سرخط خبرها
  • تعطیلی تهران ۴ روزه شد
  • رشد ۱۱۱ درصدی قیمت لوازم خانگی فقط ناشی از هزینه تولید نیست، بازار رها شده است
  • ۲ رشته المپیادی به لیست بدون کنکور اضافه شدند
  • دادستان تهران: با محتکران و شایعه‌سازان فضای مجازی قاطعانه برخورد می‌کنیم
  • ماموریت پزشکیان به وزارت علوم برای راهبری فرایند استفاده از ظرفیت‌های علمی کشور
  • آینده فوتبال ایران قربانی مدارس غیر مجاز
  • اولویت اقتصاد پس از جنگ، کنترل تورم و افزایش ارزش پول ملی است
  • قیمت بلیت پروازهای اربعین هنوز نهایی نشده است
  • آمادگی مراکز اقامتی کشور برای مراسم تشییع رهبر شهید
  • جمهوری‌خواهان بر سر بودجه جنگ با ایران اختلاف پیدا کردند
  • آشورماتوف از ۱۰ روز دیگر در تمرینات استقلال
  • سرپرست معاونت نظارت بر مراکز سازمان ملی تعلیم و تربیت کودک منصوب شد
  • سرپرست معاونت نظارت بر مراکز سازمان ملی تعلیم و تربیت کودک منصوب شد
  • عراقچی: دیدارهای سازنده و گفت وگوهای مفیدی در سفر به عراق داشتم
  • واگذاری زمین‌های هزار متری به فدراسیون‌های آمادگی جسمانی و کبدی
  • آمادگی وزارت صمت برای واگذا‌ری اختیارات‌ به استان‌ها‌
  • تفاهم‌نامه همکاری بین نهاد رهبری در دانشگاه‌ها وستاد اجرایی فرمان امام
  • عراقچی خطاب به آمریکا: نشان دادید لیاقت میزبانی جام جهانی را ندارید
  • محل وداع با پیکر رهبر شهید در مشهد مشخص شد
  • مدارس حق دریافت وجه اجباری در ثبت‌ نام ندارند

اگر از موشک فرار کنم به درد رهبری نمی‌خورم

زمانی که سیداحمد خمینی از امام(ره) خواست به خاطر موشکباران‌های صدام، جماران را ترک کرده و به جای امن‌تری برود، امام گفت: «اگر بمب، پاسدارانِ اطراف منزل مرا بکشد و مرا نکشد، دیگر به درد رهبری این مردم نخواهم خورد.»

امام خمینی(ره)

به گزارش خبرگزاری موج، در زمان جنگ تحمیلی، موشک‌های رژیم صدام ممکن بود به هر نقطه از تهران، از جمله جماران که امام خمینی(ره) در آن سکونت داشتند، اصابت کند.

روایتی که می‌خوانید خاطره‌ای از سیداحمد خمینی است که در کتاب «یاد امام و شهدا» به قلم علی اکبری آمده:

«یک روز حدود ۷ الی ۸ بعدازظهر موشک به اطراف جماران اصابت کرد. خدمت امام رفتم و عرض کردم: «اگر یک مرتبه یکی از موشک‌های ما به کاخ صدام بخورد و صدام طوری بشود، ما چه قدر خوشحال می‌شدیم؟ اگر موشکی به نزدیکی‌های اینجا بخورد و سقف اینجا پایین بیاید و شما یک طوری بشوید چه؟»

امام جواب دادند: «والله قسم من بین خودم و آن سپاهی که در سه راه بیت است، هیچ امتیاز و فرقی قائل نیستم. اگر من کشته شوم یا او کشته شود، برایم فرقی نمی‌کند.»

من گفتم: «ما که می‌دانیم شما این گونه هستید؛ اما برای مردم فرق می‌کند!»

امام فرمودند: «مردم باید بدانند اگر من در یک جایی بودم که بمب، پاسدارانِ اطراف منزل مرا بکشد و مرا نکشد، دیگر به درد رهبری این مردم نخواهم خورد! من زمانی می‌توانم به مردم خدمت کنم که زندگی‌ام مثل مردم باشد. اگر مردم یا این پاسداران یا کسانی که در این محل هستند، طوری‌شان بشود، بگذارید به من هم بشود تا مردم بفهمند همه در کنار هم هستیم»

گفتم: «حالا تا کی می‌خواهید اینجا بنشینید؟»

به پیشانی‌شان اشاره کردند و فرمودند: «تا زمانی که ترکش م وشک به این‌جا بخورد.»

دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط خبرگزاری موج در وب منتشر خواهد شد.

پیام هایی که حاوی تهمت و افترا باشد منتشر نخواهد شد.

پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیرمرتبط باشد منتشر نخواهد شد.

ارسال نظر

مهمترین اخبار

گفتگو

آخرین اخبار گروه

پربازدیدترین گروه