روایت یک تجربه کمنظیر در مهندسی، حقوق و مدیریت پروژه؛
رازهای کمتر گفتهشده از ساخت فولاد مبارکه، قراردادهایی فراتر از کلید در دست
در تاریخ صنعتی ایران، پروژه فولاد مبارکه بهعنوان یکی از پیچیدهترین نمونههای مدیریت قراردادهای ساخت شناخته میشود. مرحوم هوشنگ حکیمداور، مسئول قراردادهای خارجی دوران ساخت این مجتمع، در اردیبهشت ۱۳۶۹ طی سمیناری تخصصی، با بازخوانی تجربه انعقاد و اجرای این قراردادها، ابعاد پنهان مدلی را تشریح کرد که فراتر از قراردادهای متداول کلید در دست طراحی و اجرا شد.
به نقل از فولاد مبارکه اصفهان، مرحوم به هوشنگ حکیمداور (۱۳۹۵-۱۳۲۱)، یکی از چهرههای شاخص و اثرگذار در دوران ساخت فولاد مبارکه است. تلاشهای وی به عنوان مسئول قراردادهای خارجی دوران ساخت فولاد مبارکه از یکسو و سپس مدیریتش بر اجرای واحدها و ساخت پلنتهای مختلف در فولاد مبارکه ستودنی است. وی در اردیبهشت ۱۳۶۹ در سمیناری به تشریح روند قراردادهای فولاد مبارکه پرداخت که به مناسبت سی و سومین سال تأسیس فولاد مبارکه به بازخوانی بخشهایی از صحبتهای وی میپردازیم.
... میخواهم توضیح دهم که چرا محتوای قراردادهایی که برای فولاد مبارکه پیشبینیشده بههیچوجه بهصورت کلید در دست نیست. چون قراردادهای کلیـد در دست شامل طراحی و کارهای اجرایی، ساختمانی، نصب و راهاندازی است. ما چنین چیزی نداریم، وظایف کلی فروشنده در این قراردادها؛ طراحی سیویل یا ساختمانی، طراحی تجهیزات و ساخت تجهیزات بوده است و همچنین تحویل F.O.B در نزدیکترین بندر سازنده، به این معنی که جنس را خریدار بعد از گمرکات سازنده، روی دکل کشتی تحویل میگیرد و بر اساس قوانین بینالمللی INCOTERM که مربوط به حملونقل است، مسئولیت آن دیگر با خریدار و در اختیار خریدار است.
طبق قراردادها پس از تحویل F.O.B؛ فروشنده دو مسئولیت دیگر دارد که اساس کار اینجا شروع میشود؛ یکی مسئولیت راهاندازی کارخانه است. دومی گارانتیهای دیگری که به ما داده است. گارانتی مکانیک، یعنی تجهیزات را گارانتی کرده است. گارانتی تولید یعنی تولید را با مشخصههای مصرفی برای یک تن فولاد، با درصد مشخص در صرف برق و گاز و غیره... گارانتی کرده است. وظایف خریدار در این مورد تحویل و حمل تجهیزات بوده است.
حمل به عهده ما بوده است. حمل نزدیک ۵۰۰ هزار تن تجهیزات از بندر سازنده که اغلب از اروپا و یا ژاپن به بندرعباس یا بنادر دیگر ما و از آنجا به اصفهان انجام گرفت، نگهداری از تجهیزات که خراب نشوند نیز به عهده ما بوده است. انجام کارهای ساختمانی بر اساس طراحی طرفهای خارجی به عهـده کارفرماست. نصب اسکلت فلزی و بعد نصب تجهیزات به عهده ماست. تأمین آب و برق و موارد مصرفی و بهعلاوه امکاناتی کـه در قراردادها پیشبینیشده است، بهعنوان تعهدات خریدار است.
