نگاه مردم به بیانات رهبر باشد؛ نه به موج‌سازی اینترنشنال و برخی کانال‌های ایتا

«جنگ»،«میدان» و«دیپلماسی» هر سه بزنگاه‌هایی که ملاک و مرجع نگاه مردم باید بیانات و راهبردهای رهبر معظم انقلاب باشد، نه روایت‌سازی رسانه‌های معاندی مانند اینترنشنال و دنباله‌های داخلی آن در برخی کانال‌های ایتا و دیگر پیام‌رسان‌ها.

نماینده ایران در سازمان ملل
به گزارش خبرنگار کرمانشاه خبرگزاری موج

، در روزها و هفته‌هایی که کشور درگیر «جنگ رمضان» و تبعات آن بود، صحنه‌ای بی‌سابقه از همراهی مردم، نیروهای مسلح و حاکمیت شکل گرفت، صحنه‌ای که در آن، ارتش، سپاه و فراجا در میدان سخت نبرد حضور داشتند و مردم در میدان پشتیبانی و ایستادگی اجتماعی. با این حال، پس از آتش‌بس و آغاز فرآیند مذاکرات، برخی جریان‌ها در داخل و خارج کوشیدند این همبستگی را نشانه بگیرند و با تخریب سران قوا و تیم مذاکره‌کننده، روایتی مشوش و واژگون از واقعیت ارائه کنند.

در جنگ رمضان از سوی دو کشور«کودک‌کش و جنایتکار» یعنی آمریکا و رژیم صهیونیستی بر کشور تحمیل شد، ایران ناگزیر در برابر یک تهاجم سنگین و پیچیده قرار گرفت. در این جنگ، ارتش، سپاه و فراجا با همه توان وارد میدان شدند و در برابر دشمنان و شبکه‌های جاسوسی داخلی و خارجی ایستادند. آنچه در این دوره رقم خورد، از جنس یک دفاع چندلایه بود؛ دفاعی نظامی، امنیتی و رسانه‌ای.

اما تنها نیروهای نظامی در خط مقدم نبودند، مردم نیز با حضور شبانه و پیوسته در خیابان‌ها، راهپیمایی‌ها و تجمعات خودجوش، نشان دادند که در سخت‌ترین شرایط، از صحنه غایب نیستند. نزدیک به ۵۰ شب حضور مستمر در خیابان‌ها و میدان‌ها، افزون بر جنبه نمادین، پیام روشنی برای دشمن داشت: این ملت، فقدان رهبر شهید و شهدای عزیزش را با ایستادگی جبران می‌کند و اجازه نمی‌دهد خلأ رهبری و فرماندهی احساس شود.

این رفتار اجتماعی«اعلام موضع عمومی» بود؛ مردم با حضور خود به دشمن فهماندند که راهبرد فشار حداکثری، تهدید، جنگ و عملیات روانی، نه تنها اراده ملت را درهم نمی‌شکند، بلکه انگیزه و عزم آنان را برای دفاع از کشور و نظامشان تقویت می‌کند.

پس از یک دوره درگیری، آتش‌بسی ۱۴ روزه برقرار شد و در ادامه این آتش‌بس، بحث مذاکره میان ایران و آمریکا مطرح شد، مذاکره‌ای که نه با تصمیم‌های جزیره‌ای، بلکه در چارچوب سیاست‌گذاری کلان نظام و با نقش مستقیم و تعیین‌کننده رهبری در مقام «تصمیم‌گیر و تصمیم‌ساز» شکل گرفت.

در این مرحله، رهبر معظم انقلاب در بیانیه‌ای رسمی، ضمن ترسیم خطوط قرمز و اصول حاکم بر هرگونه مذاکره، از تیم مذاکره‌کننده حمایت کردند. این حمایت، صرفاً یک موضع تشریفاتی نبود؛ بلکه به معنای اعطای مأموریت، تعیین حدود و ثغور و تایید کلی مسیر بود، به بیان دیگر، تیم مذاکره‌کننده در اسلام‌آباد، نماینده یک اراده شخصی یا جناحی نبود، بلکه حامل بخشی از اراده نظام و خط‌مشی ابلاغ‌شده از سوی رهبری بود.

مذاکرات در اسلام‌آباد پاکستان با حضور رئیس مجلس، وزیر امور خارجه، رئیس بانک مرکزی و جمعی از مقامات و کارشناسان نظامی، حقوقی و سیاسی برگزار شد، این تیم، در یک ماراتن فشرده و سنگین، ۲۱ ساعت مداوم پای میز مذاکره نشست و نتیجه این تلاش طولانی، نه یک توافق شتاب‌زده و نه یک پذیرش تحمیلی بود، بلکه پایان مذاکرات بدون توافق به دلیل زیاده‌خواهی‌های طرف آمریکایی و عدم پذیرش خطوط قرمز جمهوری اسلامی ایران.

همین عدم توافق، خود نشانه پایبندی به عزت ملی و تسلیم نشدن در برابر فشار است. تیم مذاکره ‌کننده، پس از آنکه زیر بار خواسته‌های فراتر از چارچوب و مغایر با مصالح ملی نرفت، به کشور بازگشت. در چنین شرایطی، انتظار منطقی این بود که افکار عمومی با تکیه بر بیانات رهبری و اطلاع از چارچوب کلی مذاکرات، به این تیم و به سران قوا اعتماد کند.

