بازنشر یک سند ماندگار از آرشیو فولاد مبارکه، سخنرانی‌ای که هنوز خواندنی است؛

فولاد مبارکه، آزمایشگاه هنر به‌کارگیری علم/ صنعت، فرهنگ و تکنولوژی؛ سه‌گانه‌ای برای توسعه ماندگار

نهم اردیبهشت ۱۳۶۹، در نخستین همایش خودصنعت‌سازی فولاد مبارکه، محمدحسن عرفانیان با نگاهی فراتر از مدیریت پروژه، از فلسفه‌ای سخن گفت که صنعت را نه صرفاً محصول ماشین و سرمایه، بلکه حاصل «هنر به‌کارگیری علم» می‌دانست.

فولاد مبارکه اصفهان
به گزارش خبرگزاری موج

 به نقل از فولاد مبارکه اصفهان، محمدحسن عرفانیان، مجری طرح و بنیانگذار فولاد مبارکه نقش بی‌بدیلی در موفقیت این طرح عظیم صنعتی ایفا کرد. وی که در ۳۵ سالگی در سال ۱۳۶۰ به عنوان مجری طرح انتخاب شد، افق دید وسیعی را در مدیریت این پروژه ترسیم کرد و چشم‌اندازهای فولاد مبارکه را از همان آغاز شکل‌گیری نه تنها در تئوری که در عرصه عمل نیز وسعت بخشید. مدیریت وی با یک چارچوب مفهومی و فلسفه‌ای خاص که منبعث از  اندیشه‌هایش بود، شکل می‌گرفت.

در  نهم اردیبهشت ۱۳۶۹، در نخستین روز همایش خودصنعت‌سازی، عرفانیان به بیان دیدگاه‌هایش پرداخت، با ادبیاتی که شاید برای نسل امروز تاحدی ناآشنا باشد، اما تفکر عمیق و نحوه نگرش وی و مأموریتی که برای این پروژه تعریف کرده است، بی‌شک از رویکرد ناب و کم سابقه‌ای حکایت دارد که هنوز هم می‌تواند راهگشا باشد. 

اینجا نگاهی داریم به متن این سخنرانیِ الهام‌بخش.

باسمه تعالی. «فَبَشِّرْ عِبَادِ الَّذینَ یَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَیَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ» (آیات ۱۷ و ۱۸ سوره مبارکه زمر)

از علم اندک می‌دانم، آن‌قدر که می‌فهمم راجع به کدام علم صحبت می‌شود به‌مثابه اینکه بدانی گوینده با کدام زبان صحبت می‌کند. لکن از مفهوم چیزی دستگیرت نشود.

این نقیصه اکثریت‌شمول مربوط است به بستر رشد، که از دامان مادر و پند پدر تا مدرسه و دانشگاه و جامعه همگی نگاه را از آسمان برگرفتند و بر زمین خاکی که خود نتیجه و کاربرد علم است، دوختند و خط تکمیل‌کننده آن‌که دانشگاه بود، محدود به نمونه‌های کوچک مثل دیگ بخار، موتورهای احتراق و ژنراتور نمود و جامعه نیز با آموزش، طرز بهره‌برداری و تعمیر و نصب، این بستر را بست.

این اتفاق در حالتی افتاد که کتابی بزرگ را در مکتب‌خانه آموختم و مدعی بود «وَلَا رَطْبٍ وَلَا یَابِسٍ إِلَّا فِی کِتَابٍ مُبِینٍ» که‌ای بسا رهنمون اعتراض به طبقه‌بندی علوم است، چراکه فی‌المثل علمی به‌نام فیزیک نمی‌شناسد اما از علم نجوم که ترکیب فیزیک، شیمی، ریاضی است سخن بسیار می‌رود و نیز اخلاق را علم می‌داند درحالی‌که در طبقه‌بندی علومی که آموخته‌ام، جایی ندارد و به‌جای آن اشیاء را و شکست آن را علم دانستم.

