سرخط خبرها
  • ورزشگاه دربی هنوز مشخص نیست
  • پیش فروش بلیت‌ قطارهای مسافری شهریور از دوشنبه آغاز می‌شود
  • مستمری مردادماه مددجویان کمیته امداد واریز شد
  • تغییر ساعت کاری ادارات بعد از نیمه شهریور
  • سرلشکر وحیدی: رزمندگان اسلام مسلح‌ترین ارتش تاریخ جهان را به زانو در آوردند
  • هشدار سازمان بازرسی به بانک‌ها: وضعیت پرداخت وام ازدواج و فرزندآوری قابل قبول نیست
  • مجموع تعهدات خیرین مدرسه‌ساز در سال گذشته به ۲۸.۵ هزار میلیارد تومان رسید
  • وزیر اقتصاد: تبدیل ارز در مرز و صدور «سفرکارت» برای گردشگران خارجی در راه است
  • آغاز فعالیت نخستین صندوق سرمایه‌گذاری ارزی با درآمد ثابت تا پایان شهریورماه
  • خدمات رایگان توانبخشی برای هشت گروه بیماری صعب العلاج
  • سردار باقرزاده: ۳ خلبان ایرانی توسط قطر به اسارت درآمده‌اند

اگر از موشک فرار کنم به درد رهبری نمی‌خورم

زمانی که سیداحمد خمینی از امام(ره) خواست به خاطر موشکباران‌های صدام، جماران را ترک کرده و به جای امن‌تری برود، امام گفت: «اگر بمب، پاسدارانِ اطراف منزل مرا بکشد و مرا نکشد، دیگر به درد رهبری این مردم نخواهم خورد.»

امام خمینی(ره)

به گزارش خبرگزاری موج، در زمان جنگ تحمیلی، موشک‌های رژیم صدام ممکن بود به هر نقطه از تهران، از جمله جماران که امام خمینی(ره) در آن سکونت داشتند، اصابت کند.

روایتی که می‌خوانید خاطره‌ای از سیداحمد خمینی است که در کتاب «یاد امام و شهدا» به قلم علی اکبری آمده:

«یک روز حدود ۷ الی ۸ بعدازظهر موشک به اطراف جماران اصابت کرد. خدمت امام رفتم و عرض کردم: «اگر یک مرتبه یکی از موشک‌های ما به کاخ صدام بخورد و صدام طوری بشود، ما چه قدر خوشحال می‌شدیم؟ اگر موشکی به نزدیکی‌های اینجا بخورد و سقف اینجا پایین بیاید و شما یک طوری بشوید چه؟»

امام جواب دادند: «والله قسم من بین خودم و آن سپاهی که در سه راه بیت است، هیچ امتیاز و فرقی قائل نیستم. اگر من کشته شوم یا او کشته شود، برایم فرقی نمی‌کند.»

من گفتم: «ما که می‌دانیم شما این گونه هستید؛ اما برای مردم فرق می‌کند!»

امام فرمودند: «مردم باید بدانند اگر من در یک جایی بودم که بمب، پاسدارانِ اطراف منزل مرا بکشد و مرا نکشد، دیگر به درد رهبری این مردم نخواهم خورد! من زمانی می‌توانم به مردم خدمت کنم که زندگی‌ام مثل مردم باشد. اگر مردم یا این پاسداران یا کسانی که در این محل هستند، طوری‌شان بشود، بگذارید به من هم بشود تا مردم بفهمند همه در کنار هم هستیم»

گفتم: «حالا تا کی می‌خواهید اینجا بنشینید؟»

به پیشانی‌شان اشاره کردند و فرمودند: «تا زمانی که ترکش م وشک به این‌جا بخورد.»

دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط خبرگزاری موج در وب منتشر خواهد شد.

پیام هایی که حاوی تهمت و افترا باشد منتشر نخواهد شد.

پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیرمرتبط باشد منتشر نخواهد شد.

ارسال نظر

مهمترین اخبار

گفتگو

آخرین اخبار گروه

پربازدیدترین گروه