موج
کدخبر : ۳۹۵۲۲۹ لینک کوتاه: https://www.mojnews.com/fa/tiny/news-395229

خلاء مدیریت فرهنگی‌ در ورزش؛

عبور کریستیانو رونالدو از گل های ملی علی دایی، دوباره نام دایی را بر سر زبان‌ها انداخت.

 

ک  به گزارش خبرگزاری موج، همین چند روز قبل کمتر کسی سراغی از برترین گلزن تاریخ فوتبال ملی جهان و آسیا می گرفت و گویی علی دایی سفیر فوتبال ایران در جهان از میدان ورزش ایران که با تار و پود زندگی او پیوند خورده رانده شده. در همین ارتباط گفتگویی با دکتر مجید خاتونی جامعه شناس ورزش که از قضا دارای سوابق مربیگری و مدیریت در فوتبال کشور است انجام دادیم تا نگاهی از منظر جامعه شناسی به این موضوع داشته باشیم.

-آقای دکتر با توجه به پیچیدگی های ورزش در دنیای مدرن جایگاه و نقش ورزشکاران حرفه ای و قهرمان چگونه تعریف می شود؟

ابتدا باید در نظر داشت که طی سال های اخیر سیاست های جدید ورزشی دیگر مانند گذشته نیست و بر پایه موضوعاتی مانند روش زیستن، حقوق بشر ، مسئولیت اجتماعی و زیست محیطی نیز تدوین می شوند.

نکته اساسی که در میان سیاست گذاری های اجتماعی کشورهای بیشتر توسعه یافته هویداست، از ورزشکاران برای ساخت جامعه ای اخلاقی تر و زیست جهانی انسانی تر بهره می برند که این امر جامعه ساز مستلزم برنامه ریزی مدون و جامع است.

از آنجا که ورزشکار حوزه قهرمانی و حرفه ای از نقش اجتماعی برجسته و خاصی برخوردار است ، توجه  و نظارت عمومی را با خود به همراه دارد. در حقیقت یک چهره سرشناس ورزشی در ارتفاعی قرار می گیرد که از سوی اکثریت جامعه رویت پذیر است و با ورود به قلمرو  شهرت، ورزشکار وارد یک حیات اجتماعی تازه ای می شود که مشخصات خاصی دارد و آن را پیش تر تجربه نکرده است.

اساسا حوزه قهرمانی و حرفه ای به ورزشکار فضایی جهت دیده شدن در سطح گسترده می دهد که فرصت ها و تهدیدهایی در آن وجود دارد. بدین سبب ، رویکرد فرهنگی و اجتماعی و برنامه ریزی آموزشی مناسب در این حوزه امری ضروری است. به طور کلی انسان دارای "من فردی" و " من اجتماعی" است. در پس این رویکرد،  "من اجتماعی" ورزشکاران مشهور و قهرمانان دارای نقش و مسئولیت برجسته و پررنگی خواهد بود. به عنوان مثال ورزشکاران موجب افزایش ظرفیت آرزومندی جامعه می شوند. در واقع یک کودک فقیر از خانواده کم برخوردار که از نگاه بیرونی درهای پیشرفت اجتماعی و تحرک طبقاتی به رویش بسته است و نومیدی باید او را احاطه کند با دیدن قهرمان ورزشی جوانه های امید را در خود زنده نگه می دارد و با انرژی بالا در مقابل سختی های زندگی قرار می گیرد.

-چگونه از یک ورزشکار و قهرمان در جهت انتفاع جامعه می توان بهره گرفت؟

در حالت کلی اغلب ورزشکاران ثروتی برای جامعه محسوب می شوند اما این گزاره محصول بهسازی سرمایه های انسانی نظام ورزش و هدایت ورزشکاران نخبه تا جایگاه گروه مرجع است که این مهم با نگاه فرآیندی تخصص گرا و برنامه ریزی بلند مدت محقق می شود . این رویکرد در واقع به تربیت انسان اجتماعی کمک می کند که ورزشکار را در دیگر ساحت های جامعه نیز موفق می سازد. ورزشکار در نقش یک فرد الگومند یا در نقش سفیر فرهنگی کشور ، سفیر سلامتی و مواردی این چنین فعالیت موثر می تواند داشته باشد..

