موج
کدخبر : ۳۴۵۰۴۵ لینک کوتاه: https://www.mojnews.com/fa/tiny/news-345045

ریشه یابی نقش فشارهای اقتصادی بر چالش های خانوادگی:

اینکه معضلات اقتصادی، یکی از مهمترین دلایل بروز مشکلات خانوادگی است بر کسی پوشیده نیست اما اینکه ریشه این گره های اقتصادی در کجاست و چگونه باید باز شود سوالی است که همواره در سطح جامعه و در بین کارشناسان مطرح است.

به گزارش خبرگزاری موج ؛ افزایش تورم و گرانی های بی حساب و کتاب باعث شده تا طی دو - سال اخیر سفره های خانواده ها هر روز کوچک و کمرنگ تر شود. ضمن آنکه این امر باعث شده تا سرپرستان خانواده ها مجبور باشند تا در چند شیفت کار کنند و کمتر در بین خانواده هایشان باشند. اما اینها تنها بخشی از اثرات افزایش لجام گسیخته قیمت ها و تورم در جامعه و بی توجهی مسئولان است. ابراهیم رزاقی، اقتصاد دان حوزه خانواده در گفتگو با خبرنگار موج به ریشه یابی ارتباط مسایل مالی با چالش های خانوادگی پرداخته که در نوع خود قابل تامل است.

به نظر می رسد طی دو سه سال اخیر و همزمان با افزایش تصاعدی و روز به روز تورم؛ سبد اقتصاد خانواده ها نیز کوچکتر و کوچکتر شده و امروز به جایی رسیده که این سبد در مورد بخشی از خانواده ها واقعا خالی است. به عنوان کسی که در حوزه اقتصاد خانواده مطالعه و فعالیت می کند فکر می کنید چرا دولت نتوانسته توازنی بین درآمدها ، تورم و تامین نیازهای خانواده ها بردارد؟

من فکر می کنم ریشه این مساله به یک سابقه تاریخی بر می گردد. زمانیکه آیت الله رفسنجانی در دوران سازندگی و زمانیکه رییس جمهور بود، در برابر افزایش تورم و قیمت ها همیشه قایل به یک فلسفه بود. وی که طرفدار سیستم سرمایه داری بود همیشه می گفت: افرایش قیمت ها، در ابتدا به نظر سخت می آید اما کم کم درست می شود و برای مردم عادی خواهد شد! اما می بینیم که الان حدود ۳۰ سال از آن زمان می گذرد ولی هنوز چیزی درست نشده است. در واقع به نظر می رسد مبانی اقتصادی ما که برمبنای قانون اساسی تعریف شده، کاملا با چالش هایی جدی روبروست. 

چطور؟

مثلا براساس اصل دوم قانون اساسی، معاد برای اعتلای انسان به سوی خداست و در بخش دیگر از قانون آمده است: برای تحقق اعتلای انسان، باید دسترسی سهل و آسان به مسکن و بهداشت و خوراک و استقلال اقتصادی، سیاسی و فرهنگی و اجتماعی داشته باشد. اما سرمایه داری می گوید: هر کسی باید به دنبال سود و لذت حداکثری خودش باشد و حتما می دانید که سود حداکثری در تولید نیست بلکه در دلالی و احتکار است. البته حدود ۲۵۰ سال پیش در یک دوره ای اوضاع به همین منوال بوده است. یعنی همه تقریبا از لحاظ اقتصادی ضعیف بودند. اما بعد از حدود ۴۰ سال، یکسری از شهروندان رشد پیدا کردند و بازار را هدایت می کردند. در واقع وقتیکه دولت ها عرضه و تقاضا  را باز گذاشتند، وقتیکه سرمایه داری را اولویت قرار دادند معلوم است که مردم دنبال سود آوری خواهند رفت. به عنوان نمونه دولت می آید و در ظاهر برای کمک به اقشار کم درآمد عرض ۴۲۰۰ هزار تومانی را برای وارد کردن کالاهای ضروری اختصاص می دهد. ولی در عوض کسانی این ارز را دریافت می کنند که یا اصلا کالایی را وارد نمی کنند یا به دنبال آن هستند که کالایی که با ارز دولتی خریداری کرده اند را با قیمت آزاد بفروشند. در واقع ارز نیمایی می شود یکی از عوامل گسترش فقر در ایران. در چنین حالتی مسلم است که خانواده های فقیر هر روز فقیرتر می شوند و سفره هایشان خالی تر. تمام دلیل آن هم این است که دولت روی اصول و قاعده مالیات نمی گیرد.

ولی الان که مالیات داریم!