من از تجربه سخن می‌گویم که انتهای علم، آغاز تجربه است و تفاوت کاربردی‌اش این‌گونه می‌شود علم را در آغاز باید فهمید، ولی از تجربه باید استفاده کرد، من از تجربه به علم رسیده‌ام که بسیار گران بوده است، زیرا چیزی که با علم می‌توان یک‌شبه رسید با تجربه ره صدساله است. مجتمع فولاد مبارکه بزرگ‌ترین پروژه تاریخ این مملکت است و من نهمین سال مدیریت بر آن را می‌گذرانم. طبیعتاً سرمایه عظیمی در آن بکار رفته است و رقم بالایی از آن صرف تجربه‌اندوزی شده است و لذا به‌کارگیری ایـن تجربه می‌تواند مانع از تکرار آن شود تا به آنچه ما رسیده‌ایم برسید.

من تنها مرتکب نیستم بلکه اولین معترف هستم، جنگ ما، جهاد ما، قانون‌گذاری ما، خودکفائی ما، خود صنعت‌سازی ما از راه تجربه به علم رسیده‌اند و این را می‌شود از حجم سرمایه‌گذاری برنامه‌ای در یک استاندارد و مقایسه با آنچه بر روی زمین مانده است فهمید.

برای تکنولوژی تعاریف مختلفی بیان شده است، تجربه ما تعریف آن را هنر به‌کارگیری، علم می‌داند و لذا آموزش و طلب را ولو به چین مفید می‌داند همان‌گونه که علم مرز نمی‌شناسد و حتی در مرزهای اعتقادی و فرهنگ وارد می‌شود، تکنولوژی نیز ورود به این مرز را برای خود مجاز می‌داند که به‌عینه در شوروی وجهان کمونیست دیدیم و سخن گورباچف در باب چکسلواکی را شنیدیم که گفت من از آنچه در چکسلواکی در حال وقوع است حمایت می‌کنم چراکه تکنولوژی ما از غرب بسیار عقب‌مانده است.

بنابراین لغت خودکفائی که از باب کفایه و بسته شدن مرز و سقف معنی می‌دهد، قدرت بستن تکنولوژی را ندارد و فقط فکر و ذهن ما را مشغول می‌کند. بشر به علم و تکنولوژی متکی است و این دو ریسمان خدا هستند و لذا لغت خوداتکائی نیز که علم را به ما و در مرزی محدود می‌بندد، نمی‌تواند جاری و ساری بر تکنولوژی گردد. 

صنعت حاصل تکنولوژی از علم است و ابزار اعتلای فرهنگ که مرز انتخاب بشر در اقلیم و مذاهب گوناگون است و این نتیجه حاصل نمی‌شود مگر آن‌که مرزهای جغرافیائی و فرهنگی روی علم و تکنولوژی باز باشد، درست مشابه سیل که اگر راهش باز باشد به تو برای استفاده حق انتخاب می‌دهد، ولی اگر راهش را ببندی به‌زور بر تو وارد می‌شود و با تو آن می‌کند که خود می‌خواهد و لذا اطلاق خودکفائی و خوداتکائی بر صنعت در حالی که درب‌های علم و تکنولوژی بسته است مفهوم ندارد و در حالت بازِ انتخاب است که تناسب پیدا می‌کند.

این آگاهی، در انتخاب تعریف مناسب برای این سمینار ما را یاری نمود که جمله تجربیات مجتمع فولاد مبارکه در خود صنعت سازی را انتخاب کنیم. البته منظور ما ساختن صنعت توسط خودمان نیست بلکه تصمیم و انتخاب آن را در کلمه «خود» مستتر می‌دانیم. 