متاسفانه رویکرد تقلیل گرا که توجه تام را بر مسائل فنی و مهارت های ورزشی معطوف می سازد و مسائلی چون نتیجه گرایی ، برنامه های بهسازی سرمایه های ورزشی را مختل می کند.

از آنجا که نظام بکارگیری و استفاده موثر  در کنار حفظ و نگهداری سرمایه های انسانی در نهاد ورزش همچون سایر نهادهای جامعه به شدت ضعف و نقص دارد، سبب هدررفت فرصت ها ، تنزل ارزش اجتماعی و حتی مهاجرت ورزشکاران می گردد.

-به نظر شما چه باید کرد؟

در این باره مولفه "معماری نگه داشت منابع انسانی" که در حوزه مدیریت دارای اهمیت خاصی است باید در اولویت برنامه ها قرار گیرد چون که تلاش می کند با حفظ و بهبود رضایت و ارتقاء تمایل اهالی ورزش به ادامه همکاری، سازمان ها را در استفاده از ارزشمندترین منابع خود یاری کند. همچنین از کاهش سرمایه اجتماعی در اثر کاهش مشارکت و بی اعتمادی در سپهر ورزش جلوگیری می کند.

از طرفی با ایجاد فضایی سالم  جهت احترام و حفظ شئون و ارزش ها می توان در جلب رضایت ورزشکاران و پیشکسوتان و تحکیم تعهد و تقویت حس تعلق آنها به ورزش و جامعه کمک کرد که اگر چنین شرایطی فراهم نشود آسیب زا خواهد بود که می تواند کج روی ، طرد ، گوشه نشینی و حتی مهاجرت ورزشکاران را به همراه داشته باشد.

آموزش سبک زندگی ورزشکاران و سواد اجتماعی لازمه استفاده از ظرفیت های جامعه ساز ورزشکاران است. مدیریت "خود پرافتخار" در این خصوص یک ضرورت است تا از سرمستی اعتیادآور شهرت و القائات فریبنده رسانه ها و ستایش های افراطی که تواضع و نقش اجتماعی ورزشکاران را به مخاطره می اندازد محافظت و کنترل نماید. 

از سوی دیگر این عوامل گاهی آنان را به سوی نقش ها و جایگاه های کاذب می کشاند که پا بر فرهنگ احترام به تخصص ، نقش و ارزش های اجتماعی می گذارد. مانند تمسخر نویسندگان توسط چند چهره فوتبالی که به احساس نابرابری و بی عدالتی دامن می زند و بزرگان ساحت علم و اندیشه و متخصصان حوزه های دیگر را تحت الشعاع قرار می دهد.

-نقش مسئولین در این زمینه چه میزان اثرگذار است؟

نیاز به کیفیت ذهنی مناسب برای درک مسائل اجتماعی و فرهنگی در مسئولان ورزشی باید وجود داشته باشد تا از ورزشکاران به مثابه سرمایه های ارزشمند که سرمایه گذاری زیادی بر روی آنها انجام گرفته در جهت ارزش آفرینی و ثروت آفرینی برای ورزش و جامعه استفاده گردد. این کمال یافتگی باید به شیوه شبکه ای از محلات و مدارس و باشگاه ها و تیم های ملی به عنوان کانون های توسعه بخشی شکل گیرد.

با توجه به کثرت آسیب ها و دام های اجتماعی بی توجهی و رهاسازی ورزشکاران محبوب و مشهور ناخودآگاه آنان را درگیر جریان های حاشیه ای و چرخه های فسادزا می سازد. از این رو کشورهای توسعه یافته از متخصصین و مشاورین مختلف برای حمایت و هدایت ورزشکاران و ممانعت از گرایش به کسب لذت های دم دستی و مخرب استفاده می کنند. مسئله مهمی که زیان و خسارات زیادی را متوجه جامعه ورزش ساخته و هنوز هم توجهی به آن نمی شود.