این قراردادها با تجهیزاتش و باتوجه به تصمیمات مربوطه به اصفهـان منتقل شد و در سال ۱۹۸۰ یعنی زمان انتقال، الحاقیه انتقال به این قراردادها زده شد و اعلام کردم و یا اعلام میکنم قیمت قراردادهای امضا شده در سال ۱۹۷۷، ۱.۲ میلیارد دلار بوده است که تا به امروز حتی یک سنت به این قراردادها اضافه نشده است. یعنی قیمت قراردادهایی که نوشته شده ثابت بوده است. البته یک شرطی داشته است که اگر سه ماه طراحی و یا تحویل تجهیزات به تقصیر خریدار به تأخیر بیفتد قیمت متفاوت میشود. چنین چیزی اتفاق نیفتاده است و ما امروز که حضورتان هستیم یک سنت به دلیل تجهیزات در مورد قراردادهای اولیه اضافه ندادیم. تنها ۶۱ میلیون دلار افزایش این قیمتها بهخاطر انتقال به اصفهان بوده است. با تغییر طراحی و اضافهکردن بعضی از تجهیزات به کل قیمت قراردادها مبلغی اضافه شده است. اصلاحاتی که ما بعد از انقلاب بعضاً در زمان امضای الحاقیه و بعد از آن با نیازی که ما با تجربه کسب کردیم انجام دادهایم به این شرح است:
ما دو نوع گارانتی، گارانتی مکانیکی و گارانتی تولید داریم. ولی بههرحال هیچ فروشندهای در دنیا بینهایت زمان، گارانتی به شما نمیدهد. قبل از انقلاب گارانتیهای ما ۴۸ ماهه بوده است به این معنی که بعد از ۹۷ درصد FOB، برای هر واحد میبایست ظرف ۴ سال سیویل و نصب انجام میشد و طرف خارجی پروژه را برای راهاندازی تحویل میگرفت.
در زمان انتقال به اصفهان دستاندرکاران میدانستند که ۴۸ ماه بههیچوجه کافی نیست؛ بنابراین گارانتی به ۶۰ ماه تبدیل شد.
اکثر واحدهایی که شمردیم، به جـز احیاء مستقیم، ایستگاه خنککننده شمش و پست ۴۰۰ کیلوولت بهوسیله ایتالیم پیانتی تأمین شده است. بعد از انقلاب، تمام ضمانتهای اجرایی که ۱۰ درصد کل قراردادهاست و در اولین حمل به ما تحویل داده شده، به هم متصل شد (معادل ۱۲۰ میلیون دلار)،
اتمام کار هم بر اساس قرارداد به معنی راهاندازی و نه تحویل F.O.B است.
یکی از بندهای قرارداد فورس ماژور است، در زمان انتقال پروژه به اصفهان نیز دولت جمهوری اسلامی ایران فورس ماژور را به دلیل انقلاب اعلام کرد. فورس ماژور به منزله آن است که هرگاه معادل زمانی کـه در قرارداد پیشبینیشده است فورس ماژور اتفاق بیفتد، مدت قرارداد و تعهدات طرفین، با همان زمان و بدون آنکه هیچکدام از طرفین زیانی بپردازند، تمدید میشود. ۹ ماه مدت کامل قراردادی ما بوده که این مدت را طرف خارجی پذیرفته است و تمام تعهداتش تمدید شده است. اگر میبایست پرداختی میکردیم و نکرده بودیم، یا تعهدات دیگری داشتیم؛ در این مدت، قرارداد بدون تقصیر ما تمدید شده است.
پشتوانه پرداخت این قراردادها نیز ۸۰ درصد از محل خرید نفتی بوده که اعتبار فروشنده است، قبل از انقلاب قرار بود طرف خارجی نفت بخرد و پولش را بـه دولت ایران یا به بودجه واریز کند و از محل آن پول، دولت ایران پرداختهای آتی طرف خارجی را انجام دهد.
در زمان کوتاهی بعد از انقلاب و در زمان آقای نزیه بدون اینکه شرکت ملی فولاد خبر داشته باشد قراردادهای نفت باطل شده اعلام شد و عملاً فولاد مبارکه بدون پشتوانه سیستم پرداختی ماند. ولی پس از یک سال مذاکره و با بحثهای زیاد، الحاقیهای به قراردادها اضافه شد که بهوسیله آن پشتوانه و تغییرات اساسی در سیستم نفتی و مالی انجام شد. به این شکل که در این الحاقیه بند دیگری پیشبینی شد تا طرف خارجی نفت را برای تأمین پرداختها بخرد و پول آن را بهحساب مخصوصی در یکی از بانکهای ایتالیا که به نام بانک مرکزی ایران است واریز کند، به این شکل علاوه بر آنکه اصل پول به اسم بانک مرکزی ایران است، بهره آن نیز در تملک بانک مرکزی بوده و با دستورالعمل مجتمع فولاد مبارکه سفتههای آزاد شده و سررسید شده، بهوسیله بانک مرکزی اعلام و پرداخت میگردد.
