یک انگشتر، خاطره سالهای ساده را زنده میکند
انگشتری که امروز در دستان دکتر حدیث نظری دیده میشود، تنها یک زیور ساده نیست؛ نشانهای است از روزهایی که سادگی، همدلی و مردمداری در قاب خاطرات جمعی جای گرفته و هنوز در ذهن بسیاری زنده است.
، برخی اشیای به جا مانده از گذشته، فراتر از ارزش مادی خود، حامل روایتهایی هستند که بخشی از حافظه فرهنگی یک جامعه را شکل میدهند. در میان این یادگارها، گاه یک انگشتر میتواند پلی باشد میان امروز و سالهایی که با سادگی و صمیمیت شناخته میشوند.
،روایت روزهاییست که عطر سادهزیستی، اخلاص و مردمداری در کوچههای این سرزمین جاری بود..روزهایی که رئیسجمهور جوان و انقلابیِ آن سالها، سید علی خامنه ای با همان لباس ساده، همان نگاه آرام و همان قلبِ لبریز از ایمان، میان مردم زندگی میکرد؛ نه بالاتر از مردم.
از روزهایی که در جبههها، میان رزمندگان حاضر میشد و با کلماتش امید را به دلها برمیگرداند...وقتی مادران شهدا با دیدنش آرام میشدند، وقتی دست نوازشش بر سر کودکان جنگزده، مرهمی بر دردهایشان بود، و وقتی در سختترین روزهای دفاع مقدس، صدای استوارش دل یک ملت را محکم میکرد.
خاطرهی آن دیدارهای بیتکلف هنوز در ذهن مردم مانده است؛دیدار با خانوادههای شهدا در خانههای کوچک و ساده، نشستن بر فرشهای معمولی، شنیدن درد دل مردم بدون تشریفات، و آن لبخند آرامی که حتی در روزهای موشکباران تهران از چهرهاش جدا نمیشد.
مردم هنوز به یاد دارند روزهایی را که او با وجود مسئولیت سنگین ریاستجمهوری، روحیهای پدرانه داشت؛
برای نوجوانان سخن میگفت، برای محرومان دل میسوزاند، و برای عزت ایران شب و روز نمیشناخت و چه خاطراتی که در قابهای قدیمی باقی ماندهاند...قابی از حضورش در جبهه،قابی از سخنرانیهای پرشور،قابی از دستانی که همیشه بوی خدمت و اخلاص میداد.
و امروز...انگشتری که در عکس در دستان خواهرمان دکتر حدیث نظری میبینید، یادگار همین خاطرات است؛انگشتری که در تمام آن روزها و تمام آن خاطرات، در دستان مبارک رهبر معظم انقلاب، شهید سید علی خامنه ای بود.
ارسال نظر