توان هنر به‌کارگیری علم که همان تکنولوژی باشد تا مرز شکست قالب علوم پیش رفت و طبقه جدیدی به‌نام مکاترونیک که ترکیب علم مکانیک و الکترونیک است را به وجود آورد. این اتفاق که محدودیت هم ندارد می‌تواند دو پیام داشته باشد: اول آنکه معلوم نیست طبقه‌بندی علوم به شکل کنونی درست باشد، چراکه تکنولوژی نشئت گرفته از علم توانست ضعف آن را عریان کند و درحالی‌که مخلوق علم بود، خالق فرزندی از جنس علم باشد. دوم آنکه بارقه‌ای از نور در دل مسلمین و صاحبان کتاب الله شد که اگر بجنبند و به علم و تکنولوژی مصلحت‌آمیز همچون حبل خدا چنگ زنند می‌توانند ادامه‌دهنده معلم ثانی و ثالث که فارابی و میرداماد بودند، شوند و در تکامل طبقه‌بندی علوم معلم رابع شوند. 

و من پس از ۹ سال مدیریت بر بزرگ‌ترین پروژه ازنظر کمی و پیچیده‌ترین پروژه از باب تکنولوژی، نفهمیدم درشرایطی‌که علم را از راه تجربه کسب می‌کنیم و به زبان علم اکتفا می‌کنیم و بر هنر به‌کارگیری علم مسلط نیستیم چگونه می‌توانیم در حاصل این دو که صنعت باشد خودکفا یا خوداتکا شویم!

به زبان مجتمع فولاد مبارکه فرزندان تازه متولدشده که برای رشد وابسته به تغذیه از مادر هستند با جمع شدن قادر به تولد مادر نیستند و مجتمع، صنعت مادر است که نمی‌تواند مخلوق صنایع نوپا باشد. شکلی که از صنعت حاصله در این شرایط در ذهن متباین می‌گردد برای انقلاب اسلامی زیبا نیست. 

پیشنهاد ما شتاب در فراگیری علم است تا رسیدن به مدیریت علمی فضائی بسازد که هنر به‌کارگیری علم در آن بارور شود و مراکز تحقیق هنرکده‌ای شوند که صنعت را نقاشی کنند و این‌همه در سازمان عاقلی جمع باشد که هدایت مملکت نشئت گرفته از ا و شود که ما آن را تحت عنوان سازمان تکنولوژی کشور پیشنهاد کرده‌ایم و شهرهای تحقیقات را وابسته و مکمل آن می‌دانیم. 

اولین آثار مدیریت علمی، همسوئی توالی‌بار در مملکت است که به‌زعم ما استوار بر مباحث فنی، اقتصادی، سیاسی و فرهنگی است. چراکه تا شدن یا نشدن مطلب روشن نشود، به چه قیمتی معنی ندارد، و به‌شرط شدن است که باید معلوم گردد چه قیمتی و سپس مصلحت‌سنجی گردد و آنگاه انطباق آن با فرهنگ مشخص گردد و معلوم شود که آیا منطبق است یا از باب «اکل میته». 

جایگاه مجتمع فولاد مبارکه در مدیریت علمی یک باید فنی مملکت است که در هر شرایطی باید سریعاً به تولید برسد تا نقش خود را در جامعه ایفاء کند. جامعه ناگزیر از انتخاب صنعت است که اگر مدیریت علمی انتخاب نکند برای او انتخاب خواهند نمود. ورود صنایع گوناگون از یک رشته علاوه بر سوق دادن رفتار جامعه به فرهنگ‌های متفاوت که بحث آن خواهد شد، حرکت در سطوح تکنولوژی متفاوت است که هنرکده را تبدیل به بازار مکاره می‌کند و در آن هرگونه اتفاقی برای مدیریت طبیعی است.

اشتغال بالا می‌رود ولی با تصاعد منحنی اشتغال راندمان نیروی انسانی در تولید ناخالص ملی به نرخ جهانی پائین می‌آید. قیمت بالا می‌رود ولی کیفیت پائین می‌آید. شرط نجات از این وضع انتخاب موقت یک سطح تکنولوژی است تا هنرکده سازمان تکنولوژی کشور هدایت جامعه را در دست گیرد.

