حسین انتظامی برای شهید علی لاریجانی یادداشتی منتشر کرد

حسین انتظامی با نگارش یادداشتی در ۶ بند به توصیف شخصیت حرفه‌ای و شخصی شهید علی لاریجانی پرداخته و بر عقلانیت این شخصیت سیاسی و رسانه‌ای تمرکز کرده است.

حسین انتظامی
به گزارش خبرگزاری موج

، متن این یادداشت که عنوان «عقل سرخ» دارد به شرح زیر است:

«الکساندر دوگین متفکر مشهور روس که عملا نظریه‌پرداز پوتین به شمار می‌آید در واکنش به شهادت دکتر لاریجانی در فرسته‌ای با نهیب ِ«چرا فیلسوف‌ها را می‌کشید؟» به گفتگوهایش با آن شهید درباره سهروردی اشاره کرده است. سهروردی از مفاخر بنام ایران است. معماری فلسفه او با آن چه شیخ‌الرئیس ابوعلی سینا پیشتر بنا گذاشته بود تفاوتی بنیادین دارد که در نقش دو بال، فلسفه ایرانی را نمایندگی می‌کنند. فلسفه سینوی که رویکردی ارسطویی دارد و بعدها با فلسفه صدرایی، وجوه جدیدی یافت قاعدتا بر عقل استوار است اما فلسفه اشراق را که سهروردی بنا گذاشت ضمن گرایش‌های افلاطونی، حکمت خسروانی ایران باستان را نیز بازتاب می‌دهد. عقل در این مکتب فراتر از تعریف و تلقی رایج است و در یکی از آثار شیخ شهید، قصه‌ای به نام «عقل سرخ» طرح و بحث شده است.

چند روز پیش در یادداشتی با عنوان «عقل سرد» نکاتی درباره شهید لاریجانی مطرح شد. اظهار نظر دوگین بهانه‌ای شد تا به وجوهی دیگر از شخصیت آن فرزانه اشاره شود:

١- کمتر پیش می‌آید که سیاسیون برجسته یک کشور در حوزه‌های فکری و اندیشه‌ای هم سرآمد یا قابل ذکر باشند. این فخر ماست که لاریجانی را اهل تفکر به جا می‌آورند.

٢- لاریجانی، هم محیط بین‌الملل را می‌شناخت و هم منطقه را. کمتر مسئولی در جمهوری اسلامی، حتی نامداران دستگاه دیپلماسی، چنین جامعیتی داشته‌اند.

دکتر ولایتی، پرسابقه‌ترین وزیر خارجه ایران، در مناظرات انتخاباتی سال١٣٩٢ جمله‌ای طلایی به این مضمون گفت: روابط بین‌الملل چیزی نیست جز روابط اشخاص. یعنی ارتباطات افراد، مکمل و بلکه کارا تر از فعالیت‌های مرسوم است. به عبارت بهتر دیپلمات‌گری به فرم یقه و آداب کنسولی و روخوانی بی‌روح مواضع یا بیانیه‌ ارسالی از پایتخت نیست بلکه توانایی در طراحی فضایی است که در قالب‌های عمدتا غیر رسمی، ماموریت خود را پیش ببرد و عملا سرباز وطن باشد نه یک کارمند که در عالی‌ترین شکلش یک بوروکرات بنماید. بدیهی است در این بازی، ویژگی‌هایی چون جذابیت، تجربه‌مندی، جهان‌دیدگی، سواد، تاریخ‌دانی، اتکا به میراث تمدنی، هوش هیجانی، خوش‌محضری، صمیمت، نزاکت و البته اعتمادبه‌نفس به کار می‌آید. لاریجانی در مذاکره چنین بود. فراوان دیپلمات‌های ارشد کشورمان را دیده‌ام که در ذکر جلساتی که همراه لاریجانی بوده‌اند سلوک و فنون مذاکراتی او را بدیع، خاص، عزتمند، پیش‌برنده، نتیجه‌دار و درس‌آموز خوانده‌اند. خوشتر آن که این سرّ در حدیث دیگران هم گفته آمده است. وقتی خاطرات البرادعی، سولانا و دیگر مسئولان بلندپایه نهادهای بین‌المللی را می‌بینیم اجماعاً به صمیمیت و ذکاوت این مذاکره‌کننده ارشد صحه گذاشته‌اند. در دوره اول مدیریتش در شورای‌عالی امنیت ملی (١٣٨۶-١٣٨۴) با وجود فشارهای سنگین بین‌المللی، پرونده هسته‌ای با ابتکار «مدالیته» و سایر ابتکاراتْ در حال بسته شدن بود که متاسفانه کارشکنی‌های رئیس جمهور وقت سبب کناره‌گیری لاریجانی شد. و نقطه سر خط!

