سرخط خبرها
  • شهردار تهران: بخشی از امور معیشتی تهران به شهرداری واگذار شد
  • آمادگی کامل برای برگزاری آزمون سراسری/ پیامک مشمولان سهمیه جنگ جعلی است
  • فرودگاه‌های آسیب‌دیده دوباره وارد چرخه عملیاتی شدند
  • رانندگی غیر مجاز دختربچه ۱۱ ساله، جان پاکبان مهابادی را گرفت
  • شمسایی: تیم ملی ارث پدری نیست؛ در به روی شایسته‌ها باز است
  • هشدار پلیس فتا درباره بدافزار‌های جدید ارز دیجیتال
  • ولایتی: نگاه راهبردی محسن رضایی پشتوانه‌ای موثر برای صیانت از منافع ملی است
  • دستگیری متهم متواری مخل نظام ارزی کشور در پیرانشهر
  • دستور وزیر اقتصاد به بانک‌ها برای حمایت از بنگاه‌های آسیب‌دیده
  • جهش ۴۰۰ درصدی اعتبارات بیمه کشاورزی
  • مهار آتش‌سوزی گسترده در کارگاه تولید الکل صنعتی در خاوران
  • آزمون وکالت ۱۴۰۵ اواسط آبان برگزار می‌شود
  • نخستین آزمون ورودی دبیرستان‌های پلیس با حضور ۹۰۶ داوطلب برگزار شد
  • وزیر جهاد کشاورزی: پیگیر پرداخت مطالبات گندمکاران هستیم
  • رونمایی مهدی تاج از سامانه هوش مصنوعی و VAR بومی
  • ورود متروباس‌ها و اتوبوس‌های ۱۸ متری برقی به تهران
  • امیر جهانشاهی: پای نظامی آمریکایی به ایران باز شود آن را قطع می‌کنیم
  • معاون سیاسی وزارت کشور: توهین به رئیس‌جمهور جرم است/ در مورد قانون حجاب هیچ تغییری ایجاد نشده است

بانوی جانباز ۲۵ درصدی که تا ۴۰ روز از شهادت فرزندش خبر نداشت

دیدار با بانوی جانباز ۲۵ درصد با همکاری مشترک امور بانوان شهرداری و پایگاه بسیج شهدای پانزده خرداد برگزار شد.

جانباز کاشانی
به گزارش خبرنگار اصفهان خبرگزاری موج

،سکینه اصغری بانوی جانباز ۲۵ درصد، همسر جانباز و مادر دو شهید والامقام در دیدار با امور بانوان شهرداری و پایگاه بسیج شهدای پانزده خرداد به خاطره گویی پرداخت.

ساکن قم بودیم همسرم بیشتر در مناطق جنگی بود و زمان خیلی کوتاهی در کنار همسر و فرزندانش سپری می‌شد.  

روز حادثه، همسرم که بعد از مدت‌ها به مرخصی کوتاهی آمده بود بار سفر را بست و به قصد راهی شدن به جبهه به سمت ایستگاه راه آهن حرکت کرد که  من و دو فرزندم برای بدرقه ایشان را همراهی کردیم.  

آن روز انگار ایستگاه راه آهن توسط منافقین بمب‌گذاری شده بود و ما بی‌خبر از همه جا مشغول خداحافظی بودیم که ناگهان بمب در نزدیکی ما منفجر شد.  

پسر کوچکم همان لحظه به شهادت رسید  و فرزند دیگرم به شدت مجروح شده بود. من و همسرم نیز دچار سوختگی شدید و جراحت‌های زیادی شدیم تمام بدنم پر از ترکش شد.

از آنجا ما را به بیمارستان قم منتقل کردند و بعد از مدتی به دلیل شدت جراحت همسرم به بیمارستان‌های تهران انتقال یافت .  

تا ۴۰ روز از شهادت فرزندم اطلاعی نداشتیم که بعد از ۴۰ روز از این خبر ناگوار اطلاع یافتیم که زمان معالجه و بهبودی ما را طولانی‌تر کرد.  

فرزند بزرگترم تا چند سال بعد از حادثه تحت مداوای پزشکان مختلف قرار گرفت لیکن متاسفانه مداوای ایشان اثری نداشت و این عزیز هم بعد از ۶ سال تحمل درد و رنج ناشی از انفجار به لقاءالله پیوست.

دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط خبرگزاری موج در وب منتشر خواهد شد.

پیام هایی که حاوی تهمت و افترا باشد منتشر نخواهد شد.

پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیرمرتبط باشد منتشر نخواهد شد.

ارسال نظر