-رابطه نسل جوان و الگوها چگونه است؟ 

یک جامعه به ویژه نسل نوجوان و جوان آن نیاز به الگو و قهرمان دارد. اگر نتوان از قهرمانان و شخصیت های معتبر ملی الگوسازی کرد،  بی شک لشگری از الگوهای خارجی جایگزین آنها خواهند شد. متاسفانه نسل های جدید با اغلب قهرمانان سال های دور که تاج عزت و کرامت بر سر کشور نهاده و شاید به مختصات آنان دیگر در ایران دیده نشود، ناآشنا هستند. دیدگاه مصرفی و توجه صرف به دوران قهرمانی و حتی نگاه های ایدئولوژیک این سرمایه های ارزشمند را به "افسانه های موزه نشین" تبدیل ساخته که داشتن هر یک از آنها موجب فخر ورزش آنان می شود. کافی بود امامعلی حبیبی، عبداله موحد و بسیاری از این بزرگان ملیت یک کشور دیگر را داشتند آنگاه ضمن حفظ منزلت و احترام از آنان در جهت سالم سازی و الگومندی جامعه به انحاء مختلف سود می جستند.

-این غفلت فرهنگی در ورزش از کجا نشات می گیرد؟

به دلیل انسداد ارتباطی میان حوزه علم،  فرهنگ و ورزش ساختارهای تولید دانش و فهم فرهنگی ورزش ما مختل است. نتیجه آن غفلت فرهنگی در ورزش است تا قهرمانان نتوانند آن طور که باید موجودیت و هویت اکتسابی خود را برای سالیان سال حفظ کنند. امروزه در مسائلی که پیش تر حل نکرده ایم حل شده ایم و در اثر ضعف فرهنگ مدیریت و مدیریت فرهنگی در ورزش بسیاری از نام آوران از مدار اثرگذاری ورزشی و اجتماعی خارج شده اند.

از سوی دیگر فراموش سازی و غفلت از شخصیت های الیت ورزشی با ورود افراد بیگانه با فرهنگ و فلسفه ورزش (نا اهلان) از مبادی سیاست و حوزه های غیر مرتبط شدت می یابد و در پس این حضور مخرب جغرافیای فراموش شدگان ورزش گسترش می یابد و جایگاه آنان در سپهر ورزشی و اجتماعی تهدید و تحدید می گردد.

متاسفانه در سطحی کلان تر شاهد این واقعیت تلخ هستیم که فرهنگ تکریم و احترام به پیشکسوتان و بزرگان در جامعه رو به زوال است و بازیگران دیروز تبدیل به تماشاگران امروز شده اند و کوله بار ارزشمند تجارب  و دانش آنان  جز اندک جماعتی خریدار ندارد .

-و سخن آخر؟

دیر زمانیست نیازمند تغییر نگرش و ظهور و استقرار نوع دیگری از تفکر در ساختار ورزش کشور هستیم. باید از سنت مقبره داری بزرگان به تکریم و اعتنا و توجه در زمان حیاتشان بازگردیم . برای هر یک از این قهرمانان و نام آوران ورزشی چند چاه نفت هزینه شده و جامعه نیازمد حضور موثر آنان است. خروج آنها از میدان ورزش یه نوعی سرمایه سوزی و خودزنی فرهنگی است. لازمه استفاده بهینه از سرمایه های ورزش کشور فهم مسئله ورزش و شناخت کارکردهای آن است که در پس اصلاحات فرهنگی که مقدمه ای بر اصلاحات ورزشی است محقق می شود.

 

آیا این خبر مفید بود؟

ارسال نظر:

دیدگاه

مهمترین اخبار

گفتگو

آخرین اخبار گروه

دیگر رسانه ها