دو موضوع در اینجا نهفته است:
۱- اگر طرف خارجی نفت نبرد ما هیچگونه تقصیری در پرداخت نداریم و اگر به آن دلیل در حساب مخصوص پول نبود، ما هیچ ضرر و زیانی بهطرف خارجی نمیدهیم. این اتفاق دقیقاً به مدت یک سال افتاد. نفت بسیار ارزان شد و دیگر برای طرف خارجی ارزش بردن نداشت و نبرد، ما اما هیچگونه جریمهای ندادیم.
۲- نکته بعد آنکه ما باید سفته هایی که یک بار به او دادیم و از طریق بانک مرکزی تأیید کنیم تا بپردازد. بنابر این ابزار دیگری در دست ما برای اجرای کار و سیستم پرداخت باقی مانده است.
در زمان انقلاب همه یادتان هست که ما یکی دو سال از نبود سازمان و نبود انسجام سازمانی رنج میبردیم. در همین زمان محمولههایی از طرف خارجی به ایران حمل شد. تجهیزاتی که حمل شد حدود ۸۰ هزار تن تجهیزات و اسکلت فلزی بود که بدون برنامه حمل شد. معلوم نبود که اول بایست نصب شود یا آخر و یا باید در انبارها بماند. آن هنگام ما به این نتیـجه رسیدیم که باید اول برنامه داشته باشیم؛ بنابراین یکی از کارهایی کــه کردیم توافقی بود که طرف خارجی برنامههای شبکهای برای اجرای کار داده و پس از تصویب کارفرما و بر اساس آن حمل تجهیزات انجام شود.
ما تجهیزاتی را نپذیرفتیم مگر وصل با فعالیت باشد. این یک اصلاحیه دیگر بود که اضافه شد.
یکی از وظایفی که در دل قراردادهاست؛ طراحی تجهیزات است، یعنی حدود ۳۰ درصد از پرداخت قراردادی ما بهخاطر طراحی بوده است، ولی در قرارداد شکسته نشده بود، آنها پول مهندسی و طراحی را در قیمت تجهیزات گرفته؛ ولی در آن زمان این مدارک را به ما تحویل نداده بودند.
میدانید که پرهزینهترین کار یک طراح و یک سازنده طراحی آن است، ماشین بدون مدرک چه ارزشی دارد، آهنی قراضه است، آهنپاره است؛ لذا برای اینکه ما بتوانیم مدارک را تحویل بگیریم طرف خارجی را مجبور کردیم مدارک را قبل از تحویل تجهیزات به ما بدهد. تجهیزات داده میشد و مدارک حمل امضا میشد، سپس سفتهها و معادل قیمت آن یعنی برابر ۸۰ درصد آزاد میشد؛ بنابراین اول مدرک، بعد تجهیزات و بعد سفته به دستش میآمد؛ لذا اینها به هم منسجم و متصل شد. گروهی از تجهیزات در شرایط سخت ایتالیا بود که مدتهای زیاد و مدیدی انبار شده بود و باز مجبور شدیم که آقایان را مجبور کنیم بازرسی دوباره از نظر بستهبندی و زنگزدگی کنند، بدون اینکه هزینهای به مجتمع فولاد مبارکه تعلق بگیرد.
در قراردادهای اولیه فولاد مبارکه، یکی از ضعفها (همه قراردادها ضعف دارد) نداشتن قطعات یدکی و خریدنکردن قطعات یدکی در آن موقع است.
ما دوراه حل داشتیم و میتوانستیم تهیه قطعات را برای دو سال اول راهاندازی کارخانه با یک قیمت کلی تمام بکنیم، یا راهی ایجاد بکنیم که بتوانیم قطعات یدکی بهعلاوه دانش فنی را داشته باشیم.
راه دوم را انتخاب کردیم به این شکل که کمیته مشترکی از دو سازمان؛ یک قسمت فنی و یک قسمت بازرگانی تشکیل شدند و تیمی از طرف خارجی و طرف ما نشسته و اولاً لیست قطعات یدکی موردنیاز دو سال را نهایی کردند، چون ممکن است قطعات گرانقیمت را بیشتر بخواهد به ما بفروشد و قطعات ارزانتر را نخواهد بفروشد.
ضمن اینکه ما ممکن است تعداد بیشتری از قطعات ارزانتر را نیاز داشته باشیم؛ لذا این لیست مشترکاً نهایی شده و قطعات یدکی را در بازار اروپا مشترکاً میخریم. با یک تفاوت، مسئولیت کل آن با طرف خارجی است. این هم باز یکی از دستاوردهای بعد از انقلاب قراردادهای ماست و ما میدانیم پس از اتمام این کار، دانش خرید قطعات یدکی در اروپا را داریم.
