بزرگترین بمبهای گیشه ۲۰۲۵/ وقتی نامهای بزرگ نفروختند
سال ۲۰۲۵ برای هالیوود به یکی از پرضررترین سالهای گیشه تبدیل شد؛ سالی که حتی فیلمهای پرهزینه با بازی ستارههای بزرگ هم از شکست نجات پیدا نکردند.
، سال ۲۰۲۵ برای صنعت سینمای هالیوود سالی پرهزینه و پرضرر بود؛ سالی که بسیاری از فیلمهای پرزرقوبرق با بودجههای نجومی نهتنها موفق نشدند، بلکه به بمبهای واقعی گیشه تبدیل شدند و زیانهای سنگینی به استودیوها تحمیل کردند.
تحلیل آمار فروش و بودجه تولید نشان میدهد: یکی از عوامل اصلی این شکستها، افزایش غیرمنطقی هزینه ساخت فیلمهاست؛ موضوعی که حتی در آثار کملوکیشن و دیالوگمحور نیز دیده میشود.
نمونه بارز این وضعیت، فیلم بعد از شکار است که با وجود روایت عمدتاً داخلی، حدود ۸۰ میلیون دلار هزینه تولید داشت و تنها ۹ میلیون دلار فروش جهانی را ثبت کرد؛ رقمی که این پروژه را به یک فاجعه تجاری تبدیل کرد.
کارشناسان خاطرنشان ساختند: استودیوها همچنان به این تصور پایبند هستند که حضور یک ستاره بزرگ روی پوستر میتواند تضمینکننده فروش باشد، در حالی که تجربه سال ۲۰۲۵ نشان داد این معادله دیگر کارایی گذشته را ندارد.
بزرگترین شکست گیشه سال ۲۰۲۵ به فیلم سفید برفی تعلق گرفت که طبق برآوردها بیش از ۲۰۰ میلیون دلار ضرر به جا گذاشت؛ فیلمی که از همان مراحل ابتدایی تولید با حاشیه، تأخیر و جنجالهای گسترده روبهرو بود.
در جریان تولید این اثر تصریح شد: چندین مرحله فیلمبرداری مجدد، بازنویسی فیلمنامه و تغییر رویکرد در نمایش هفت کوتوله، باعث شد بودجه فیلم بهمراتب فراتر از رقم اولیه ۱۸۰ میلیون دلار افزایش یابد.
پس از آن، فیلم مأموریت غیرممکن: روز شمار نهایی با وجود فروش ۵۹۵ میلیون دلاری در جهان، به دلیل هزینه تولید بیش از ۴۰۰ میلیون دلار، حدود ۱۵۰ میلیون دلار ضرر را ثبت کرد و نشان داد حتی برندهای پرقدرت نیز از ریسکهای مالی در امان نیستند.
فیلمهایی مانند ترون: آرس، مرد دونده و الیو نیز با ضررهایی بین ۱۰۰ تا ۱۳۰ میلیون دلار، فهرست شکستهای بزرگ سال را تکمیل کردند؛ آثاری که یا مخاطب هدف را پیدا نکردند یا نتوانستند هیجان لازم برای گیشه ایجاد کنند.
در میان آثار هنریتر، فیلمهایی چون ماشین خردکننده، شوالیههای آلتو و بوسه زن عنکبوتی نیز نتایج ناامیدکنندهای داشتند و حتی حضور چهرههایی مانند دواین جانسون، رابرت دنیرو و جنیفر لوپز هم نتوانست مانع سقوط تجاری آنها شود.
دوران اتکای صرف به ستارهها و بودجههای سنگین رو به پایان است و بدون مدیریت هزینه، فیلمنامه جذاب و شناخت دقیق مخاطب، حتی بزرگترین پروژهها نیز میتوانند به شکستهای پرسر و صدا تبدیل شوند.
ارسال نظر