خبرگزاری موج گزارش می دهد:
رواق «کشور دوست» تل زینبیه دلدادگان در شب عاشورای ایران
شب عاشورای ۱۴۰۵، رواق «کشور دوست» حال و هوایی متفاوت دارد؛ جایی که این روزها برای بسیاری از عاشقان، تنها یک زیارتگاه نیست، بلکه تل زینبیهای است که از آن میتوان به قتلگاه رهبر شهید نزدیک بود.
، شب عاشورا از راه رسیده است، شب اشک، شب وداع و شب غربت، در رواق «کشور دوست» اما حال و هوایی متفاوت جریان دارد، اینجا فقط یک رواق زیارتی نیست؛ برای بسیاری از زائرانی که خود را از شهرهای مختلف به این مکان رساندهاند، به تل زینبیهای تبدیل شده است که از آن میتوان به قتلگاه رهبر شهید نزدیک شد و داغی را مرور کرد که هنوز بر دلها سنگینی میکند.
از ساعات اولیه شب، جمعیت در رواق موج میزند. برخی روی زمین نشستهاند و تسبیح در دست دارند. عدهای در سکوت به نقطهای خیره شدهاند و برخی نیز با شنیدن نوحههای عاشورایی بیاختیار اشک میریزند صدای مداحی در فضا طنینانداز است اما هر کس در خلوت خود عزاداری میکند؛ گویی هر نفر، روایتی شخصی از اندوه این شب با خود به همراه آورده است.
در گوشهای از رواق، پیرمردی روی صندلی نشسته و تلفن همراهش را در دست گرفته است. بارها و بارها فیلمی را تماشا میکند که مربوط به شب عاشورای سال گذشته است. همان شبی که در اوج شایعات و فضاسازیهای رسانهای دشمنان، ناگهان درهای حسینیه گشوده شد و رهبر انقلاب در میان مردم حاضر شدند. صحنهای که هنوز برای بسیاری از مردم ایران فراموشنشدنی است.
وی با چشمانی اشکآلود میگوید: «آن شب انگار دوباره جان گرفتیم همه نگران بودند اما با دیدن آقا آرام شدیم هیچوقت فکر نمیکردیم یک سال بعد، در شب عاشورا برای نبودن ایشان اشک بریزیم.
چند قدم آنسوتر، جوانی سرش را به دیوار تکیه داده و آرام اشک میریزد نه با کسی صحبت میکند و نه نگاهش را از زمین برمیدارد گویی میان این جمعیت هزاران نفری، خلوتی شخصی برای خود ساخته است.
آنها میگویند امشب هم برای امام حسین(ع) گریه میکنیم و هم برای کسانی که راه خدمت و ایثار را ادامه دادند.
شب عاشورا همواره شب غربت اهل بیت(ع) بوده است؛ شبی که کاروان حسینی خود را برای بزرگترین مصیبت تاریخ آماده میکرد. اما امسال بسیاری از عزاداران معتقدند این غربت برای آنان معنایی دوچندان یافته است. آنها در حالی بر مصائب کربلا اشک میریزند که هنوز با اندوه فقدانی بزرگ زندگی میکنند.
در میان جمعیت، مردی میانسال که از قم خود را به این مراسم رسانده، حاضر میشود از احساساتش بگوید. او که بغض راه گلویش را بسته است، خاطره شب عاشورای سال گذشته را به یاد میآورد و میگوید: پارسال همین موقع کربلا بودم. بعد از زیارت ناگهان در تلفنهای همراه دیدیم که آقا وارد حسینیه شدند. فضای عجیبی بود؛ همه خوشحال شدیم اما همان موقع هم ترسی در دلهایمان وجود داشت. انگار نگران بودیم روزی برسد که حسرت همین لحظهها را بخوریم.
وی ادامه میدهد: امسال از قم آمدیم تا شب عاشورا را در کنار مقتل امام شهیدمان باشیم. حال و روز ما شبیه یتیمهاست. زندگی ما با سخنان ایشان گره خورده بود. عقلانیت و امید در کلامشان موج میزد و بسیاری از ما در روزهای سخت با حرفهای ایشان آرام میشدیم.
این زائر معتقد است مردم هنوز با داغ این فقدان زندگی میکنند: ماهها از آن روز گذشته اما مردم خسته نشدهاند. هنوز در مراسمها و محافل مختلف حضور دارند. واقعاً نمیدانیم این اندوه را چگونه توصیف کنیم. فقط دعا میکنیم خداوند ما را ببخشد اگر در حق این رهبر شهید کوتاهی کردهایم.
در بخش دیگری از رواق، چند نفر دور هم جمع شدهاند و از خاطرات دیدارهای خود میگویند. یکی از سخنرانیهای سالهای دور یاد میکند، دیگری از لبخندی که در یک دیدار عمومی دیده بود و نفر سوم از روزهایی میگوید که در اوج فشارها و مشکلات، سخنان رهبر انقلاب به او امید و انگیزه داده بود.
در چهره بسیاری از مردم میتوان نشانههای اندوه را دید. گویی همه در این شب، بخشی از یک روایت مشترک هستند.
هر چند دقیقه، گروهی از زائران کنار هم میایستند سینهزنی میکنند. برخی قرآن به دست دارند و برخی دیگر تنها با نگاههای طولانی و سکوتی سنگین، اندوه خود را روایت میکنند. سکوتی که گاه با صدای گریه شکسته میشود و دوباره بر فضای رواق سایه میاندازد.
ساعت از نیمهشب گذشته است اما کسی قصد ترک این مکان را ندارد. جمعیت همچنان در رفتوآمد است و هر لحظه بر شمار عزاداران افزوده میشود. برخی دعا میخوانند، برخی اشک میریزند و برخی فقط در سکوت به اطراف نگاه میکنند. گویی همه منتظرند تا صبح عاشورا فرا برسد؛ صبحی که بار دیگر نام حسین(ع) و یاد شهیدان را در دلها زنده خواهد کرد.
امشب رواق «کشور دوست» بیش از هر زمان دیگری به تل زینبیه شباهت دارد؛ مکانی برای روایت مصیبت، مرور خاطرات و اشکهایی که پایانی ندارند. جایی که هر زائر، داستانی از عشق، ارادت، دلتنگی و وفاداری با خود آورده است.
در شبی که نام حسین(ع) بر لبها جاری است و پرچمهای عزا در باد میرقصند، رواق «کشور دوست» به پناهگاهی برای دلهای داغدار تبدیل شده است؛ تل زینبیهای که از آن، هم میتوان به کربلای سال ۶۱ هجری نگریست و هم به داغهایی که هنوز در حافظه جمعی مردم زندهاند؛ داغهایی که با اشک، دعا و امید به آینده روایت میشوند.
ارسال نظر