حتی در قراردادها علیرغم آنکه پیشبینیشده است تا ۱۵ سال تعهد فروش داشته باشد ما پشتمان خالی نیست و ما این دانش را داریم و بازار را میشناسیم و بازار هم ما را میشناسد. در سیستم اولیه ۸۰ درصد اعتبار فروشنده بازپرداخت از سال ۸۲ تا ۸۹ و در ۱۴ قسط مساوی پیشبینیشده بود و فلسفه آن نیز تمامشدن پروژه ۵۶ ماه پس از تاریخ تنفیذ، قرارداد بود که البته عملی نشد.
لذا بعد از انقلاب مانده بودیم، با این سیستم بازپرداخت ۰ تا ۸۹ عملا می دانستیم که در این زمان کارخانه ما به هیچ وجه تمام نمی شود، ولی اگر پرداخت ها تمام انجام می شد طرف خارجی از صحنه بیرون میرفت. فقط ضمانت بانکی ۱۰ درصد را داشت که با آن ضمانت بانکی ۱۰ درصد ما، در مراحل قانونی و غیره می بایست می رفتیم تا به یک جایی برسیم، عملا کارخانه ای نداشتیم، لذا بعد از مذاکرات دو ساله و گرفتاری های زیاد موفق شدیم به الحاقیه تغییر سررسید سفته ها برسیم، این تغییر سررسید سفته ها، ۹۱-۲۰۰ میلیون دلار را تغییر سررسید داده است و تا جولای ۹۲ که امید ما پایان پروژه و راه اندازی فولاد مبارکه است ۱۲۰ میلیون دلار تغییر سررسید داده و با بازپرداخت در آن زمان عملا طرف خارجی را در صحنه نگه داشتیم.
گفتم که در سیستم حمل موقعی که F.O.B شد و روی دکل کشتی آمد دیگر مسئولیت با خریدار است و عملاً حفظ و نگهداری تجهیزات با آنهاست، اما جاهایی ممکن است بستهبندی غلط باشد. ثابتکردن این کار بسیار مشکل است و بعضاً شما در نصب نیاز شدید و سریع به قطعات دارید. ما
اما سیستمی پیاده کردیم که در آن تأمین قطعات را ضمانت میکند، بدون اینکه ادعاهای تجهیزاتی را لوث کند، وضعیت قطعات آسیبدیده یا از بین رفته را به سه دسته تقسیم کردیم. به قسمت قطعات سفید که عملاً میدانیم در تعهد ماست. قطعات سیاه تعهد طرف خارجی و قطعات خاکستری که تعهدش مشخص نیست.
جنبی خریداری میشود، ضمانتش هست و مذاکرات بعد انجام میشود و هـر طرف مقصر باشند باید قیمت قطعات خاکستری را بدهند. این هم یکی از سیستمهایی بود که اجرا کردیم. امروز با شرکت ایتالیم پیانتی که مهندس، طراح اصلی و تأمینکننده تجهیزات فولاد مبارکه است؛ بیش از ۹۰ الحاقیه بهعلاوه آن ۲۶ قرارداد داریم.
این یکی از پیچیدهترین سیستمهای قراردادی است ولی با توجه به سیستمهایی که داریم امیدواریم بتوانیم دانش و این سیستم را که در طول این ۹ سال کسب کردهایم را به آیندگان و پروژههای آینده منتقل بکنیم.
بههرحال این قراردادهایی بود که ما با ایتالیم پیانتی داریم. ولی ما قراردادهای دیگری هم بعد از انقلاب منعقد کردیم. قرارداد با فولاد کوبه، برای خرید احیاء مستقیم، به مبلغ حدود ۲۰۰ میلیون دلار، در اینجا باز قیمت به طور فیکس یا ثابت است و یک سنت اضافه قیمت ندارد. از حسنهای قرارداد نیز آن است که شرکت خارجی را مجبور کرده حق لیسانس طراحی و ساخت برای احیاء مستقیم در ایران را به شرکت ایریتک (شرکت بینالمللی مهندسی ایران) واگذار کند. سیستم مالی آن باز از طریق خرید نفت و حساب مخصوص بانک مرکزی ایران است. این بانک برای منافعی که میشناسد خواستههای زیادی دارد. یکی از خواستههایش عدم دریافـت رسید انبار یا گواهی «فورواردر» بهجای مدارک حمل است؛ این موضوع در قرارداد ایتالیم پیانتی نیز پیشبینیشده بود؛ اما ما موفق به اجرای آن نشدیم، در قرارداد کوبه استیل اما آن را اجرا کردیم. اینطور اگر قطعات یکی دو سال هم در انبار باشد فقط با تحویل تجهیزات و مدارک حمل، پولش قابلپرداخت است.
