خبرگزاری موج گزارش می دهد:
فریاد یک هنرمند نسل Z برای کودکان شجره طیبه در قلب تهران
در روزگاری که سکوت برخی چهرههای هنری در برابر رنج کودکان، بیش از هر چیز به چشم میآید، یک هنرمند جوان از نسل Z تصمیم گرفت به جای بیانیه و شعار، با زبان هنر سخن بگوید.
، هنر، گاهی بلندتر از هر فریادی سخن میگوید. نه به بلندگو نیاز دارد و نه به تریبون؛ کافی است تصویر، احساس و حقیقت در کنار هم قرار بگیرند تا مخاطب، بیواسطه با آن ارتباط برقرار کند. اینبار نیز چنین شد. در قلب پایتخت، روی پل طبیعت، جوانی از نسل Z با اجرایی متفاوت، تلاش کرد یاد دانشآموزان مدرسه شجره طیبه را زنده نگه دارد و روایتگر زخمی باشد که هنوز در حافظه بسیاری از مردم تازه است.
او نه سخنرانی کرد و نه شعاری سر داد. تنها با زبان هنر، آنچه را که کلمات از بیانش عاجز بودند، به تصویر کشید. «مشق ناتمام» او، نمادی از دفترهایی بود که بسته ماندند، رویاهایی که نیمهتمام ماندند و کودکانی که فرصت ادامه زندگی و ادامه نوشتن را از دست دادند.
در روزهایی که جامعه هنری با پرسشهای مختلفی درباره مسئولیت اجتماعی هنرمندان روبهرو است، این اقدام بار دیگر این پرسش را زنده کرد که هنر در برابر رنج انسانها چه وظیفهای دارد؟ آیا رسالت هنر تنها خلق زیبایی است یا میتواند زبان روایت درد، همدلی و حافظه جمعی نیز باشد؟
اجرای این هنرمند جوان، واکنش بسیاری از رهگذران را برانگیخت. برخی برای دقایقی ایستادند، برخی اشک ریختند، عدهای تصاویر اجرا را ثبت کردند و گروهی نیز در سکوت از کنار آن عبور کردند؛ اما کمتر کسی بود که نسبت به این صحنه بیتفاوت بماند.
نسل Z را معمولاً با دنیای دیجیتال، شبکههای اجتماعی و سبک متفاوت زندگی میشناسند؛ نسلی که بسیاری تصور میکنند فاصلهای با دغدغههای اجتماعی و تاریخی دارد. اما این اجرا نشان داد که بخشی از همین نسل، دغدغهمند، حساس و مسئولیتپذیر است و میکوشد با ابزارهایی که به آن باور دارد، نسبت به رخدادهای تلخ پیرامون خود واکنش نشان دهد.
شاید تفاوت اصلی این هنرمند با برخی چهرههای شناختهشده، در انتخاب شیوه بیان بود. او ترجیح داد به جای جنجال و هیاهو، اثر هنری خلق کند؛ اثری که مخاطب را به فکر فرو ببرد و از او بخواهد برای لحظهای درنگ کند؛ درنگی برای کودکانی که دیگر فرصت بازگشت به کلاس درس، ورق زدن کتابهایشان و نوشتن مشقهایشان را پیدا نکردند.
«مشق ناتمام» تنها یک اجرای هنری نبود؛ یادآوری این حقیقت بود که برخی دفترها هرگز به صفحه آخر نرسیدند. گاهی یک صندلی خالی در کلاس، یک دفتر نیمهنوشته یا یک مداد بیصاحب، میتواند بیش از هزاران جمله، از عمق یک فقدان سخن بگوید.
هنر زمانی ماندگار میشود که بتواند انسان را به تأمل وادارد. اجرای این هنرمند جوان نیز تلاشی بود برای آنکه نام و یاد کودکانی که قربانی خشونت شدند، در میان شتاب زندگی روزمره فراموش نشود؛ تلاشی برای زنده نگه داشتن حافظهای که اگرچه تلخ است، اما فراموشی آن، تلختر خواهد بود.
سکوت در برابر رنج کودکان شجره طیبه بیانصافی است
پرهام وحدی یکی از هنرمندان جوان کشورمان در گفتوگو با خبرنگار فرهنگی خبرگزاری موج، با اشاره به اجرای پروژه «مشق ناتمام» در پل طبیعت اظهار کرد: حدود یک هفته است که این اجرا را آغاز کردهایم. از ابتدا دوست داشتم حسی را که آن روز بچهها تجربه کردند، به مردم منتقل کنم و تلاش میکنم با موسیقی و روایت، گوشهای از آن درد را به مخاطبان نشان دهم.
وی افزود: این اجرا برای من تنها یک برنامه هنری نیست؛ تلاشی است تا هم هنر خودم را به نمایش بگذارم و هم سهم کوچکی در بیان دردی داشته باشم که جامعه آن را احساس میکند. امیدوارم بتوانم آن اندوه و رنج را به مخاطبان منتقل کنم.
این هنرمند درباره سکوت برخی از اهالی هنر نسبت به این حادثه نیز گفت: دلیل این سکوت را نمیدانم، اما بچههای شجره طیبه، پیش از هر چیز، هموطن و فرزندان این سرزمین بودند. دیدن اینکه مدرسهای مقابل چشمان انسان ویران شود و تنها خاطره کودکان از آن باقی بماند، دردناک است.
وحدی ادامه داد: این موضوع ربطی به هیچ جریان و اتفاق دیگری ندارد. وقتی درباره کودکان صحبت میکنیم، تنها باید به خود بچهها و آن حادثه تلخ فکر کنیم. دلسوزی برای آنها یک مسئله انسانی است و به همین دلیل معتقدم سکوت درباره چنین اتفاقی، بیانصافی است.
وی با اشاره به واکنش مردم نسبت به این اجرا بیان کرد: خوشبختانه بازخوردهایی که از مخاطبان میبینم، نشان میدهد احساسی که قصد انتقالش را داشتم، به آنها منتقل شده است. بسیاری از مردم هنگام اجرا اشک میریزند و همان اندوهی را که باید احساس کنند، در چهرهشان میبینم. این برای من ارزشمند است که موسیقی و روایت بتواند مخاطب را با حقیقت این درد همراه کند.
این هنرمند نسل Z در بخش دیگری از سخنان خود، با اشاره به یکی از قربانیان این حادثه گفت: صحبت درباره ماکان برایم بسیار سخت است، زیرا هیچ بازماندهای از او باقی نمانده است. تنها میتوانم امیدوار باشم هر جا که هست، در آرامش باشد؛ واقعاً جملهای برای توصیف این غم پیدا نمیکنم.
وحدی در پایان تأکید کرد: اگر یک روایت یا یک قطعه موسیقی بتواند حتی برای لحظاتی مردم را به تأمل و همدلی وادارد، احساس میکنم رسالت این اثر هنری محقق شده است. هنر میتواند زبان درد باشد و اجازه ندهد خاطره کودکانی که قربانی شدند، به فراموشی سپرده شود.
ارسال نظر