رسیدن نرخ رشد علمی ایران به 11 برابرِ نرخ رشد میانگین جهانی هیچ تناسبی با شیوه سنجش و انتخاب بهترین دانشجو ندارد و این دو ضد ناهمگون مصداق تضاد پر و پای طاووس است از حیث زشتی و زیبایی...

علی خدایی بیجاری-سرویس اجتماعی خبرگزاری موج، معمولا هر ساله روزهای پنجشنبه و جمعه، میانه تیرماه که امسال مصادف با سیزدهم و چهاردهم این ماه است، در باور نسل های متاخر ما ایرانیان روزهای سرنوشت سازی به حساب می آیند. یعنی روز حضور در آزمون کنکور . روزی که فارغ از فقیر و غنی، قاطبه قریب به اکثر خانواده های ایرانی با تفکری همسو مثال خوابگردها فرزندان خود را سراسیمه و پیشاپیش خود به این آزمون رهنمون می شوند و خود در پشت درهای بسته کنکور چون دخیل بستگان، منتظر مانده و به خواندن اوراد و عزایم مبادرت می‌کنند.

پس از آزمون کنکور نیز به مجرد دیدار مجدد فرزندان خود، از همان بدو امر، نکیر و منکر وار ذهن خستۀ آنان را به پرسش و پاسخ گرفته بلکه در این رهگذر هر یک یقین حاصل کنند که فرزند آنها همانی است که شانه هایش محل و موضع فرود همای سعادت است!

این حالات جگرسوز که در احوالات غالب پدران و مادران منتظر و شاید محتضر دیده می شود، رخداد اساطیری گذار رستم از خوان هفتم شاهنامه و پیروزی بر دیو سپیدِ قَدَر قُدرت و بازگشت پیروزمندانه وی را به ذهن متبادر می نماید.

لذا این نوع نگاه خانواده ها به آزمون کنکور که در اثر تلقین و تلقی معنادار افرادی که در پس پردۀ برگزاری کنکور، هر ساله ثروتی نجومی به جیب می زنند، این باور را در جامعه و به روح و روان پدران و مادران همواره نگران تزریق می کنند که یگانه راه سعادت و بهروزی فرزندان آنان ورود به دانشگاه ها از مبادی ورودی آموزشگاه ها و موسسات کنکور است. البته این باور تنها به نام‌نویسی ختم نمی‌شود و پس از آن رخدادهای بعدی مانند، خرید کتب کمک آموزشی و گذر از دوره های متعدد کنکور های آزمایشی، گرفتن مشاور و شرکت در مشاوره ، انتخاب رشته و سایر بامبول ها را در پی دارد که هر مرحله مستلزم پرداخت وجوهی کمرشکن است.

همین اتفاق ساده که البته با پرداخت هزینه های کمر شکن و خانمان‌برانداز از سوی والدین مقدور و میسور می‌شود، در آن سوی معادله برای صاحبان آموزشگاه های کنکور و خدم و حشم تحت امر آنان ثروتی افسانه ای را به همراه دارد. به گونه ای که مجموعه عواملی که تحت عنوان آموزشگاه های کنکور مبادرت به ثبت نام دانش آموزان می کنند هر ساله ثروتی نجومی را به جیب می زنند. و از آنجایی که والدینی که به هر دلیل ممکن خود نتوانسته اند از تحصیلات و تسهیلات عالیۀ دانشگاه های دولتی برخوردار شوند، یگانه شاهراه خوشبختی را برای فرزندان خود ورود به دانشگاه ها از طریق آنچه به آنان القاء می شود، میدانند!

ناگفته پیداست که مافیای کنکور به قدری قدرتمند است که حتی وزرای مخالف کنکور که مسند نشین وزارت آموزش و پرورش شده اند، یارای تقابل با این مافیا را نداشته و ندارند.

