شهاب حسینی:

خدایا مرا از این وادی به در آر

شهاب حسینی با انتشار متنی در صفحه شخصی خود به حواشی ایجادشده پس از مراسم یادبود جواد گنجی واکنش نشان داد.

شهاب حسینی
به گزارش خبرگزاری موج

، شهاب حسینی با انتشار یادداشتی در صفحه شخصی خود در فضای مجازی، به حواشی و برداشت‌هایی که پس از سخنانش در مراسم یادبود جواد گنجی شکل گرفته بود، واکنش نشان داد.

چند روز پیش، مراسم یادبودی در خانه سینما برای جواد گنجی، از سینماگرانی که در حوادث اخیر جان خود را از دست داده بود، با حضور خانواده او و جمعی از هنرمندان برگزار شد. در این مراسم، چهره‌هایی از جمله شهاب حسینی، بهرام افشاری، مجید برزگر، احسان عبدی‌پور و همایون اسعدیان سخنانی را بیان کردند.

پس از این مراسم، انتشار تصاویری از واکنش خانواده مرحوم گنجی به صحبت‌های شهاب حسینی، بازتاب‌هایی را در فضای رسانه‌ای به همراه داشت. در ادامه، خانواده گنجی با انتشار ویدیوی کامل سخنان این بازیگر و همچنین متنی توضیحی، از پخش تصاویر تقطیع‌شده و برداشت‌های نادرست از اظهارات او انتقاد کردند.

با وجود این توضیحات، شهاب حسینی متنی مفصل و تأمل‌برانگیز را در صفحه شخصی خود منتشر کرد که به گفته برخی کاربران، لحنی متفاوت و شخصی داشت. در بخشی از این یادداشت، او با اشاره به تجربه قضاوت‌های بیرونی و درونی، از آموختن «دل نبستن به تمجید و تحقیر» سخن گفت و در پایان نوشت که می‌خواهد «از این وادی به در آید»، عبارتی که به شکل‌گیری برداشت‌هایی درباره احتمال خداحافظی او از سینما منجر شد.

این در حالی است که در متن منتشرشده، اشاره مستقیمی به کناره‌گیری رسمی از فعالیت‌های هنری وجود ندارد و محتوای یادداشت بیش از آنکه بیانیه‌ای حرفه‌ای تلقی شود، روایتی شخصی و معنوی از مواجهه یک هنرمند با فضای قضاوت‌محور و حاشیه‌ساز است.

متن کامل یادداشت این بازیگر و کارگردان سینما به شرح زیر است:

«خدایا با همه وجود تو را شاکرم که در تقدیر ازلی خود مرا بی‌نیاز از آن کردی که بخواهم کاخ آرزوهایم را بر ویرانه‌های دیگران بسازم و هیچگاه امید مرا که ناامیدی از هر کس جز خودت بود، ناامید نکردی و در این جهان سرشار از اسارت‌های بیرونی و درونی شهد گوارای زیستن در آزاداندیشی را به روح تب‌زده و عطشناکم کشاندی و نعمت آزادی را از درون قلب و روحم بر من ارزانی داشتی.

حال دیگر قلبم نه از تمجیدها می‌شکفد و نه از تحقیرها می‌شکند. مرا آموختی که مهم نیست دیگران مرا چقدر می‌شناسند، مهم این است که من، خود خویشتن را چقدر می‌شناسم و این است حس خوب دل نبستن به غیر تو.

مرا خود به این وادی کشاندی و ملال زیستن در برابر چشمان همیشه قضاوتگر و گاه عاری از انصاف را به جانم نشاندی که هرچه کردم، آنچه خود خواستند دیدند و هرچه گفتم، آنچه خود خواستند شنیدند و من درس خود را از این آزمایش فرا گرفتم و حال می‌خواهم که مرا از این وادی به در آری تا از این پس عطایش را به لقای تو ببخشم.

آمین یا یگانه تنها و ای یگانه آشنا»

دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط خبرگزاری موج در وب منتشر خواهد شد.

پیام هایی که حاوی تهمت و افترا باشد منتشر نخواهد شد.

پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیرمرتبط باشد منتشر نخواهد شد.

ارسال نظر

مهمترین اخبار

گفتگو

آخرین اخبار گروه

پربازدیدترین گروه