خبرگزاری موج گزارش می دهد:
روایت مادریاران و پرستاران بهزیستی که نامشان در مقاومت روزهای جنگ ثبت شده است
روایت پرسنل مراکز بهزیستی که شاید نامشان در هیچ کجا برده نشود اما روح بزرگشان در لحظهلحظه این پایداری بزرگ ثبت خواهد شد.
، وقتی صدای جنگندهها آسمان را میدرید و زمین از شدت انفجارها میلرزید، خیلیها راهی مناطق امن شدند؛ اما در دل همان لحظههای هولناک، کسانی بودند که برخلاف هر غریزه طبیعی، قدمی به عقب برنداشتند.
پرسنل بهزیستی همان مادران آرام، پرستاران خسته، افرادی که نامشان شاید جایی ثبت نشود، اما در این روزهای سخت، سنگر واقعی انسانیت را ساختند.
در مراکز نگهداری از معلولین، سالمندان، و بیماران اعصاب و روان، هر انفجار پنجرهها را میلرزاند و بوی اضطراب در هوا میچرخید. اما آنان، این افراد بیادعا وسط تمام این ترسها ایستادند.
نه برای اینکه قهرمان باشند، بلکه چون وجدانشان اجازه نمیداد دست کسانی را که به آنها تکیه کرده بودند رها کنند.
یکی دست سالمندی را گرفته بود که دستانش از اضطراب میلرزید.
دیگری کنار کودک معلولی نشسته بود که حتی نمیفهمید چرا همه میدوند.
دیگری آرام در گوش بیماری که از شدت وحشت فریاد میکشید نجوا میکرد: «نگران نباش… تا من هستم، تو در امانی.»
مادرانِ این خانههای بیصدا، وقت حمله، اول به فکر نجات جان عزیزانی بودند که حتی توان دویدن هم نداشتند.
افرادی که خودشان را بین خطر و آدمهایی قرار دادند که هیچ پناهی جز آنها نداشتند.
در روزهای سیاهِ جنگ، پناهگاه حقیقی نه زیرزمینها بودند و نه دیوارهای ضخیم؛
پناهگاه، آغوش همین افراد بود.
پناهگاه، صدای آرامِ پرستاری بود که با قلبی لرزان اما قدمهایی محکم میگفت: «تا آخرین لحظه کنار شما میمانم.»
این افراد، قصههای نانوشتهای از ایثار بیصدا هستند، کسانی که وقتی دنیا زیر آتش است، با انسانیتشان روشنایی آفریدند.
قهرمانانی بدون لباس مخصوص، بدون نشان افتخار… فقط با قلبهایی به بزرگی تمام کسانی که از آنان مراقبت میکنند.
در میان ویرانیها، آنان نه فقط مراقبت کردند، بلکه معنای «مادر بودن» را دوباره تعریف کردند؛
اینکه مادر، فقط زنی نیست که فرزندی به دنیا آورده باشد، مادر هر انسانی است که دلش را وقف نجات دیگران میکند.
و تاریخ حتی اگر نامشان را ننویسد روحشان را در لحظهلحظه آن پایداری بزرگ ثبت خواهد کرد.
صفی یاری رئیس بنیاد خیریه نیکوکرداران بنا در خصوص حمله دشمن آمریکایی صهیونیستی به نزدیکی این مرکز اظهارداشت: این مرکز محل نگهداری ۲۳۰ نفر از مددجویان دختر روان مزمن، سالمندان و اعصاب و روان از سنین ۱۴ سال به بالا است.
وی افزود: در بمبارانی که در نزدیکی این مرکز صورت گرفت آثارش در اینجا نمایان شد و تخریب داشتیم.
صفی یاری بیان کرد: با کمک نیروهای جهادی و پرسنل توانستیم در کمترین زمان فضا را برای مددجویان آرام کنیم.
سهیلا عرفانی فرد مسئول فنی مرکز نیز در کفتوگو با خبرنگار اجتماعی خبرگزاری موج، اظهارداشت: حدود ۱۹۴ مددجو در این مرکز ساکن هستند، در تاریخ ۱۲ اسفند ماه که این مرکز مورد حمله دشمن متخاصم قرار گرفت دچار آسیب گردید، تمام شیشه ها شکست، سقف های کاذب فرو ریخت و درهای بخش ها دچار آسیب شد و شکست بخشی از مددجویانمان را در بخشهای مختلف ساماندهی کردیم ، بخشی نیز در سالن آمفی تئاتر که فاقد شیشه بود بردیم و اسکان دادیم .
وی گفت: پس از اینکه سیستمگرمایشی را مجدد در بخشها احیا کردیم بچه ها مجدد به بخش ها بازگشتند.
عرفانی با اشاره به اینکه در این مدت به ما بسیار سخت گذشت چرا که امکان جابه جایی بچه ها نبود، عنوان کرد: از پرسنل مان تشکر می کنم که در شرایط سخت در کنار بچه ها ماندند.
مسئول فنی این مرکز بیان کرد: در زمان حمله مددجویان ما دچار ترس و وحشت بودند حتی پرسنل ما دچار ترس شدند و خانوادههایشان پشت در مرکز به دنبالشان آمده بودنداما آنها بودن در کنار بچه ها را انتخاب کردند.
فرهانی روانشناس مرکز در خصوص این حملات، اظهار داشت: این مرکز دوبار مورد حمله دشمن آمریکایی_ صهیونی قرار گرفت و دچار خسارت شد.
وی با بیان اینکه با توجه به اینکه اینجا تلویزیون در دسترس مددجویانمان هست برخی از آنها در جریان اخبار جنگ هستند، افزود: مددجویان این مرکز دچار وحشت بسیاری شدند و این مهم سبب گردید که با هر صدایی بچه ها دچار شوک مجدد شوند.
وی با بیان اینکه تعداد مددجویان اینجا زیاد هستند، عنوان کرد: این موضوع سبب گردید در راستای بهبود وضعیت مددجویان همه ما دستبه دست هم دهیم، برنامه های جمعی برگزار کنیم.
وی خاطرنشان کرد: همچنین تلاش شد بچه ها از اخبار جنگ دور نگهداریم و بسیاری از صداها را به رعد و برق ربط دهیم تا فضای آرامتری را داشته باشیم.
ارسال نظر