مصداق صادق این مدعا سید محمد بطحایی وزیر مستعفی وزارت آموزش و پرورش است که بارها فریاد زده بود که چرخش مالی مافیای کنکور گاهاً تا 40 هزار میلیارد تومان در سال می رسد. با این حال بطحایی به رغم پیگیری های مجدانه و رایزنی های فراوان با هر آنکسی که می توانست قدمی در حذف کنکور بردارد، اما نتوانست به این دیو سپید مقابله کند و عاقبت خود مغلوب شد و امسال در غیاب او آموزشگاه های کنکور پیروزمندانه معرکه خود را راه انداخته و کماکان اشتباه چند ساله را فارغ از مصلحت مردم و مملکت تکرار کرده اند.

شرکت کنندگان کنکور98

در ادامه به ذکر چند نکته بسنده می شود که هر یک نشاندهنده ناکارآمدی کنکور در جذب دانشجویان مستعد است. قبل از هر چیز لازم به ذکر است که در این مقیاس و مقایسه کنکور در بازۀ 40 ساله پس از انقلاب مد نظر است. چرا که پس از پاکسازی سیستم دانشگاهی در حد فاصل سالهای 58 تا 63 قواره ظاهری و باطنی دانشگاه ها شکل و شمایل سنجه ها و معیارهای شورای انقلاب فرهنگی و در نهایت یک دانشگاه انقلابی را به خود گرفت

یکم : یکی از افتخارات جمهوری اسلامی ایران که کراراً بر آن تاکید شده، پیشرفت علمی کشور است. به گونه ای که بسیاری از شخصیت های مطرح کشوری و لشکری، ماهیت ماهوی انقلاب را ماهیتی علمی دانسته اند و بر این نظر پای فشرده اند. برای نمونه به اظهارات احمد فضائلی رئیس کمیته علم و نخبگان جنبش مردمی رجوع می‌کنیم که در روز 25 آذر ماه سال گذشته در نشست «علم و نخبگان» اعلام میکند:

« نرخ رشد علمی ایران 11 برابرِ نرخ رشد میانگین جهانی است»

بااین حال وقتی به شیوه گزینش و انتخاب دانشجویان مستعد توجه میشود، خواهیم دید که  در 40 سال گذشته در حوزه انتخاب دانشجوی مستعد که یکی از خطیر ترین ماموریت های سازمان های متولی محسوب می شود، تقریبا اتفاق خاصی رخ نداده است. به جز چند ویژگی مانند ثبت نام و دریافت کارت ورود به جلسه کنکور در سالیان اخیر می توان اشاره کرد که به صورت الکترونیک و با کمک اینترنت انجام می شود که صد البته  بود و نبود آنها بجز سهولت کار در ماهیت موضوع یعنی انتخاب دانشجوی مستعد تاثیری نداشته است.

دوم: در ادامه این سوال بی پاسخ (که چهار دهه به یدک کشیده می شود)، مطرح است که آیا واقعا کنکور یک شیوه مناسب علمی برای سنجش توان دانش آموزان برای ورود به دانشگاه هاست؟ یا راه های بهتری هم میتواند وجود داشته باشد که در این 40 سال به واسطه اهمال کاری مسئولان و چرتکه اندازی در راستای کسب سود و زیان مغفول واقع شده است؟

سوم: مافیای کنکور به قدری منسجم و هماهنگ عمل می کنند که به رغم تاکید و تصویب مجلس که زمانی را برای به اتمام رساندن کنکور در قانون پیش بینی کرده، سر تعظیم فرود نیاورده و سعی دارند با نفوذ به نحلۀ فکری و مجمع تصمیم گیرنده حوزۀ آموزش، کماکان بازار این معرکه را برای خود همچنان داغ و پرمنفعت محفوظ بدارد. فارغ از آنکه چنین شیوه ای در انتخاب دانشجوی مستعد تقریبا در هیچ کجای دنیا مرسوم و معمول نیست و اگر بوده اکنون منسوخ شده است!

