلید در ایران است» و این در عین حال یک دستاورد برای آن است.
وی خاطرنشان کرد: ترامپ یک روز دستور صادر میکند و برای وادار کردن اعراب به پیوستن به توافقنامه ابراهیم به ارعاب متوسل میشود و روز دیگر سعی میکند ایدههای بیارزشی را در میز مذاکره و در شکلدهی به مسیر جنگ ارائه دهد و بدین ترتیب بازی و اهداف نتانیاهو را تقویت کند. در این مرحله بود که «استیون والت» متفکر آمریکایی به این موضوع پرداخت و گفت: ترامپ باید بتواند منافع آمریکا را تعریف کند و البته درک کند که منافع ما و منافع اسرائیل یکسان نیستند. در حالی که در برخی زمینهها همپوشانی وجود دارد، در بسیاری دیگر اینطور نیست. ادامه این جنگ به نفع آمریکا، اروپا، آسیا یا متحدان ما نیست. وقتی کسی اشتباه بزرگی مرتکب میشود، اغلب میدانیم که در نهایت باید هزینه آن را بپردازد. آیا ایالات متحده آماده پذیرش اشتباه خود است؟ در نهایت ما نتیجهای را میپذیریم که بدتر از وضعیت قبل از شروع جنگ است. این امر مستلزم آن است که به اسرائیلیها بگوییم: ما دیگر از جنگ شما علیه ایران حمایت نخواهیم کرد. ما اکنون در حال پایان دادن به جنگ هستیم، حتی اگر این آنها را ناراحت کند.»
العریضی اشاره میکند:یک نظر حیاتی، یک سوال مهم و یک درخواست جدی که ترامپ در آستانه انتخابات میاندورهای با آن مواجه است. وی با حمایت آیپک (کمیته امور عمومی آمریکا و اسرائیل) با پشتکار تلاش میکند تا نامزدهای حزب خود را که از سیاستهای او انتقاد میکنند، از مسیر خود خارج کند. رئیس کنگره یهودیان آمریکا خواستار تشدید این تلاش در عرصههای مختلف است. این نبرد، حیاتی است و باید از رسیدن همه صداهای مخالف اسرائیل به مناصب قدرت جلوگیری شود. نتانیاهو نیز با انتخاباتی سرنوشتساز روبهرو است که آینده سیاسی او را تعیین خواهد کرد. اگر ترامپ، نتانیاهو را از محاکمههای فساد در داخل اسرائیل محافظت کرده، به دنبال عفو وی است و قدرت او را در دورههای اول و دوم ریاست جمهوریاش تقویت کرده است و اقدامات او را در غزه و کرانه باختری لاپوشانی کرده و با او در مورد سرنوشت فلسطینیها موافق بوده است: آوارگی، عدم وجود دولت آینده برای آنها در سرزمینشان و یک پروژه سرمایهگذاری برای وی و شرکایش و او را از دادگاه جنایی بینالمللی محافظت کرده است، همانطور که از شهرکنشینان و اقدامات تروریستی آنها علیه فلسطینیها محافظت کرده است، آیا جرات پیدا خواهد کرد که موضع محکمی اتخاذ کند و آیا به آنچه استیون والت خواستار آن شده است، ادامه خواهد داد؟
وی میگوید: من معتقدم که اگر معجزهای رخ ندهد، نتانیاهو قادر به ادامه بازی خود است و شرایط به نفع اوست. اعتقاد من تزلزلناپذیر است و دوباره آن را تکرار میکنم: این خطرناکترین، توانمندترین، باتجربهترین و حیلهگرترین نخستوزیر در تاریخ رژیم صهیونیستی است. او میداند چگونه ذهن آمریکاییها را دستکاری کند و شیفته رویای پیشی گرفتن از «بن گوریون» اولین بنیانگذار و تبدیل شدن به بن گوریون دوم برای اجرای پروژه «اسرائیل بزرگ» است. من این را تنها چند روز پس از سالروز نکبت ۱۹۴۸ که منجر به اعلام دولت اسرائیل توسط بن گوریون شد، تکرار میکنم. قدرت آن با شکست ۱۹۶۷ تثبیت شد و از آن زمان، ما از یک فاجعه به فاجعه دیگر در حال حرکت هستیم، در حالی که اسرائیل همچنان به توسعه طلبی خود ادامه میدهد.
العریضی یادآوری کرد: من در سرمقالهای در مجله فرانسوی نوول آبزرواتور بیانیهای از بن گوریون اول را خواندم که پس از جنگ شش روزه گفت: «اگر انتخاب بین صلح و رها کردن سرزمینهای اشغالی سال گذشته توسط اسرائیل باشد، من صلح را انتخاب میکنم.» این بن گوریون بنیانگذار بود. پس از او، آنها اسحاق رابین را ترور کردند زیرا او به دنبال صلح بود و آنها به جنگها و اشغال بیشتر متوسل شدند. سپس نتانیاهو را داریم که رویای یک اسرائیل بزرگ را در سر میپروراند که کل منطقه را در بر بگیرد، خاورمیانه را تغییر شکل دهد و جهان عرب را فرو بریزد و هرج و مرج، جنگها و درگیریها را در همه جا جهانی کند و اسرائیل در این امر با همکاری آمریکا نقشی ایفا کند. نتانیاهو، بن گوریون دوم که خود را وقف رویاها و پروژه خود کرده است، فرصتهای بزرگی پیش روی خود دارد. وی برخلاف بن گوریون، خواهان سرزمین وسیع و صلح برای اسرائیل است. بنابراین، وی میخواهد نظام ایران را از بین ببرد، ترکیه را تهدید به هدف قرار دادن میکند و اعراب را در واقعیت فعلی و رو به وخامت خود نادیده میگیرد.
ارسال نظر