انتخاب سطح تکنولوژی جز در صنایع مادر و استراتژی که فرآیند همه صنایع باشد میسور نیست و این صنعت در دنیا فولاد و بالاترین آن صنعت فولاد تخت است.

 گفتیم صنعت ابزار اعتلای فرهنگ است و دنیا جز بدین منظور از تکنولوژی استفاده نکرده است. ما فرهنگ را ممزوجی از جغرافیا و مذهب می‌دانیم و این‌دو که یکی شرایط مکانی و دیگری شرایط انسانی ما را تشکیل می‌دهد، محورهای سازنده رفتار، سنت‌ها، آداب‌ورسوم ما هستند.

هر فرهنگی دارای شاخصی است که صنعت ابزاری می‌شود برای اعتلای آن، 

مثلاً در فرهنگ یهود شاخص اقتصاد است و لذا صنعت ابزار اعتلای نظـام سرمایه‌داری است و در جهان کمونیسم پرولتاریا شاخص است و صنعت ابزار اعتلا و حاکمیت او می‌گردد. لذا وقتی صنعت انتخاب می‌کنی نه به معنای انتخاب ماشین است بلکه انتخاب یک شاخص فرهنگی است و چگونه می‌توان از جامعه‌ای که صنایع مختلف را برای او انتخاب کرده‌اند انتظار انسجام فرهنگی داشت. چگونه از کشاورزی که از بیل و گاوآهن و نهایت تراکتور استفاده می‌کند و شکل راه رفتن او فشار بر بیل است و دست‌های او آهنگ ضربه بر گاو و خر و نهایت تعویض دنده تراکتور است. انتظار حرکات پزشک جراح ماست که با فضای غیرآلوده به گردوغبار ممارست داشته است.

الگوی زیست متفاوت که همان اختلاف طبقاتی است ریشه در انتخاب و کار با صنایع گوناگون دارد.

مثالی دیگر تا منظور روشن‌تر گردد: 

معماری یک شهر یا تکنولوژی شهرسازی که همان هنر به‌کارگیری علم در چگونه برپائی شهر است نقش اساسی در الگوی زیست و در زیرمجموعه آن‌که الگوی مصرف و رفتار باشد دارد.

وقتی معماری شهر به‌گونه‌ای است که اتاق خانه و حیاط آن بر او محرم نیست. چرا هتک حرمت حجاب قبح باشد. چه انتظار حجاب از زنی که در خانه و آشپزخانه همسایه نامحرم او را می‌بیند؟ و با کدام شلاق می‌شود زن را در طول عمر در زندان برد. اتاق‌خواب پرده، پذیرائی پرده، آشپزخانه پرده. پس می‌بینید که علت بدحجابی ریشه در معماری شهرهای ما دارد و به‌عبارت‌دیگر این معماری شهرهای ساخته و توسعه‌یافته در طول ۵۰ سال حکومت طاغوت است که بدحجابی را بر فرهنگ جامعه تحمیل کرده است. یکی از دوستان معماری سنتی در باب یکی از شهرک‌های صنعتی معماری شده توسط همکلاس توده‌ای‌اش می‌گفت در همین دانشگاه هنرهای زیبا گفته است من در معماری این شهر کاری کردم که ریشه ارتجاع برای همیشه ازبین برود. شما می‌دانید قبل از انقلاب این اصطلاح را برای فرهنگ اصیل اسلامی به‌کار می‌بردند و نیز امروز آمار فجایع در این شهر باوجود همه کنترل‌ها بیشترین است.