٣- لاریجانی برخاسته از خاندان فقاهت و مرجعیت بود. در حوزه نجف و حوزه قم -که مکاتبی جداگانه‌اند- ریشه‌ داشت. زاده‌ی نجف و بزرگ‌شده‌ی قم و فرزند یک مرجع تقلید که شاگرد پروری او شهره بود. طبیعی است برخاستگی از خاندان فقاهت، علی لاریجانی را مقبول و معتمد حوزه علمیه بویژه مراجع تقلید بسازد.

او پس از کناره‌گیری از شورای عالی امنیت ملی، عزم خانه ملت کرد. قاطبه دوستان اصرار داشتند با توجه به سابقه و وزن ملی، از پایتخت نامزد شود اما قم را ترجیح داد. استقبال و حمایت بی‌سابقه مراجع تقلید و فضلای برجسته از او نشان داد حق با علی لاریجانی و یار دیرینش محمد جعفری بوده است. در دور بعد، مجددا سیاسیون اصرار داشتند که سرلیستی تهران را عهده‌دار شود اما او تغییر حوزه انتخابیه‌اش را بی‌وفایی به مراجع تقلید و مردم قم می‌دانست. رکورد ٣ دوره ریاست مجلس در تاریخ یکصد ساله پارلمان ایران را به نام خود ثبت کرد؛ تنها رئیس مجلسی که حوزه انتخابیه‌اش غیر از پایتخت است. 

در این ١٢ سال عملا رابط مراجع تقلید با نظام سیاسی بود و آنان اطمینان داشتند وقتی نکته‌ای را به او گوشزد می‌کنند حتما به نتیحه می‌رسد؛ ضمن آن که از سیاست‌های نظام به صورت دست اول مطلع می‌شدند و اختلال ارتباطی رخ نمی‌داد. رابطه او با مرجعیت دینی عراق نیز جای خود را داشت. پیام تسلیت پرمِهر آیه‌الله‌العظمی سیستانی در رثای لاریجانی، گواه این ادعاست.

۴- اگر دقت کرده باشید در ترور دکتر لاریجانی، فقط او، معاون، فرزند و سرتیم حفاظت‌اش به شهادت رسیدند و هیچ شهروند دیگری کشته نشد. علت آن بود که در این چند ماه خانه‌به‌دوشی و هر شب یکجا بیتوته کردن تاکید کرده بود محل‌هایی که در نظر  می‌گیرند به هیچ وجه در همسایگی‌ شهروندان عادی نباشند تا اگر قرار است ترور شود برای آنان حادثه‌ای پیش نیاید.

جانورخویی و گرگ‌وشی دشمن بر او روشن بود و لذا این تاکید را لازم می‌دانست؛ تاکیدی که نشانگر رقت قلب، عطوفت و مسئولیت‌شناسی او بود. عملگرایی و کار جدی بویژه در عرصه‌های نظامی، امنیتی و سیاسی، خواه ناخواه روح آدمی را زمخت و ضخیم می‌سازد و تنها تمرین مداوم معنویات است که روح را جلا می‌دهد و به فطرت اصیل باز می‌گرداند. راز رقیق‌القلبی و مهربانی او که بسیاری، خاطرات بسیار دارند در این نکته نهفته است.

۵- لاریجانی، ویژگی دیگری هم داشت که کمتر بیان شده است: اخلاص. به دلیل تربیت دینی و تهذیب مستمر نفسانی، از آفت‌هایی که معمولا در سیاسیون رواج دارد مبرا بود. سیاست، عالمی است که قاعده بازی‌اش کسب قدرت است و بازیگران این عرصه، ناخواسته پیرو ماکیاولی‌اند. خون جلوی چشمان‌شان را می‌گیرد و برای رسیدن به هدف، هر وسیله‌ای را مباح و بلکه ضروری می‌شمارند. 

