موج
کدخبر : ۳۶۸۵۷۳ لینک کوتاه: https://www.mojnews.com/fa/tiny/news-368573

یک روانشناس در گفتگو با خبرگزاری موج مطرح کرد؛

چند روز قبل گزارشی منتشر شد که در آن با تکیه بر داده های یک پژوهش، شادترین استان های کشور مشخص شده بودند. استان هایی که قم، سیستان و بلوچستان و تهران در صدر آنها بودند. اما این گزارش با واکنش های فراوانی از سوی مردم و حتی کارشناسان مواجه شد. کارشناسانی که معتقد بودند نتایج این تحقیقات نمی تواند چندان هم موثق باشد!

به گزارش خبرنگار اجتماعی خبرگزاری موج،  به دنبال انتشار گزارشی از سوی یکی از مراکز معتبر نظرسنجی و اعلام استان های قم، سیستان و بلوچستان و تهران به عنوان شادترین استان ها ی کشور، واکنش های تندی از سوی برخی از روانشناسان و جامعه شناسان نسبت به صحت این پژوهش مطرح شد. کارشناسانی که معتقدند استان هایی که در صدر لیست شادترین های کشور در این تحقیق هستند، نه تنها جزء شادترین نقاط کشور نیستند که حتی می توان ادعا کرد، جزء افسرده و خموده ترین استان های کشور نیز محسوب می شوند. طیبه حاجی محمد یزدی، در گفتگو با خبرنگار اجتماعی موج به عنوان یک روانشناس منتقد این پژوهش، از دلایل خود می گوید که در زیر می خوانید:

چند روز قبل گزارش جالبی در مورد شادترین استان های کشور منتشر شد که بازتاب های گوناگونی را به دنبال داشت. براساس این گزارش قم، سیستان و بلوچستان، هرمزگان، چهارمحال‌وبختیاری، تهران، قزوین، لرستان و کردستان شادترین استان های کشور هستند. این در حالی است که بسیاری از کارشناسان، جامعه شناسان و روانشناسان با نقد این گزارش مدعی هستند که مردم تعداد زیادی از این استان ها نه تنها  "شاد" نیستند که حتی در آستانه افسردگی شدید روحی و روانی قرار دارند. شما چطور؟ به عنوان یک روانشناس، نتایج این بررسی را قبول دارید یا شما هم به آن نقد دارید؟ 
من هم این گزارش را در رسانه ها دیدم و خواندم. واقعیت این است که طی یک سال و نیم گذشته و با آغاز کرونا مردم دنیا شرایط جدید و متفاوتی را تجربه کردند که در حقیقت بحرانی بسیار سنگین و طاقت فرساست و همین باعث شده تا بسیاری از مردم جهان، دچار افسردگی و انواع بیماری های روحی و روانی شوند. به طور کلی می توان گفت که حال دنیا خوب نیست. در کشور ما هم جدای از تورم و مشکلات عجیب و غریب اقتصادی ترس و اضطراب و دل نگرانی دایمی مردم از ابتلا به ویروس کرونا باعث شده تا مردم به شدت از لحاظ روحی و روانی تحت فشار باشند.  من حتی در تحقیقی که داشتم به این نتیجه رسیدم که حتی کسانیکه خودشان را به بی خیالی می زنند، دچار نوعی اختلال روحی و روانی هستند. بنابراین در هر صورت اکثر شهروندان ما تحت فشارهای روحی و روانی هستند.
اما من هنوز هم جواب سوالم را نگرفته ام. اینکه بالاخره قبول دارید که مطابق این پژوهش قم و سیستان و بلوچستان و حتی تهران جزء شادترین استان های کشور هستند؟
راستش را بخواهید من اصلا چنین نتیجه ای را نمی توانم بپذیرم. چون مثلا در مورد "قم" ، اصولا حتی قبل از این ایام کرونایی نیز این شهر به یکی از شهرهایی که حال و هوایش چندان شاد و سرزنده نیست، معروف بود. من خودم هم در برهه ای به خاطر ادامه تحصیل، مدتها به این شهر رفت و آمد داشتم و کاملا با فضای آن، از سالها قبل آشنا هستم. روی همین شناخت به خاطر تخصص ام به یقین می توانم ادعا کنم که اصلا فضای این شهر حال و هوای سرزندگی و شادی آنچنانی ندارد چه رسد به اینکه بخواهد شادترین استان کشور باشد! من فکر می کنم شاید کسانیکه نتایج این تحقیق را اینچنین منتشر کرده اند به دنبال این بودند که بگویند، بخاطر فضای اعتقادی و دینی و مذهبی این شهر، مردم احساس شادی و شعف فراوانی دارند. البته کسی نمی خواهد این موضوع را کتمان کند که اعتقاد به خدا و دین مداری باعث آرامش روح و روان انسان می شود اما دلیلی ندارد که بخواهیم چشمانمان را روی واقعیت ها ببندیم و بخواهیم بزرگنمایی کنیم!
در مورد تهران هم رییس انجمن مددکاری اعلام کرده بود که مردم پایتخت از لحاظ افسردگی در وضعیت بحرانی قرار دارند. با این حال براساس تحقیق یاد شده، تهران هم جزء شادترین استان ها هستند!
دقیقا همین طور است. مثلا در همین گزارش آمده است که سمنان یکی از استان هایی است که مردم آنها کمترین میزان شادی و شادکامی را در کشور دارد. این در حالی است که براساس اصول اقلیمی ، مردم سمنان به خاطر نوع اقلیم و آب و هوایش زیاد بگو و بخند و شاد و سرحال نیستند. اما این به معنای آن نیست که مردم این خطه افسرده یا غمگین و تلخ هستند. بلکه برعکس این خطه مردمی بسیار مهربان و "گرم" دارد. تهران هم همین طور. تهران شهری شلوغ و پر از دغدغه و گره های کور زندگی روزمره است. زندگی در این شهر به اذعان تمامی روانشناسان و جامعه شناسان، به شدت مشکل و پر دغدغه است. حالا گفته می شود تهران، جزء شادترین مردم این شهر مکانیکی هستند! در عوض اصفهانی ها که در تمام تاریخ این کشور به شاد سرزنده بودن معروفند، در انتهای این لیست قرار دارد. یعنی براساس این پژوهش اصفهان جزء استان هایی است که شادی در آن کم است و نایاب. واقعیت این است که به اعتقاد ما روانشناس ها به نظر می رسد این لیست سرو ته نوشته شده باشد! 
 
