سرخط خبرها
  • آمریکا دوباره به مهدی تاج و مهدی محمد نبی ویزا نداده است
  • ونزوئلایی‌ها تصاویر ترامپ و روبیو را به نشانه اعتراض سوزاندند
  • یارانه خردادماه ۱۴۰۵ به حساب سرپرستان خانوار دهک‌های چهارم تا نهم واریز شد
  • حمله مجدد اسرائیل به جنوب لبنان
  • یک جفت لاستیک موتورسیکلت ۴ میلیون تومان
  • امتحانات نهایی پایه‌های یازدهم و دوازدهم به ۲۰ تیر موکول شد
  • استارلینک رسماً وارد عراق شد
  • روزنامه هاآرتص: نتانیاهو وارد روزهای پایانی سیاسی خود شده است
  • مرز سومار به جمع مرز‌های اربعینی اضافه می‌شود
  • شاخص کل بورس تهران ۸۹ هزار واحد مثبت شد و به تراز ۵ میلیون و ۲۴۰ هزار واحد صعود کرد
  • لهستان عالی‌ترین نشان افتخار خود را از زلنسکی پس گرفت
  • اعتراض شدیداللحن ایران در برابر خبرنگاران بین‌المللی
  • افزایش ۳۰۰ دلاری: آیفون ۱۸ پرو احتمالاً با قیمت پایه ۱۴۰۰ دلار عرضه می‌شود
  • رئیس کمیسیون امنیت ملی: ایران به نقض تفاهمنامه پاسخی بازدارنده خواهد داد
  • اعتراف بلژیکی‌ها: بدترین رفتارها با ایران می‌شود
  • مخالفت آمریکایی‌ها با سفر ایران به آمریکا ۲ روز قبل از بازی با بلژیک
  • بن‌گویر خطاب به معاون ترامپ: هر کس به ما پشت کند زیان خواهد دید
  • مجری آرژانتینی با انتشار خبر فوت پدر مسی اخراج شد
  • اقدام خصمانه ایکس علیه معاون حقوقی و بین‌الملل وزارت امور خارجه
  • همراهی متا با رژیم صهیونیستی در جنگ علیه ایران

دلنوشته ای از رضا صائمی برای روز ملی سینما

روز ملی سینما که می شود یاد حسن پورشیرازی می افتم

رضا صائمی به مناسبت روز ملی سینما در متن کوتاهی نوشت:روز ملی سینما که می شود یاد حسن پورشیرازی می افتم...در مهمان مامان...

رضا صائمی

رضا صائمی، منتقد سینما، در دلنوشته ای کوتاه به مناسبت روز ملی سینما برای خبرگزاری موج نوشت:

روز ملی سینما که می شود یاد حسن پورشیرازی می افتم...در مهمان مامان...یاد آن سکانس بی نظیر جلسه آپارتچی های سینما در اتاق آقای دکتر(امین حیایی)...و خاطره بازی عاشقانه آن جمع پریشان درباره فیلم ها...آدمهایی که دور هم جمع شدند تا درباره حقوق معوقه و اوضاع بد مالیشان تصمیم بگیرند...از سینمایی که دار و ندارشان را پایش داده اند گِله کنند اما وسط آن درد دلها، به خاطراتشان از فیلم ها گریز می زنند و غرق در شوق و شعف می شوند...چقدر عاشقانِ سینما این حال و قال را می فهمند و با آنکه سینما آنها را از زندگی انداخته، نمی توانند بدون آن زندگی کنند...چیست در دل این پردهِ نقرای... در این قابی که مغلوبش شده ایم...که درد و درمانمان از آن است و روزی که پرده بیفتد نه ما می مانیم و نه زندگی.

 

دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط خبرگزاری موج در وب منتشر خواهد شد.

پیام هایی که حاوی تهمت و افترا باشد منتشر نخواهد شد.

پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیرمرتبط باشد منتشر نخواهد شد.

ارسال نظر

مهمترین اخبار

گفتگو

آخرین اخبار گروه

پربازدیدترین گروه