خبرگزاری موج گزارش می دهد؛
نگاه دنیا به تحولات لبنان و ترس اقتصاد جهانی از شروع دوباره جنگ
با تصمیم اسرائیل برای هدف قرار دادن ضاحیه بیروت، جمهوری اسلامی ایران از تصمیم خود برای تعلیق تبادل پیام با آمریکا به دلیل نقض آتش بس در لبنان خبر داد. اقدامی می تواند پیامدهای بزرگی در دنیا و منطقه داشته باشد.
، غروب روز دوشنبه در حالی که اسرائیل از برنامه خود برای هدف قرار دادن منطقه ضاحیه در بیروت خبر داد که کاملاً در تضاد با آتش بس ۱۹ فروردین است، گزارش هایی در مورد احتمال تعلیق و توقف مذاکرات بین ایران و آمریکا منتشر شد. دلیل این مسئله تأکید ویژه تهران بر پیوند شرایط ایران و لبنان در مسئله آتش بس است که با همین شرط، در ۱۹ فروردین با آمریکا بر توقف جنگ توافق شد.
در صورتی که تبادل پیام ها متوقف یا به حالت تعلیق درآید، باید گفت روند پیش رفته در خصوص توافقی که گفته می شود تا ۹۰ درصد آن صورت گرفته، نیز بی نتیجه رها خواهد شد. این مسئله میتواند پیامدهای گستردهای برای کل معماری دیپلماسی منطقهای داشته باشد. در روزهای گذشته ارتش اسرائیل بنا به دستور رسمی نتانیاهو از جنوب رودخانه لیتانی عبور کرد و وارد منطقه جدیدی شد که بنا به اخبار منتشر شده این عمیق ترین نفوذ زمینی اسرائیل در ۲۶ سال گذشته است. تهران این تحولات را نه یک بحران مستقل، بلکه بخشی از یک «فشار هماهنگ منطقهای» تلقی میکند؛ فشاری که از نگاه تصمیمگیران ایرانی، نمیتواند از پرونده مذاکرات با آمریکا جدا شود. در چنین فضایی، تصمیم به تعلیق یا توقف ارتباطات غیرمستقیم، بیش از آنکه یک قطع کامل دیپلماسی باشد، نوعی سیگنال سیاسی تلقی میشود.
با توجه به مواضع قدرتمند جمهوری اسلامی ایران در خصوص تحولات لبنان، باید گفت دیگر تهران حاضر نیست بدون بازگشت آرامش به این کشور به توافقی با آمریکا برسد. اما از نگاه واشنگتن، تفکیک پرونده لبنان از مذاکرات هستهای و منطقهای ایران یک ضرورت است، در حالی که از دید ایران چنین تفکیکی عملاً غیرواقعی و حتی ابزار فشار سیاسی تلقی میشود.
در این میان اسرائیل بنا دارد بازی های امنیتی منطقه را بار دیگر تغییر دهد. اسرائیلی ها مایل نیستند توافقی بین ایران و آمریکا صورت بگیرد به ویژه آنکه به شمول لبنان هم باشد. در این رابطه کارشناسان و مقامات اسرائیلی بارها در رسانه های عبری زبان تأکید کرده اند جبهه ایران عملاً به نتیجه مؤثری نرسید و تسری آتش بس به لبنان وضعیت را برای اسرائیل بدتر کرده است. زیرا کماکان قدرت آتش حزب الله باقی مانده و حتی نشان داده با پهپادهای انفجاری فیبرنوری قادر است ضربات کاری به اسرائیل وارد سازد.
بنابراین توقف و یا تعلیق تبادل پیام ها برای به نتیجه رسیدن توافق، می تواند منطقه را در خطر جنگ دوباره قرار دهد. در سطح جهانی نیز، بازار انرژی بهویژه نفت، نسبت به هرگونه نشانه از تشدید تنش در تنگه هرمز یا بابالمندب حساس است. وضعیت ورود نفت خلیج فارس به بازار جهانی هنوز به حالت عادی بازنگشته و تا امروز هم کشورها از ذخایر خود استفاده می کردند. اما طولانی شدن این شرایط می تواند تبدیل به یک بحران صنعتی و غذایی در دنیا شود. واقعیت این است که ادامه این وضعیت برای ایران هم دشوار است. عدم امکان فروش نفت و صادرات و واردات کالا به دلیل محاصره دریایی آمریکا و استفاده از مسیرهای جایگزین، بنا به گزارش کارشناسان، هزینه ها را بالا برده است.
براین اساس در وضعیت فعلی، سه سناریوی اصلی قابل تصور است:
در صورت کاهش تنش در لبنان یا ورود میانجی جدید، ارتباطات غیرمستقیم ممکن است با چارچوب محدود از سر گرفته شود؛ مذاکرات در حالت تعلیق باقی میماند، بدون قطع کامل ارتباطات، اما بدون پیشرفت واقعی؛ در صورت گسترش درگیریها، مذاکرات عملاً جای خود را به مدیریت بحران نظامی میدهد.
در هر سه سناریو، نقش لبنان بهعنوان نقطه کانونی بحران همچنان تعیینکننده باقی میماند. در واقع دور از ذهن است که فکر کنیم جمهوری اسلامی ایران در آینده تحت فشار، لبنان را به حال خود رها کند و اسرائیل با خیال راحت حملاتش را به این کشور ادامه دهد.
ازاین رو آنچه امروز در روابط ایران و آمریکا مشاهده میشود، صرفاً یک توقف تاکتیکی در مذاکرات نیست، بلکه نشانهای از تغییر ماهیت دیپلماسی در خاورمیانه است؛ جایی که تهران توانسته قدرت اثرگذاریش را به فراتر از مرزهایش برساند و این مسئله مورد پذیرش آمریکا نیز قرار گرفته است. اینکه ترامپ قبول کرد آتش بس ۱۹ فروردین به شمول لبنان باشد، از توان مانور ایران ناشی می شد.
ارسال نظر