قراردادهای «فیدیک» سه شخصیت حقوقی دارد که این شخصیتها خریدار، فروشنده و مهندس هستند. مهندس عملاً حکم قضیه است و طراح هم میتواند باشد. در قراردادهای فولاد مبارکه ما فقط دو شخصیت داریم. مهندس نداریم، فروشنده است و خریدار، ولی در قرارداد کوبه ما این حکم را پیشبینی کردیم، با شرکت بینالمللی مهندسی ایران حکم قضیه ما قبول شده است و این شرکت بهعنوان مهندس در قرارداد آمده است، همچنین شرکت ایریتک در آن قرارداد بهعنوان مشاور فولاد مبارکه معرفی شده است. در اینجا ما از آن تجربه قطعات یدکی استفاده کردیم و امروز قطعات یدکیمان را در دل قرارداد دیدیم. لیست را هم همزمان با انعقاد قرارداد تصویب کردیم و قیمت آن نیز ثابت و تصویب شده همان چهار سال پیشازاین است و هیچ تغییراتی نکرده است.
یکی از مواردی که بعد از انقلاب انجام شده، بند ۱۳۹ قانون اساسی است که مطابق آن شرکتهایی که طرف قرارداد شرکتهای دولتی ایـران هستند، اگر نیاز به حکمیت باشد، حتماً باید از مجلس جمهوری اسلامی ایران مجوز بگیرند. اگر که مجوز نداد حکمیت دادگاههای صالح ایران خواهند بود. باز این بندی است که ما، در قرارداد فولاد کوبه دیدیم و در آنجا دقیقاً بند ۱۳۹ پذیرفته شده است.
طراحی سیویل ما و ساختمان احیاء مستقیم، بهوسیله شرکت ایریتک انجام میشود. در آنجا ایتالیم پیانتی و در اینجا شرکت ایریتک انجام داده است. ولی بارهای مخصوص و هماهنگی لازم را فولادکوبه تقبل کرده است که انجام دهد. در رابطه با نصب، ما از سه چهار سال پیش به این نتیجه رسیدیم که تکنولوژی نصب بعضی از کارگاههای ما در ایران نیست. فولادسازی و ریختهگری مداوم، نورد گرم و نورد سرد در آن اشل که تکنولوژی بسیار وسیعی دارد در ایران بههیچوجه نبود. ما با بررسیهای زیادی که کردیم به این نتیجه رسیدیم که حتماً طرفی که این تکنولوژی را بشناسد نیاز داریم.
بهترین روش را باید انتخاب کردیم، امروز با شرکت NUOVA CIMIMONTUBI ایتالیائی که ۶۰ درصد سهامش بخش خصوصی و ۴۰ درصد آن مربوط به شرکت ایتالیم پیانتی و دولتی است طرف قراردادیم. این هم بهخاطر استفاده از سیستم پرداخت حساب مخصوص قراردادی است. ما بهجای چهار قرارداد پنج قرارداد بستیم. چهار قرارداد شرکت نواچیمی مونتوبی با چهار شریک ایرانی انجام میشود. شرکت ایران آروی، جهانپارس، مپصا و دُرریز؛ چهار شریک ایرانی او هستند. اینها در دفتر فنی مشترک هستند و انتقال دانش در اجرای مستقل و در سیستم قراردادی خودشان انجام میگیرد، ضمانتهای همه را از طرف خارجی گرفتهایم و ضمانت کل کار را هم با یک قرارداد پنجم باز از طرف نواچیمی مونتوبی گرفتهایم که ضامن کل اجرای کار است.
در اینجا اگر شرکت ایرانی کارش را به اتمام برساند، ضمانت شرکت ایرانی را آزاد میکنیم. ضمانت طرف خارجی با آخرین کار واحد که اجرا شده است آزاد خواهد شد. برگردیم به ضمانتنامه فولادکوبه، ضمانتنامه فولادکوبه بهجای ۱۰ درصد ۲۰ درصد است. بند دیگری در اینجا داریم. ما میدانیم که تجهیزات میآید اشکالات زیادی دارد و مطمئناً هر سازمانی با آن برخورد میکند. در اینجا روی اصل اتصال بین ایتالیمپیانتی و نواچیمی مونتوبی چند بند گنجانده شده است. کلیه اصلاحات و اشتباهات و دیر رسیدنها اگر به تقصیر ایتالیمپیانتی است به تقصیر چیمی است و بر علیه ما ادعا نمیکنند و همچنین اگر تقصیر با چیمی است به قصور ایتالیم پیانتی بازمیگردد و باز هم بر علیه ما ادعایی ندارد.