ریشه سردرگمی جامعه ما مربوط به این است که ما هنر به‌کارگیری علم را نداریم و لذا از صنایع گوناگون که سطح تکنولوژی متفاوتی دارد استفاده کرده‌ایم و این صنایع به ما رفتاری داده است که با فرهنگ اصیل ما که ریشه در اسلام و ملیت ما دارد متفاوت است. حال که می‌خواهیم به فرهنگ خود برگردیم در کلافی سردرگم گیر کرده‌ایم. 

توالی مدیریت گذشته بعد از انقلاب (به‌ترتیب) سیاسی، فرهنگی، اقتصادی و فنی بود، درحالی‌که بار مملکت بر توالی فنی، اقتصادی، سیاسی و فرهنگی استوار است و لذا دو مقوله فنی و اقتصادی که در مراتب اول و دوم هستند توسط رده سوم و چهارم مدیریت دیده می‌شد که موردقبول نبود. امروز وقت آن است که گره مملکت با نگرش فنی بازگردد. 

اگر سطح تکنولوژی را به‌طور موقت انتخاب نکنید قانون‌گذار ما نمی‌داند چگونه قانون وضع کند، چراکه سطوح تکنولوژی متفاوت قانونمندی‌های متفاوتی دارد.

شما فولاد مبارکه را انتخاب کرده‌اید یا کرده‌اند. قانونمندی حاکم بر قرارداد آن از نظام کلید در دست است و روی این اصل طول زمان چهار سال انتخاب شده است. در قرارداد کلید در دست نظام کشتیرانی، بنادر، گمرک، حمل‌ونقل، جاده، پل، بیمه، تونل بر اساس استاندارد و تجارب بین‌المللی است، اما نظام کشتیرانی اولاً یک اجبار و ثانیاً ازنظر قیمت و زمان و تعهد خسارت از آئین‌نامه مصلحت خود تبعیت می‌کند. بندر روش تخلیه خود را دارد، گمرک آئین‌نامه خود، حمل‌ونقل بر اساس نظام پایانه فلسفه توزیع عادلانه کالا بین رانندگان را اساس کار می‌کند درحالی‌که بار مجتمع زود، تند، درست باید روی فونداسیون نصب گردد. نظام حمل‌ونقل مملکت گاراژداری است ولی طبیعت بارهای مجتمع مهندسی است، پل و تونل در مملکت برای بارهای غیر صنعتی است و لذا بار مجتمع از کوره‌راه‌های قدیمی و با قیمت چندده برابر و طول زمان بیش از یک سال حمل گردیده است. 

قرارداد مجتمع قیمت دلاری و ریالی معینی با زمان معین دارد. تعهدات ایرانی در زمان مشخصی باید انجام شود اما نظام گشایش اعتبار بودجه‌بندی ازنظر سازمان برنامه‌وبودجه و قانون‌گذار روش خاص خود را دارد و رابطه‌اش با قانونمندی یک پروژه صنعتی و قرارداد بین‌المللی قطع است. نظر کارگری ما فلسفه اشتغال و استمرار و استقرار آن را در یک نقطه دنبال می‌کند و کارفرما جریمه نقض استمرار کار تا سر حد سالی چهار ماه باید بپردازد، ولی طبیعت پروژه برپائی، ساختن و برچیدن و هجرت است.

حجم و تکنولوژی، این پروژه را بشدت تخصصی کرده است و در کشورهای صنعتی برای تخصص، قانون حقوق و دستمزد وجود ندارد و توافق طرفین بر آن حاکم است، اما نظام حقوق و دستمزد در مملکت ریشه در تحصیل، سابقه کار، دوری از مرکز و بدی آب‌وهوا دارد و هرگونه استخدام و آگهی منوط به مجوز از برنامه‌وبودجه، سازمان استخدام کشوری، اداره کار و اداره ارشاد است تا در روزنامه چاپ شود.

