خبرگزاری موج گزارش می دهد؛

تناقض گویی های دبیرکل آژانس علیه ایران/ گروسی به دنبال چیست؟

در آستانه برگزاری نشست فصلی شورای حکام، شاهد اظهارات مبهم و غیر واقعی گروسی در خصوص وضعیت اورانیوم های غنی شده ایران هستیم. این مسئله می تواند روند گفتگوها در نشست را مانند سال قبل، به بحرانی در مسئله ایران تبدیل کند.

رافائل گروسی
به گزارش خبرنگار سیاسی خبرگزاری موج

، نشست فصلی شورای حکام آژانس بین‌المللی انرژی اتمی قرار است از ۱۹ تا ۲۳ خرداد در وین برگزار شد. این نشست اهمیت زیادی در تحولات سیاسی-نظامی خلیج فارس خواهد داشت. لازم به یادآوری است که سال گذشته، روز ۲۲ خرداد این نشست برگزار شد و قطعنامه­ای علیه برنامه هسته ای ایران به تصویب رسید. فردا آن روز اسرائیل که به نوعی مجوز حملاتش را به دست آورده بود، جنگ ۱۲ روزه را آغاز کرد. این نبرد که به همکاری با آمریکا و بمباران مراکز هسته ای ایران منتهی شد، هرگز مورد محکومیت آژانس بین المللی انرژی اتمی و رافائل گروسی دبیرکل آن قرار نگرفت! گویی این نهاد هیچ وظیفه ای در این حوزه نداشت.

اکنون در آستانه برگزاری دوباره نشست مذکور، گروسی به مسئله ذخایر اورانیوم های غنی‌شده و ناتوانی آژانس در راستی‌آزمایی دقیق وضعیت آنها پرداخته است بدون آنکه بیان کند حتی پس از جنگ ۱۲ روزه، با وساطت مصر، توافق قاهره برای شروع شکل جدیدی از همکاری با آژانس در خصوص سایت های بمباران شده شکل گرفت اما به دلیل مداخله غرب هرگز به مرحله عمل نرسید.

براین اساس گروسی در روزهای اخیر در چند مصاحبه و اظهارنظر رسانه‌ای تأکید کرد «آژانس در حال حاضر نمی‌تواند با قطعیت درباره محل نگهداری، وضعیت و میزان بخشی از ذخایر اورانیوم غنی‌شده ایران اظهارنظر کند.» این سخنان آنهم در آستانه نشست شورای حکام می تواند زمینه ساز یک هجمه جدید علیه ایران باشد. زیرا اگرچه در نگاه اول، این اظهارات چندان تازه به نظر نمی‌رسند اما سؤال مهم اینجاست که چرا گروسی در این بازه زمانی تصمیم گرفته دوباره این موضوع را برجسته کند؟

پاسخ را باید در همزمانی سه تحول جست‌وجو کرد؛ نخست گزارش تازه آژانس درباره برنامه هسته‌ای ایران، دوم ادامه مذاکرات میان تهران و واشنگتن و سوم تلاش کشورهای اروپایی و آمریکا برای تعیین مسیر پرونده ایران در شورای حکام.

در واقع برخلاف سال‌های گذشته که محور اختلاف‌ها عمدتاً حول تعداد سانتریفیوژها یا درصد غنی‌سازی می‌چرخید، اکنون مسئله اصلی به سرنوشت مواد هسته‌ای موجود منتقل شده است که ترامپ هدفش از جنگ ۳۹ روزه دستیابی به همان ۴۴۰ کلیوگرم اورانیوم با غنای شصت درصد عنوان کرد. در این یمان از نگاه آژانس، مشکل اینجاست که بخشی از نظام نظارتی گذشته دیگر وجود ندارد و در نتیجه امکان راستی‌آزمایی مستقل درباره وضعیت دقیق این ذخایر کاهش یافته است. در حالی که اساساً هیچ شیوه نامه مشخصی برای بازرسی از سایت های بمباران شده در آژانس وجود ندارد و این سازمان و شخص گروسی هم همکاری لازم برای پیشبرد این شیوه نامه را نداشتند.