جالب اینجاست که در این گزارش از سیستان و بلوچستان که سالهاست به خاطر مشکلاتی چون بیکاری و فقر و محرومیت، مردمانش به شدت درگیر هستند، جزء شادترین استان ها ذکر شده است!
البته قصه سیستان و بلوچستان فرق می کند. درست است که مردم این خطه به خاطر مشکلاتی که شما هم به آن اشاره کردید، به شدت تحت فشار هستند و زندگی ساده ای دارند اما در عین حال مردم قانعی هستند و با همان حداقل ها نیز تلاش می کنند تا از زندگی‌شان لذت ببرند. بنابراین مردمش چندان دچار افسردگی و خمودگی نیستند. 
اتفاقا بسیاری از کارشناسان و روانشناسان معتقدند که وضعیت روحی شهروندان شهرهای بزرگ و بخصوص تهران، دارد به مرز بحرانی نزدیک می شود!
دقیقا همین طور است. بخشی از فشارهای روانی وارد شده بر جامعه به دانشمندان و پزشکانی که روی کرونا و نحوه درمان آن کار می کنند باز می گردد که باید زودتر به نتیجه برسند. بخشی دیگر هم به دولت و مسئولان معطوف می شود. چرا ؟ چون معیشت و اقتصاد و تورم از جمله شاخصه هایی هستند که به شدت ضریب افسردگی و مشکلات روحی – روانی شهروندان را افزایش می دهند. بنابراین دولت باید تلاش کند تا با کنترل تورم و بهبود وضعیت اقتصادی کشور، کمی از بار روانی وارد بر دوش شهروندان را کم کند. از سویی خود شهروندان هم باید با برنامه ریزی داخلی ، تلاش کنند تا مخارج‌شان را کنترل و مدیریت کنند تا بتوانند در این شرایط سخت زندگی و گرانی های سرسام آور، زندگی‌شان را ادراه کنند. چرا که افزایش فشارهای اقتصادی می تواند انواع فشارهای روحی و روانی را برای آنها به دنبال داشته باشد. من به شخصه تعجب می کنم که در این شرایط حساس دولت چطور هر روز با افزایش تصاعدی قیمت ها به مردم فشار وارد می کند! آنهم در این روزها که دراستانه سال نو و عید باستانی نوروز قرار داریم و مردم طبیعتا به دنبال خرید های خاص این ایام هستند اما به خاطر همین افزایش بی رویه و بی حساب و کتاب تورم، واقعا بسیاری از خانواده ها از تهیه "حداقل" ها زندگی نیز عاجزند چه رسد به خرید های مخصوص شب عید! مسلم است که در چنین شرایطی بی شک باید به شدت نگران دوران بعد از کرونا بود. چرا که افسردگی در جامعه ما می تواند به حدی افزایش پیدا کند که باعث کاهش خودکنترلی و افزایش جرم و جنایت ناشی از آن شود.
با این حال فکر نمی کنید که شاید بهترین راه حل، تشکیل کارگروه های تخصصی برای برنامه ریزی در خصوص رفع افسردگی شهروندان ایرانی باشد؟
چرا... همین طور است. البته تعدادی از اساتید روانشناس و جامعه شناس از چند وقت قبل اقدام به پژوهش هایی در این زمینه کرده اند و حتی کارگاه هایی نیز برگزارکرده اند. ولی مسلما این نمی تواند کافی باشد. الان مردم ما از ساده ترین بهانه های شادی که همان برنامه های شاید تلویزیونی باشد هم، محرومند. بنابراین اگر دولت و نهادهای بالادستی از این موضوع حمایت نکنند و به فکر درمان افسردگی و خمودگی و .... جامعه نباشند، باید منتظر روزهای سخت و خطرناک و بحرانی در آینده روانی کشورمان باشیم.
خبرنگار:
آیا این خبر مفید بود؟

ارسال نظر:

نظرات:
  • پاسخ

    فكر كنم نظر سنجی سازماندهی شده برای بد نام کردن تهران وقم وسیستان وبلوچستان است استان سیستان و بلوچستان و خوزستان منبع نفت وغیره دارد محرومترین استان های کشور و افسرده ترین مردم جهان هستند

  • پاسخ

    اصلا‌ما‌استان‌شاد‌داریم‌‌تعجب‌میکنیم

    • این گرونی ها و این مشکلات و مریضی ها نمیگذاره کسی احساس آرامش کنه

  • پاسخ

    جالبه این شخص ادعای علم می کند و بدون سند و مدرک علمی جایی را شاد و جای دیگر را غمگین می داند واقعا نظریات احمقانه ای داده

  • پاسخ

    تا شادی چگونه تعریف کنید، گاهی در غم انسان را بیشتر شاد می شود خصوصا اگر غم دیگران را بخوری

دیدگاه

مهمترین اخبار

آرشیو

گفتگو

آخرین اخبار گروه

پربازدیدترین گروه

دیگر رسانه ها