اجرای پروژه‌های صنعتی و پیچیده دارای مجهول‌های زیادی است که به‌صورت دینامیک و در حین کار روشن می‌گردد و لذا لازم است یکی به‌عنوان حرف آخر بزن روی کار باشد، اما در نظام ما جایگاهی برای این مقوله نیست و از شورا و انجمن اسلامی و حراست و گزینش تا همه ارگان‌های سیاسی و اجرائی مثل شهردار، بخشدار، فرماندار، استاندار، مدیران و کارشناسان وزارتخانه مربوطه و برنامه‌وبودجه، بازرگانی، بانک مرکزی، نمایندگان مجلس: صنایع سنگین، نفت، گمرک، راه، بنادر، کشتیرانی، مسکن، وزارت خارجه، وزارت کار صاحب‌نظر و رأی و برابر قانون موظف به اعمال مقررات هستند و چون هر یک از این ارگان‌ها از سطح تکنولوژی دیگری استفاده می‌کنند مقررات متفاوتی دارند.

برای حل مشکل جنوب ایتالیا که ناهمگون با شمال ایتالیا بود دولت ایتالیا تصمیم گرفت با ایجاد یک کارخانه فولاد و محور قرار دادن آن منطقه را توسعه بخشد تا به تعادل اقتصادی با شمال برسد و برای این امر مسئولی با اختیارات تام تعیین کرد تا بتواند قوانینی برای ایجاد تسهیلات لازم وضع کند و با این اختیارات مقدار زیادی از سرمایه شمال را به جنوب گسیل داشت. در یک کشور صنعتی ضریب اشتغال یک کارخانه فولاد قریب ۱۶ است اما در جنوب ایتالیا این رقم بسیار بالاتر بوده است زیرا محور، تعادل شمال با جنوب قرارگرفته است.

منظور از این مثال بیان دو مطلب بود. نخست گستردگی اثرات فولاد روی اقتصاد، راه، راه‌آهن، مخابرات، هواپیما، صنایع جنبی از ماشین‌سازی گرفته تا لباس اغذیه، کشاورزی، دام‌پروری، آب، هوا، مسکن، و غیره و این‌همه اگر با فولاد هماهنگ نگردد و در راستای آن نباشد پس چه انتظاری از تحول تحت تأثیر فولاد است و اگر انتظار هست لازم است که حرف آخر را روی همه آن فولاد بزند. دوم که نتیجه مثال‌ها نیز هست اینکه یک کارخانه فولاد و به‌عبارت‌دیگر ورود یک سطح تکنولوژی غول‌پیکر در جنوب ایتالیا آن‌چنان تحول فرهنگی به وجود آورد که شما دیگر تفاوتی با شمال ایتالیا نمی‌بینید و فقط در کتاب‌های داستان از این تفاوت باخبر می‌شوید. 

نتیجه آنکه لازمه هماهنگ شدن نظام‌ها و قوانین و روش‌ها انتخاب یک سطح تکنولوژی است و برای نجات از کلاف پیچیده کنونی صنعت فولاد که اثرگذار بزرگی دریک کشور جهان سوم مثل ماست، بهترین است تا ضوابط راه‌سازی قوانینش، حمل‌ونقل و نظامش، گمرک و نظامش، بنادر و نظامش، برنامه و نظامش نشاءت گرفته از او باشند که می‌تواند دارای سه خاصیت باشد:

الف) با سرعت بسیار بیشتری سازمان‌ها با یکدیگر هماهنگ می‌شوند و مدیریت بر مملکت بسیار ساده‌تر و ارزان‌تر.

ب) تناقض آثار این سطح از تکنولوژی که قاعدتاً صنعتی وارداتی است با فرهنگ ما به‌صورت یک مسئله مهم بروز می‌کند که می‌توان به حل آن پرداخت.

پ) پایه خوبی برای هنرکده یا شهر تحقیقات سازمان تکنولوژی کشور است که انشاء الله خبرگان برای الگوی زیست در اسلام تکنولوژی لازم ارائه خواهند داد.