اینجاست که مفهوم «اورانیوم‌های گمشده» وارد ادبیات رسانه‌ای غرب می‌شود؛ اصطلاحی که البته از نظر فنی دقیق نیست، زیرا هیچ مرجع بین‌المللی نگفته اورانیومی مفقود شده است. مسئله این است که آژانس می‌گوید نمی‌تواند درباره محل و وضعیت بخشی از ذخایر با همان سطح اطمینان گذشته اظهار نظر کند. اما در فضای سیاسی و رسانه‌ای غرب، همین شکاف اطلاعاتی به سرعت به پرسش بزرگ‌تری تبدیل می‌شود: آیا جامعه بین‌المللی واقعاً می‌داند مواد هسته‌ای ایران در چه وضعیتی قرار دارند؟ همین سؤال اکنون به مهم‌ترین برگ فشار در آستانه نشست شورای حکام تبدیل شده است.

برخی دیپلمات‌های غربی معتقدند اظهارات اخیر گروسی صرفاً یک هشدار فنی نیست، بلکه تلاشی برای آماده‌سازی فضای سیاسی نشست پیش رو نیز محسوب می‌شود. گزارش‌های منتشرشده در رسانه‌های بین‌المللی حاکی از آن است که آمریکا و سه کشور اروپایی آلمان، انگلیس و فرانسه در حال بررسی گزینه‌های مختلف برای افزایش فشار دیپلماتیک بر ایران هستند. در چنین فضایی، تأکید مکرر مدیرکل آژانس بر ابهام موجود درباره ذخایر اورانیوم، می‌تواند به مهم‌ترین مستند فنی برای اقدامات سیاسی بعدی تبدیل شود.

اما این فقط یک روی ماجراست. روی دیگر ماجرا به مذاکرات ایران و آمریکا بازمی‌گردد. در ماه‌های گذشته، بسیاری از تحلیلگران تصور می‌کردند محور اصلی گفت‌وگوها میزان غنی‌سازی ایران یا تعداد سانتریفیوژها خواهد بود. اما اکنون به نظر می‌رسد مسئله مهم‌تر، نحوه نظارت بر مواد هسته‌ای موجود است. به بیان ساده، حتی اگر تهران و واشنگتن درباره سطح غنی‌سازی به توافق برسند، باز هم این سؤال باقی می‌ماند که آژانس چگونه می‌تواند اجرای توافق را راستی‌آزمایی کند.

از این منظر، اظهارات اخیر گروسی را می‌توان پیامی غیرمستقیم به مذاکره‌کنندگان ایرانی و آمریکایی نیز دانست. پیامی با این مضمون که بدون حل مسئله نظارت و دسترسی‌های فنی، هر توافق سیاسی با مشکل اجرا روبه‌رو خواهد شد.

در این راستا جمهوری اسلامی ایران بارها اعلام کرده آژانس در سال‌های اخیر تحت تأثیر فشارهای سیاسی غرب قرار گرفته و برخی نگرانی‌های مطرح‌شده بیش از آنکه فنی باشند، ریشه سیاسی دارند. از نگاه ایران، همکاری‌های پادمانی ادامه داشته و بزرگنمایی مسئله ذخایر اورانیوم در آستانه نشست شورای حکام تصادفی نیست.

همین اختلاف روایت‌ها باعث شده نشست شورای حکام امسال اهمیتی فراتر از یک نشست معمولی پیدا کند. اگر کشورهای غربی موفق شوند بر پایه گزارش اخیر آژانس اجماع سیاسی تازه‌ای علیه ایران شکل دهند، پرونده هسته‌ای وارد مرحله جدیدی خواهد شد. اما اگر تهران بتواند مانع شکل‌گیری چنین اجماعی شود یا از طریق دیپلماسی تنش‌ها را کاهش دهد، احتمالاً موضوع در سطح اختلافات فنی باقی خواهد ماند.

ببراین اساس پرونده ذخایر اورانیوم ایران بار دیگر به نقطه تلاقی سه بازیگر اصلی تبدیل شده است؛ آژانس، غرب و ایران. و درست به همین دلیل است که «اورانیوم‌های گمشده» از یک موضوع فنی به یک مسئله سیاسی و دیپلماتیک بزرگ تبدیل شده‌اند. در صورتی که آمریکا یکبار دیگر با همکاری اروپا، نشست شورای حکام را از هدف اصلیش منحرف سازد و منجر به قطعنامه دیگری علیه ایران شود، باید انتظار داشت تحولات سیاسی-نظامی در منطقه پیچیده تر خواهد شد.

 

دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط خبرگزاری موج در وب منتشر خواهد شد.

پیام هایی که حاوی تهمت و افترا باشد منتشر نخواهد شد.

پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیرمرتبط باشد منتشر نخواهد شد.

ارسال نظر

مهمترین اخبار

گفتگو

آخرین اخبار گروه

پربازدیدترین گروه