مسئله بعد آنکه تمام نقشهها و مدارک نصب و غیره را که ما متعهدیم به پیمانکار ارائه کنیم ایتالیم پیانتی بهطرف خارجی میدهد؛ غیر از نسخی که خودمان داریم. بند دیگری هم در قرارداد آمده است که ضمانتهای ایتالیم پیانتی در تجهیزات جهت آن چهار واحد پذیرفته شده که برای ضمانتهای چیمی هم استفاده بشود. یعنی اگر چیمی در راهاندازی مسئلهای یا خلافی داشت، حتی میتوانیم ضمانت ایتالیم پیانتی را ضبط کنیم. امروز نیروی نصب ما، در همین چهار واحد ۲ هزار و ۵۰۰ نفر هستند که از آنها طبق قرارداد توافق شده است ۳۰ درصد فرنگی و ۷۰ درصد ایرانی باشند. امروز ۲ هزار نفر از مدیریت به پایین ایرانی هستند و فقط دفتر فنی مشترک دارند و کار به دست ایرانی انجام میشود. قرارداد دیگری برای راهاندازی داریم که گفتیم راهاندازی مربوط بهطرف خارجی است، یعنی اینکه مسئولیت اینکه چرخ به راه بیفتد و این دستگاهها با هم کار بکند و تولید کنند با طرف خارجی است. ما نیرو میدهیم. نیرو به عهده ماست ولی زیر نظر طرف خارجی.
خوب این نیرو باید آموزش ببینند، راهاندازی از فولادسازی جداست، راهاندازی ضمانت قراردادی است. تمام میشود، یعنی باید فولادسازی بکند و فولاد را از نظر نوع فولاد مثلاً X و Y و Z عمل بیاورد.
قراردادی با شرکت ایلوا که همان ایتالسیدر و شرکت دولتی فولادساز ایتالیا است و از بزرگترین و معتبرترین شرکتهای اروپا نیز محسوب میشود، بسته بودیم. قراردادش قبل از انقلاب منعقد شده بوده؛ ولی الحاقیهای که به آن اضافه شد باز ضمانتهایی شبیه چیمی دارد؛ از جمله اگر افراد ما را آموزش داد، طرف ایتالیم پیانتی نمیتواند بگوید نیرو آموزشدیده نیست و من راهاندازی را قبول ندارم. تمام آموزش بینندههای ما بهوسیله ایلوا از طرف ایتالیم پیانتی پذیرفته شدهاند و کار میدانند، حتی اگر که بلد نباشند تقصیر کارفرما نخواهد بود، این یکی از چیزهایی است که راهاندازی ما را ضمانت میکند.
نکتهای که میخواهم حضورتان عرض کنم دررابطه با خط تولید است. تا واحد ایستگاه خنککننده شمش آمد پیشبینی شد که طراحی ایستگاه خنککننده شمش از اول بهوسیله شرکت ایریتک انجام و تجهیزات بهوسیله ماشینسازی اراک ساخته شود. بعد از انقلاب این فلسفه دنبال شد، طراحی به نتیجه نهایی رسید؛ ولی متأسفانه ماشینسازی اراک نتوانست از عهده کار برآید و مجبور شدیم که بین ماشینسازی اراک و پروفیل نیمه سبک (سدیم فعلی) کار را تقسیم کنیم. باز پس از مدتی مسئولان اعلام کردند که ما نمیتوانیم اینها را تأمین کنیم. امروز که با شما صحبت میکنم بیش از ۱۰ قرارداد خارجی بهعلاوه دو قرارداد ایرانی، ماشینسازی اراک، پروفیل نیمه سبک، در این کار (ایستگاه خنککننده شمش) دخالت دارند. عملاً راهاندازی این کار به عهده فولاد مبارکه است و ضمانتش وجود ندارد، اتصالی بین ماشینآلات وجود ندارد و ما بسیار نگران این خط هستیم، اگر طرف خارجی همه را راه بیندازد، ما میمانیم. این تجربهها بسیار ارزش دارد...
ارسال نظر