سرخط خبرها
  • هشدار تداوم گرمای غیرمعمول در کشور
  • آغاز فعالیت ۱۰۱ دستگاه اتوبوس ۱۸ متری در پایتخت
  • آغاز ثبت‌نام سفر اربعین در سامانه سماح از ۹ تیرماه
  • جاده چالوس و آزادراه تهران ـ شمال یک‌طرفه شد
  • هیچ مجوزی برای کشت خشخاش صادر نشده است
  • مترو و اتوبوس در پایتخت تا ۱۹ تیر رایگان شد
  • تعطیلی میادین میوه و تره‌بار تهران در روز تاسوعا و عاشورا
  • رئیس پلیس راهور تهران بزرگ: استفاده از تلفن همراه هنگام رانندگی ۳ نمره منفی دارد
  • فرودگاه عسلویه از شنبه ششم تیرماه جاری بازگشایی می‌شود
  • فریدزاده: «سفیر» باعث آشتی دادن قشر مذهبی با سینما شد
  • ادعای اکسیوس: محدودیت سفر تیم ملی ایران به آمریکا کاهش یافت
  • اینفانتینو: جام قهرمانی را با ترامپ به تیم قهرمان اهدا خواهیم کرد
  • رکورد تاریخی رونالدو در جام جهانی ۲۰۲۶
  • سد کرج در آستانه سر ریز شدن
  • جملهٔ فارسی نخست‌وزیر پاکستان خطاب به پزشکیان، غم شما غم ماست
  • هشدار دادگستری تهران درباره پیامک‌های جعلی خدمات دولتی
  • بورس دوباره صعودی شد
  • اختلال گسترده در شبکه بانکی کشور
  • دانشمندان چینی پرینت سه‌بعدی‌ای اختراع کردند که فقط با نور، اشیا را در ۰.۶ ثانیه می‌سازد
  • مجله اشپیگل آلمان: ۹۲ درصد مردم اسرائیل، ایران را پیروز جنگ می‌دانند

یادداشت مهمان؛

بهمن و سردِ سفیدِ سفرِ بهمن

کاوه در اوج مظلومیت رفت؛ کاوه مظلوم نمایی نمی کرد که بلد نبود؛ اما آنقدر مظلوم بود که چند سال آخر عمر را در خانه نشینی سپری کرد و احدی از مدیران فرهنگی را ندید و دست گدایی دراز نکرد.

 کاوه بهمن

نوید صالحی- خبرگزاری موج؛ وقتی رفاقت شکل می گیرد، دیگر چه فرقی می کند که چطور کفترِجلدِ همدیگر شده یا چند سال از نخستین دیدار گذشته؛ مهم نیست که در این مُلک سیاست زده ی پرآشوبِ همه درآن سیاستمدار! چندبار برسر حرف های سیاسی با هم جدل کرده باشیم که جماعت نویسنده و روزنامه نگار، یعنی همان ها که فقط گوشت قربانی هستند به این گپ و گفت ها عادت دارند. 

اما مرگ رفیق سخت است بخصوص وقتی که رفیق صاحب سبک باشد، حرفی برای گفتن داشته باشد ولی در زدوبند قدرت، صاحب صندلی نباشد؛ همه ی اهل قلم بی صندلی اند، آواره اند؛ کل ثروت شان چند کتابخانه و کمی خنزرپنزر که زندگی کنند و هر سال هم همه ی زندگی را کول می کنند و از خانه ای به خانه دیگر کوچ می کنند و دلشان خوش است به کاغذ هایی که سیاه می شود، شاید روزی که یقینا پس از مرگشان خواهد بود چند نفری بخوانند و فاتحه ای به روح نویسنده!!!!

مرگ برای کاوه و امثال او بارها و بارها اتفاق افتاده که این رفتن تنها راه نجات از روزگاری ست که مردمانش مُرده پرست اند؛ بگذارید رُک سخن بگویم، کاوه بهمن چند سال اخیر خانه نشین بود و بارها هنر و ادبیات خود را عرضه کرد تا شاید از زیر زنجیر فقر نجات یابد، اما همیشه شنید که: خبر می دهیم!!!!

و او تا لحظه ی مرگ منتظر بود که خبر بدهند....

کاوه بسیار آرام و ساکت بود و مغرور، مغرور نه به مفهوم خودپسند که عزت نفس داشت، دله نبود، صبور بود و هرگز سهم خواهی نکرد و فقط وفقط نوشت.

کاوه در اوج مظلومیت رفت؛ کاوه مظلوم نمایی نمی کرد که بلد نبود؛ اما آنقدر مظلوم بود که چند سال آخر عمر را در خانه نشینی سپری کرد و احدی از مدیران فرهنگی را ندید و دست گدایی دراز نکرد.

هنر و آثار و اندیشه های کاوه، یک حامی بزرگ داشت، شیرآهنکوه انسانی که لحظه ای از او غافل نشد؛ همسر او شانه به شانه کاوه جنگید و از او حمایت کرد.

کاوه بهمن رفت و آسوده شد، هرچند بسیار زودهنگام بود ولی آسوده شد، اما روسیاهی برای کسانی ماند که او را آزار و اذیت کردند.

کاوه بهمن همانند بسیاری از نویسندگان و اندیشمندان این مرزوبوم رفت و جوان مرگ شد و تاریخ قضاوت خواهد کرد.

آثار او صرفا در حوزه ی ادبیات جنگ منتشر شده در حالی که ترجمه های او حرف دارد و جای بحث؛ 

کاوه بهمن جاودان خواهد بود.

دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط خبرگزاری موج در وب منتشر خواهد شد.

پیام هایی که حاوی تهمت و افترا باشد منتشر نخواهد شد.

پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیرمرتبط باشد منتشر نخواهد شد.

ارسال نظر

مهمترین اخبار

گفتگو

آخرین اخبار گروه

پربازدیدترین گروه