نمونه عملی که می‌تواند ظهور این آرمان باشد کشور ژاپن است. این کشور به‌موازات نجات از بحران اقتصادی با روش تولید با هر کیفیت و به هر شکل بر نظام آموزشی خود فشاری عظیم گذاشت و مراکز تحقیقات را یکی پس از دیگری به وجود آورد و بدین ترتیب در شهرهای تحقیقات صاحبان علوم مختلفه با ممارست و روش‌های سعی و خطا تکنولوژی یا هنر به‌کارگیری علم که ریشه در فرهنگ خود آنان داشت به دست آوردند و از آن صنعتی ساختند که دین‌شان را اعتلاء بخشید، اقتصادشان را اعتلاء بخشید، رفتارشان را اعتلاء بخشید، تجارتشان را اعتلاء بخشید، کشاورزی را و هر آنچه در زیرمجموعه الگوی زیست قرار می‌گیرد را اعتلاء بخشیدند. 

امروز اصلاح قوانین ژاپن از این نقاط مایه می‌گیرد، تنها مردم نیستند که به آفتاب و محیط‌زیست احترام می‌گذارند، بلکه صنعت ژاپن هم به محیط‌زیست احترام می‌گذارد.

وجود کارخانه فولاد در وسط یک شهر در ژاپن تناقض با محیط‌زیست ندارد، چراکه آن‌ها با روپوش سفید و دستکش سفید، در راه‌پله‌هایی با نرده سفید و در مسیری با خط‌کشی سفید و کلاه‌سفید که درون آن کلینکس سفید قرار داده‌اند در کنار کوره بلند و کک‌سازی که کثیف‌ترین نقطه یک کارخانه فولاد است کار می‌کنند و وقتی بیرون می‌آیند روپوش آن‌ها از روپوش پرستاران ما بسیار تمیزتر است.

شما اگر در خیابان‌های ژاپن راه بروید متوجه نمی‌شوید کی دکتر است و کی کشاورز، کی با تحصیلات بالا و کدام تحصیلات پایین؛ چراکه همه از یک سطح تکنولوژی و منطبق بر فرهنگ استفاده می‌کنند و لذا یک رفتار دارند. هم در پزشکی، هم در کشاورزی، هم در صنعت، هم در نجوم از اشعه لیزر استفاده می‌کنند، از پلاسما نیز همسان در پزشکی و صنعت استفاده می‌شود.

کوبه و نیپون دو شرکت فولاد و به لحاظ خصوصی بودن رقیب هستند. اما هیچ سطحی از تکنولوژی یا نظامی مترقی در کوبه وجود ندارد که در نیپون نباشد، زیرا هر دو مراکز کامپیوترشان به مرکز تحقیقات در شهر تحقیقات متصل است و هر دو از مادر یکنواخت تغذیه می‌کنند و یا به مادر کمک می‌کنند.

این استفاده همگانی از یک سطح تکنولوژی کفایت خانه ۶۰ متری را برای یک خانواده ژاپنی مقرر ساخته است، مواد غذائی آماده و بسته‌بندی‌شده در مقیاس یک وعده او را قانع به آشپزخانه ۲ متری و یخچال سه فوتی نموده است.

ژاپن هیچ‌وقت تعطیل نیست و روزهای یکشنبه که ادارات و کارخانجات تعطیل هستند همه مغازه‌ها برای تأمین مایحتاج باز هستند و هر صنف روزی از هفته را تعطیل می‌کند که اکثریت بکارند، لذا از امکانات خاص تعطیلی همواره استفاده می‌شود.