بله . اما روی قاعده و بر اساس اصول نیست. یعنی اصولا مالیات را به دو دلیل می گیرند. اول اینکه هزینه های دولت تامین شود و دوم اینکه از فعالیت هایی که سودهای بالایی دارد آنقدر مالیات می گیرند تا سودشان کم شود و بروند دنبال تولید. وقتیکه اینگونه نشد آنهایی که از رانت بهره مند هستند و به اصطلاح جزء "خودی" ها محسوب می شوند می روند دنبال فعالیت هایی که سود بیشتری دارد.  از سویی در چنین شرایطی دولت برای تامین هزینه هایش به راهکارهای دیگری متوسل می شود. مثلا می آید و پول چاپ می کند. می رود اوراق عرضه را به وجود می آورد. یا اینکه می آید در فعالیت هایی که سود بالایی دارد ورود پیدا می کند . مثل بورس. دولت می تواند کاری کند که بورس را به نفع خودش تغییر بدهد و از این محل کسب درآمدی کلان بکند. همچنین وقتیکه دولت به درستی و عادلانه مالیات نمی گیرد نقدینگی در بخش خصوصی به شدت افزایش پیدا می کند. حالا کی باید جلوی این افزایش نقدینگی کاذب را بگیرد؟ مسلما دولت. دولت می تواند از طریق مبارزه با فساد و کنترل رشد قیمت ها این افزایش نقدینگی را کنترل نماید و کاری کند که منجر به افزایش قیمت ها نشود. اما اگر چنین نشود و تورم های ۳۰ درصدی و ۵۰ درصدی به وجود آمد، مسلم است که تولید کننده هم مجبور است قیمت های کالاهای تولیدی اش را افزایش دهد. این درحالی است که حقوق و دستمزد کارمندان و مزد بگیران به هیچ وجه متناسب با این افزایش قیمت ها نبوده و نیست. نتیجه این می شود که سفره خانواده های مزد بگیر سال به سال خالی و خالی تر می شود. الان ما در عمل بیش از ۳۰ میلیون بیکار در کشور داریم و ۶۰ میلیون نفر بسته معیشتی دریافت می کنند. این به معنای آن است که ۶۰ میلیون زیر خط فقر هستند! نتیجه این می شود که از دهه ۵۰ به این طرف، قدرت و ارزش ریال چند هزار برابر کاهش پیدا کرده است ولی افزایش حقوق ها به هیچ وجه متناسب با آن نبوده و نیست. یا اینکه کارگران نیشکر می گویند که ما ۱۰ – ۱۲ ماه است که حقوق نگرفته اند. همین مسایل باعث می شود تا سرپرستان خانواده ها و بعد  از آنها تمامی اعضای خانواده ها، زجر بکشند که خودش خطرناک است.

منظورتان از بابت از هم پاشیدگی خانواده هاست؟

هم از هم پاشیدگی خانواده ها و هم خطرات اجتماعی این فشارها. یعنی آدم ها تا یک حد مشخصی تحمل می کنند. وقتیکه فشارها بیشتر از این حد شد، به اصطلاح به سیم آخر می زنند و ممکن است دست به اقدامات خطرناکی مثل حضور در آشوب های خیابانی و تجمع های اعتراضی بزنند. این وظیفه مسئولین و بخصوص قوه مقننه است که باید از حقوق شهروندان دفاع کنند. البته خوشبختانه الان قوه قضاییه به دنبال برخورد با بی عدالتی و فساد است ولی فقر آنقدر زیاد است که با این حرکت های تک محوری کاری به نتیجه نمی رسد و مردم روز به روز نا امید تر می شوند. در زمان شاه، با اجرای طرح اصلاحات اراضی کشاورزان مالک زمین های کوچکی شدند که نمی توانستند برای محصولاتشان بازاریابی کنند. برای همین دلال ها شکل گرفتند. رشد این دلال ها تا جایی پیش رفته که ۴۰۰ هزار دلال زمان اول انقلاب امروز به بیش از 4 میلیون دلال رسیده است. در حالیکه اگر مردم نا امید شوند این نا امیدی می تواند باعث خروش و عصیان آنها شود. این همان جنگ اقتصادی است که آمریکا آن را رهبری می کند.

و همه اینها باعث از هم پاشیدن خانواده ها می شود؟

دقیقا...کانون خانواده ها از یکسو به خاطر فقر و از سویی به خاطر رخنه فرهنگ غربی که در آن اولویت با خود اشخاص است تابچه و همسر و.... ؛ خانواده ها روز به روز سست تر می شوند. شما فکر می کنید چرا حدود ۵۰ درصد ازدواج ها در تهران منجر به طلاق می شود؟ من معتقدم که اینها همه برنامه ریزی شده است. از سوی سایر کشورها. شما به محتوای فضای مجازی یا سریال های داخلی ما توجه کنید. همه آگاهانه یا ناخودآگاه در حال سوق دادن جامعه به سمت از هم پاشیدگی است. وقتیکه این موارد با هم همسو شوند و هم جهت، می تواند جنگ داخلی به وجود آید. و این همان چیزی است که مسئولان ما هم – به صورت آگاهانه یا نا آگاهانه – در حال دامن زدن به آن هستند. حتی وقتیکه می خواهند وزیری را استیضاح کنند، به تدریج تعداد استیضاح کنندگان کمتر و کمتر می شود. چرا؟ چون به آنها قول های اغوا کننده ای می دهند. خانه و ملک می دهند. فرزندان و نزدیکانشان را در مشاغل مهم و با مزایای بالا به کار می گیرند و... مسلم است که در چنین جامعه ای شما نمی توانید انتظار برخورد قاطع با فساد و تخلف و حمایت از اقشار مستضعف را داشته باشید! در نهایت این وضعیت مهمترین عایدی اش این خواهد بود که فقر و فحشا و انواع آسیب های اجتماعی روز به روز در آن بیشتر و بیشتر می شود.

خبرنگار:
آیا این خبر مفید بود؟

ارسال نظر:

نظرات:
  • پاسخ

    مقصراصلی دولتمردان ومسولین کشوره که نمیتواننداداره کنند وخون مردم بیگناه رادرشیشه کردنندیازهرامددی

دیدگاه

مهمترین اخبار

گفتگو

آخرین اخبار گروه

پربازدیدترین گروه

دیگر رسانه ها