این که ایثار و اخلاص او کمتر به چشم می‌آمد ریشه در دو دلیل داشت: اولا شخصیت‌اش به گونه‌ای نبود که به رخ بکشد و فاکتور صادر کند. ثانیا امثال او چوب هوش‌شان می‌خورند! دیگران گمان می‌کنند اینها پیچیده و چند لایه‌اند و در پس ِهر کرّ و فرّشان محاسباتی مادی نهفته است.

به او خیلی جفا شد. شبکه خالص‌سازان که خیلی از عرصه‌ها و رسانه‌ها (به معنی عام) را در اختیار داشتند مرتبا از او چهره‌ای سیّاس، فرمان‌گریز رهبری و غیر انقلابی تصویر می‌کردند و طبیعی است افراد باورپذیر که مخاطب منابر، هیات‌ها، جلسات زنانه، نمازهای جمعه، پایگاه‌های بسیج و ارتش سایبری بودند این برساخت را می‌پذیرفتند. جالب اینجاست اکثر این مخاطبان سن‌شان قد نمی‌داد یا سواد تاریخی درستی نداشتد و جریان‌شناسی را صرفا از کانال این تریبون‌داران، طوطی‌وار یاد گرفته بودند لاریجانی را در اردوی اصلاح‌طلبان تعریف می‌کردند و همان لعن و نفرینی که نثار آن جریان می‌کردند تبرّئا لاریجانی را هم بی‌نصیب نمی‌گذاشتند. اما او مثل مرادش شهید بهشتی، از این پیاده نظام کدورتی به دل نمی‌گرفت چون می‌دانست علت را باید در سلسله‌جنبانان این جریان جستجو کرد و دلیل زاویه داشتن آن سرخط‌ها هم البته معلوم بود: لاریجانی به نهضت خوارج و بنیادگرایان دینی مجال نمی‌داد چون با ظاهرگرایی دینی و قشری‌گری مخالف بود و باور داشت آنان به دلیل فهم غلط از مبانی و ناآشنایی با روح و حاق دین سبب دین‌گریزی و دین‌ستیزی نسل جوان و بتدریج بخش قابل توجهی از جامعه شده‌اند.

از عبرت‌های روزگار آن که لاریجانی همان جایی دفن شد که ٧سال پیشترش در روز معنادار ٢٢ بهمن او را شتم کردند و به سویش مُهر و کفش انداختند. او نجابت و اخلاص ورزید و خیرالماکرین، طراحان و آمران را رسوا ساخت.

۶- برجسته‌ترین صفت لاریجانی، عقلانیت بود. اگر از کسانی که او را می‌شناخته‌اند بخواهیم صفات او را فهرست کنند، عاقلی پُربسامدترین آنهاست.

برگردیم به کتاب «عقل سرخ»؛ یک داستان حماسی که از قصه کیخسرو شروع می‌شود و نهایتاً به حکایت عرفانی فرجام می‌یابد. رنگ سرخ هم در این داستان، معنایی فراحسی و رمزآگین دارد. سرخی شفق از آمیختگی نور و تاریکی شب (سفید و سیاه) پدید می‌آید که به ترتیب سرچشمه وجود و مرتبت خلق را نمایندگی می‌کنند. شیخ شهید در چارچوب مکتب تألیفی خود وقتی از عقل سخن می‌گوید عقل مصلحت‌اندیش ِمرسوم را مراد نمی‌کند. او در «عقل سرخ» حُزن و حُسن و عشق را سه فرزند و بلکه سه پایه عقل می‌شمرد و معتقد است رسیدن به حسن و کمال، جز از طریق عشق میسر نیست. عقلانیت لاریجانی هر ٣ پایه را داشت: تحمل رنج (حزن) برای عافیت دین و ملت، حُسن و کمالات که در او به پختگی و ثمردهی رسیده بود و سرانجام، عشق که شایسته لبیک به «اِرجعی الی ربک» شد.

حافظ اگر قدم زنی در ره خاندان به صدق / بدرقهٔ رهت شود همت شحنهٔ نجف»

دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط خبرگزاری موج در وب منتشر خواهد شد.

پیام هایی که حاوی تهمت و افترا باشد منتشر نخواهد شد.

پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیرمرتبط باشد منتشر نخواهد شد.

ارسال نظر

آخرین اخبار گروه

پربازدیدترین گروه