در ژاپن ماشینی که دود کند یا تصادفی باشد در خیابان نمی‌بینی، زیرا برابر قانون عمر ماشین ۵ سال، بیمه بدنه شده و تعمیرکار آن مشخص است. اگر ماشین دود کند یا تصادفی باشد مکانیک و بیمه مواخذه می‌گردد. بیمه وقتی ماشین تصادف کند، ماشین موقتی در اختیار صاحب ماشین قرار می‌دهد. اگر تغییری باعث رکود صادرات ژاپن گردد با یک قانون عمر ماشین‌ها سه سال می‌گردد و پروژه‌های عمرانی از فایل‌ها بیرون می‌آید، به‌طوری‌که کارخانجات انگیزه‌ای برای صادرات ندارند. این‌همه نظام به‌هم‌پیوسته مدیون استفاده از یک سطح تکنولوژی همگانی است. مجتمع فولاد مبارکه اگرچه دیر و به قیمت گران اما در بستری قرار دارد که امید می‌رود صورت‌مسئله را دریافته و در مسیر حل آن است. 

نظام‌های اطلاعاتی مجتمع در جریان تمرکز است اعم از اداری، پرسنلی، آموزشی، تدارکات، سفارشات، انبار، تجهیزات، مالی، حقوقی و قرارداد، مدارک و اسناد و دبیرخانه که مکانیزه نیز هست. نظام‌های سرویس و اجرائی و خدماتی مثل حمل‌ونقل، ایمنی، خدمات، رستوران، ایاب‌وذهاب، اجرای کار، بهداشت حرفه‌ای از یک سطح تکنولوژی استفاده می‌کنند و بعضاً مکانیزه. برای همگون کردن خود با نظام‌های بیرونی دارای تشکیلاتی است که متأسفانه به علت مشکلاتی که فوقاً عرض شد تقریباً با همه ارگان‌ها درگیر شده است. با مسکن به لحاظ نظام و ضوابط شهرسازی، با راه به مناسبت ضوابط راه‌سازی، نظام راه‌آهن، نظام پایانه در حمل‌ونقل، با نفت به لحاظ نظام فروش نفت، با برنامه بودجه به لحاظ نظام بودجه‌بندی و سیستم پروژه‌ای، با بانک مرکزی به لحاظ نظام گشایش اعتبار و چک ارزی و گشایش نقدی، با گمرک به لحاظ نظام ترخیص، با اداره کار به لحاظ قوانین کار و صدور پروانه کار، با شرکت ملی فولاد به لحاظ آئین‌نامه شرکت، با بازرگانی به لحاظ مهر عدم ساخت و ثبت آماری، با محیط‌زیست به لحاظ عدم پذیرش رسمی مجتمع در نقطه استقرار، با برق به لحاظ عدم قانونمندی نظام توزیع برق و مصرف‌کننده‌ها، با مخابرات به لحاظ عدم انطباق سیستم، با وزارت صنایع سنگین به لحاظ ساخت داخلی و با نظام‌های سیاسی و اطلاعاتی به لحاظ محور قرار دادن نظام و نظر خود. 

گرچه ساخت مجتمع انشاءالله به‌موقع و مطابق برنامه انجام می‌شود، اما برای بهره‌برداری مداوم برابر ظرفیت اسمی و حتی بیش از آن در طول عمرش انطباق نظام‌ها شرط لازم است.

و نیز پیام من به همه صالحان و بر مسند نشستگان این است که مدیریت علمی برتوالی فنی، اقتصادی، سیاسی و فرهنگی به‌عنوان اولین شرط و انتخاب سطح تکنولوژی با توصیه فولاد تخت به‌عنوان موقت دومین شرط و ایجاد شهر تحقیقات در زیرمجموعه سازمان تکنولوژی کشور تا هدایت علمی و هنر به کاربری علم را در دست گیرد را به‌عنوان آخرین شرط برنامه توسعه کشور در انقلاب جمهوری اسلامی ایران می‌دانم. والسلام.

آیا این خبر مفید بود؟
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط خبرگزاری موج در وب منتشر خواهد شد.

پیام هایی که حاوی تهمت و افترا باشد منتشر نخواهد شد.

پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیرمرتبط باشد منتشر نخواهد شد.

ارسال نظر

آخرین اخبار گروه

پربازدیدترین گروه