متأسفانه فضای امروز کرمانشاه با آن‌همه قدمت تمدنی و فرهنگی به‌واسطه پایه‌گذاری بسیاری از بدعت‌های نادرست در یک خط موازی با برچسب چندین ساله بیکاری اقتصادی، به‌صورت تبحر و ممارست در اتلاف وقت و به‌نوعی بیکاری اجتماعی نیز در حال حرکت به سمت سقوط اجتماعی بیشتر است.

 سروش زنگنه-خبرگزاری موج کرمانشاه؛ حال ‌و روز این روزهای کرمانشاه فارغ از زخم‌های عمیق و نیمه عمیق ناشی از بیکاری اقتصادی که با امراض و اشکال مختلفی مثل اعتیاد، طلاق، دزدی، بزه‌کاری و... یکی پس از دیگری سر باز می‌کند، به‌صورت یک اپیدمی واگیر در جامعه نیز رسوخ کرده و مردم شهر و دیارمان را با درد مزمن‌تری به نام "بیکاری اجتماعی" هم روبرو ساخته است، معضلی که لحظه‌های برگشت‌ناپذیر گذر عمر را برایمان بی‌معنی و تنها در قاب مغازه‌ها محبوس کرده و برای در رفتن از انجام کار مفید و به قول قدیمی گذر زمان به یللی و تللی حاضر به هر دست‌آویزی شده‌ایم....

" هیچ باکی نیست برادرمن، من که کار خاصی ندارم، شده بیست روز دیگه هم در مغازه را ببندم، اشکال نداره... اینقدر میام و میرم که بالاخره قاضی مجبور بشه که به نفع من رای صادر کنه....

خدا شاهده تا ده ماه که هیچ تا ده سال هم طول بکشه برام مهم نیست.... آخرش که چه .... برای این که از دستم خلاص هم بشند، مجبورند باهام راه بیان.....

قطعاً یکی از شاخصه‌های اصلی رشد در هر جامعه‌ای بنا بر اذعان کارشناسان، استفاده بهینه و حداکثری از زمان در راستای ارتقای زندگی فردی و اجتماعی است و بر این اساس نحوه برخورد اجتماعی افراد یک جامعه در امور روزمره زندگی با حوادث و اتفاقات پیرامون خود به‌طور قطع نقشی کلیدی را در فرایند بهبود زندگی اجتماعی یک جامعه ‌ایفا می‌کند.

متاسفانه فضای امروز کرمانشاه با آن‌همه قدمت تمدنی و فرهنگی به‌واسطه پایه‌گذاری بسیاری از بدعت‌های نادرست در یک خط موازی با برچسب چندین ساله بیکاری اقتصادی، به‌صورت تبحر و ممارست در اتلاف وقت و به‌نوعی بیکاری اجتماعی نیز در حال حرکت به سمت سقوط اجتماعی بیشتر است.

برای درک بیشتر این معضل نیاز به نگاه کنکاشی بسیار پیچیده‌ای نیست و در طول روز و در خیلی از مسیرهای پرتردد ادارات و ارگان‌های دولتی و خصوصی به‌راحتی می‌توان سیر افرادی که تعداد آن‌ها نیز کم نیست را مشاهده کرد که فقط به‌واسطه گذران وقت و به‌صرف نماندن در خانه و شنیدن مثلا غرغر، وقت خود را صرف سروکله زدن، جر و بحث و ... با متصدیان امر می‌کنند؛ یکی از این نمونه‌های مناسب را به‌راحتی می‌توان در راهروهای دادگاه‌های حقوقی و کیفری، شوراهای حل اختلاف و ... به نظاره نشست که گاها شخص برای دریافت و یا به‌اصطلاح احقاق حقوق چند صد هزار تومانی حاضر به رفت‌وآمد چندین ماهه است و جالب آنکه در اکثر این موارد فرد بجای اصرار در تعیین تکلیف حداکثر پرونده در کمترین زمان، از حقوق ازدست‌رفته‌اش به دلیل کوتاهی جلسات نالان است.

نمونه‌های روزمره دیگری همچون طی شدن مراحل کاری ثبت ‌اسناد و املاک، دارایی، شهرداری. همه و همه روزانه شاهد حضور افراد بی‌شماری است که از بس کارمندان و پرسنل حاضر در ادارات در طول هفته با آن‌ها روبرو می‌شوند که گاها با کارمندان اصلی اشتباه گرفته‌شده و بعضاً به قول خودشان راه و چاه کارهای دیگر را هم‌دستشان می‌آید و این یعنی کسب تجربه به قیمت گذر عمر.

بارها و بارها از زبان مسئولین کشوری و استانی، کارشناسان و اقتصاددانان این نکته ضروری به‌عنوان یک زنگ خطر بزرگ گوشزد شده است که بدنه ادارات و سازمان‌ها می‌بایست تا حد ممکن از شر بروکراسی‌های اداری بی‌مورد و طویل‌المدت پاک شود و نمونه بارز آن دولت الکترونیک و جایگزینی اتصال به فضای مجازی به‌جای کاغذبازی‌های بی‌مورد بوده است که ضمن تلنگر بر تغییر نگاه بنیادی رؤسا بر حذف این اتلاف وقت‌های بی‌مورد در استان که همچون سال‌های دور هنوز به جمع‌کردن پرونده‌های کاغذی و اشغال فضای بزرگی به نام بایگانی، شهروندان نیز به این مهم اشراف داشته باشند که یک‌تنه نمی‌توان به قاضی رفت که قطعاً راضی بازخواهیم گشت؛ تا زمانی که من شهروند هنوز برای طی مراحل قانونی کارم سایت، فضای مجازی و الکترونیک را قبول ندارم و برگه کاغذی به دست خط  حتی منشی فلان اداره را برای خود سند تلقی می‌کنم و یا اینکه بخش اعظمی از ما کاری را که باید در اداره‌ام، محیط کارم، درب مغازه‌ام و یا هر مکانی که در آن تعهد به اشتغال و ارائه خدمت دارم را با خواهش، التماس، مرخصی ساعتی، مرخصی مأموریتی، بستن درب مغازه و .... به بس نشستن در یک اداره می‌کنم، قطعاً نباید انتظار معجزه پیشرفت شهر و دیارم را داشته باشم.

متأسفانه اسم و اصرار مسئولین در دادن لقب کلان‌شهر به کرمانشاه آن‌چنان در کمیت اش مُصر بودند، صرف کیفیت سازی، فرهنگ‌سازی و القای نهادینه نام سنگین یک کلان‌شهر نبوده است، آن‌چنان‌که در خیلی از شهرهای کشور همچون تهران، شیراز، اصفهان، تبریز و ... این مهم با کمی فرازوفرود در بین شهروندان جا افتاده است که فرار از بیکاری اجتماعی و کسب درآمد بیشتر با ارائه خدمات مطلوب‌تر در بازه زمانی کاری به‌یقین اولویت دارد به اتلاف وقت و زمان در پی پیدا کردن و برگشت زدن یک چک مثلاً 200 هزار تومانی در طی چندین ماه.