چهارم : وجه مشترک اغلب کارشناسان حوزه آموزش کشور، در این نکته خلاصه می شود که یکی از بزرگترین لطماتی که درطول برگزاری کنکور متوجه دانش آموزان می شود، ایجاد استرس است. بر همین اساس طی سالهای گذشته مجلس به تصویب یک طرح دو فوریتی اقدام و اهتمام کرد. سیدحمایت میرزاده ، سخنگوی کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس شورای اسلامی با اشاره به جزئیاتی از طرح جدید مجلس برای تغییر در روش برگزاری کنکور سراسری دانشگاه‌ها، گفته بود: یکی از اهداف طرح جدید برای تغییر در روش برگزاری کنکور، کاهش استرس و دغدغه دانش‌آموزان است. براساس این طرح می‌‌خواهیم مراحل سنجش و پذیرش دانشجو را از هم جدا کنیم، یعنی در کشور یک مرکز ملی سنجش نیز باید وجود داشته باشد. لذا براساس این طرح، نیازی نیست هر وزارتخانه‌ای یک مرکز سنجش داشته باشد، بلکه یک مرکز ملی سنجش کافی است. براساس طرح مجلس برای تغییر در روش برگزاری کنکور آموخته‌های افراد سالی یک و یا چند بار به‌صورت داوطلبانه مورد سنجش قرار می‌گیرد و افراد خودشان را می‌سنجند و یک کارنامه در دروس مختلف نیز به افراد ارائه می‌شود، از این طریق خودشان از وضعیت تحصیلی‌شان مطلع می‌شوند و اصلاً بحث قبولی یا ردی هم مطرح نیست.

استرس کنکور

پنجم : در دهه های گذشته به ویژه پس از خاتمه دفاع مقدس به گونه ای نظم و نسق آموزش عالی بهم خورد. به این صورت که دانشجویانی که برای دفاع از مملکت ترک تحصیل کرده بودند به یکباره سر کلاس های خود برگشتند و سایر افراد هم متاثر از فضای فکری جامعه که به سمت اکتساب علم و دانش میل داشت، به صرافت تحصیل افتادند. از طرفی به واسطه کمبود فضای آموزشی در وزارت آموزش عالی و از سوی دیگر تعداد قابل توجه داوطلبان کنکور، مسئولان را به سمت برگزاری کنکور فعلی که شاید در آن زمان بهترین راه انتخاب بهترین دانشجویان بود، سوق داد. اما در سالهای اخیر که اکثر دانشگاه ها ظرفیت خالی دارند، برگزاری کنکور از حیث عبث بودن، حکایت آب در هاون کوبیدن است.

ششم : همه اینها را گفتیم که به قیاس این دو مورد برسیم که رسیدن نرخ رشد علمی ایران به 11 برابرِ نرخ رشد میانگین جهانی هیچ تناسبی با سایر بخش های آموزش عالی که مهمترین آن سنجش و انتخاب بهترین هاست را ندارد و این دو ضد ناهمگون مصداق تضاد پر و پای طاووس است از حیث زشتی و زیبایی.

هفتم : اگر نظم و نسق خاصی در نظام آموزشی عالی کشور برقرار شود، قطعا بازده درخشان‌تری عاید خواهد شد. با این اوصاف انتخاب دانشجوی لایق و کارآمد باید از طریق رصد و مقایسه دستاوردهای تحصیلی او  در طول تحصیل صورت بگیرد تا اینکه یک سال مانده به کنکور تنها از فرط تکرار در شیوه منسوخ تست زنی و القای آموزه‌ای طوطی وار دانشجو موفق به گذر از کنکور و ورود به دانشگاهی شود که باید برای حضور در آن دانشگاه، دانشجو می بایست به درکی عمیق از دروس رسیده باشد!

با این وجود در ناکارآمدی شیوه آموزشگاه های کنکور همین بس که اگر یک حساب سرانگشتی از مناسبات سود و سواد آموزشگاه و دانشجو داشته باشیم قطعا به عبث بودن این گردونه باطل و این شیوه منسوخ و نخ نما شده شهادت خواهیم داد.