اما درست در همین نقطه حساس، بخشی از جریان رسانه‌ای معاند و برخی کانال‌ها در پیام‌رسان‌های داخلی، خط دیگری را پیش گرفتند. پس از بازگشت تیم مذاکره‌کننده، بعضی افراد و گروه‌ها در ایتا و دیگر پیام‌رسان‌ها، با استفاده از کانال‌های خودساخته، حملاتی سازمان‌یافته علیه مذاکره‌کنندگان و سران قوا آغاز کردند، آنان با برچسب‌هایی چون «سازشگر» و «تسلیم‌شده»، تلاش کردند تصویر تیم مذاکره‌کننده را مخدوش کنند و چنین القا کنند که صرف رفتن پای میز مذاکره، نوعی عدول از آرمان‌ها و خون شهدا بوده است.

همزمان، رسانه‌های معاندی چون شبکه اینترنشنال نیز صدای آمریکا و کانال‌های ضدانقلاب  هم داین خط تخریبی را تقویت کردند و در یک دوگانه‌سازی هدفمند، این رسانه‌ها کوشیدند سران قوا و مذاکره‌کنندگان را کسانی معرفی کنند که گویا در پی معامله بر سر خون شهدا و دستاوردهای میدان هستند!

این همصدایی میان بخشی از کانال‌های داخلی و رسانه‌های شناخته‌شده ضدایرانی، تصادفی نیست، چراکه نتیجه عملی آن تضعیف اعتماد مردم به ساختار تصمیم‌گیری، تخریب وجهه تیمی است که با تایید رهبری به مذاکره رفته و تزریق ناامیدی نسبت به هرگونه راهکار سیاسی و دیپلماتیک برای عبور از شرایط جنگی است.

یکی از محورهای اصلی این حملات، برچسب «سازش» به خود فرآیند مذاکره است. گویی هر نوع گفت‌وگو با طرف مقابل، حتی در اوج جنگ و با رعایت خطوط قرمز، معادل عقب‌نشینی و چشم‌پوشی از حقوق ملت است، در حالی که در منطق سیاست و امنیت، مذاکره و مقاومت دو مسیر متضاد نیستند، بلکه در بسیاری موارد، مکمل یکدیگرند.

واقع امر این است که تیم مذاکره‌کننده اسلام‌آباد، نه به‌طور خودسر، بلکه در چارچوب تصمیم و تایید رهبری پای میز رفت و در نهایت، وقتی شرایط را مغایر با منافع ملی دید، از پذیرش توافق خودداری کرد. از این منظر، اتهام «پایمال کردن خون شهدا» به چنین تیمی، در تعارض آشکار با واقعیت میدان و با موضع رسمی نظام است.

در این میان، خط مشترکی میان برخی کانال‌های داخلی و رسانه‌های خارجی دیده می‌شود: هر دو می‌کوشند تصویر رهبری و نهادهای رسمی را از جایگاه «مرجع اعتماد» به «متهم بالقوه» تبدیل کنند؛ با این تفاوت که رسانه‌های معاند این هدف را آشکار دنبال می‌کنند و برخی کانال‌های داخلی، گاه با ادبیات انقلابی و دلسوزانه، اما با خروجی همسو، این پروژه را تکمیل می‌نمایند.

در چنین فضایی، این پرسش اساسی مطرح می‌شود که مردم در تحلیل وقایع پیچیده‌ای مانند جنگ رمضان، آتش‌بس، مذاکرات و پیامدهای آن، به کجا باید رجوع کنند؟ به شبکه‌هایی چون اینترنشنال و کانال‌های ناشناس و بعضاً بی‌هویت در ایتا و دیگر پیام‌رسان‌ها، یا به بیانات رهبر معظم انقلاب که مسئولیت شرعی و در چارچوب قانون اساسی تصمیم‌گیری را بر عهده دارند ؟

به طور قطع در بزنگاه‌هایی از این دست، نگاه مردم باید به بیانات رهبری باشد چراکه ایشان هم در جایگاه فرماندهی کلان نظام حضور دارد، هم دسترسی به اطلاعات واقعی و طبقه‌بندی‌شده دارد و هم مسئولیت شرعی، حقوقی و تاریخی تصمیم‌ها را می‌پذیرد، در مقابل، بسیاری از کانال‌ها و رسانه‌هایی که امروز با هیاهو و جنجال، صحنه را پر می‌کنند، نه مسئولیتی در قبال تبعات حرف‌هایشان دارند و نه التزامی به حقیقت و مصالح ملی.

این نکته مهم نباید فراموش شود که جنگ رمضان فقط یک جنگ نظامی نبود؛ جنگ روایت‌ها هم بود و هست. از میدان نبرد تا میز مذاکره در اسلام‌آباد، از خیابان‌های مملو از مردم تا اتاق‌های فکر رسانه‌های خارجی، همه و همه بخشی از پازلی هستند که در نهایت بر ذهن و دل مردم اثر می‌گذارند.

در این میان، ارتش، سپاه، فراجا و مردم، هر یک به سهم خود ایستادگی کردند؛ تیم مذاکره‌کننده نیزبا پایبندی به خطوط قرمز و عدم تسلیم در برابر زیاده‌خواهی‌ها، بخشی از این ایستادگی را در میدان دیپلماسی رقم زد.

به بیان دیگر، اگر قرار است مردم برای قضاوت درباره آنچه در میدان و پای میز مذاکره گذشته تصمیم بگیرند، «قطب‌نمای این قضاوت» باید کلام رهبری و اسناد رسمی باشد، نه فضای پرغبار و آشفته‌ای که رسانه‌های معاند و برخی کانال‌های داخلی بر آن می‌دمند.

خبرنگار:
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط خبرگزاری موج در وب منتشر خواهد شد.

پیام هایی که حاوی تهمت و افترا باشد منتشر نخواهد شد.

پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیرمرتبط باشد منتشر نخواهد شد.

ارسال نظر

آخرین اخبار گروه

پربازدیدترین گروه