سرخط خبرها
  • تسهیلات و کمک‌های بلاعوض برای تأمین لوازم معیشتی خانوارهای آسیب‌دیده
  • پاسخ قالیباف به دن کین: آنچه روزی برایتان کابوسی وحشتناک بود الان به واقعیت تبدیل شده است
  • پیروزی ارزشمند تیم زنان ایران در المپیاد جهانی شطرنج مقابل فرانسه
  • وزش باد شدید طی ۵ روز آینده در استان‌ تهران
  • ترامپ ورود خبرنگاران سه رسانه به کاخ سفید را ممنوع کرد
  • ۲ میلیون دانش‌آموز؛ دستاورد «ایران دیجیتال ۱» در آموزش هوش مصنوعی
  • احتکار در بازار موبایل صرفه اقتصادی ندارد/ تنها یک میلیون تلفن همراه وارد کشور شده است
  • آغاز پیش فروش بلیت قطار برای مهر
  • آمار عجیب معاینه فنی در تهران/ مراجعه کمتر از ۱۰۰ موتورسوار در ۶ ماه
  • عدم وجود نقدینگی سبب کمبود دارو در بازار است
  • ماینرهای غیرمجاز زیر تیغ وزارت نیرو؛ مجازات استخراج غیرمجاز سنگین‌تر می‌شود
  • بازی‌های آسیایی ناگویا؛ هدیه فرهنگی ایران به ژاپن
  • کاهش ۱۰ میلیون تنی تولید محصولات کشاورزی در پی خسارات قطعی برق
  • دورکاری برای کاهش ترددهای غیرضروری دنبال می‌شود
  • سرلشگرصفوی: یمن افسانه شکست‌ناپذیری آمریکا را برای همیشه دفن کرد
  • کشف جسد بانوی مفقود شده در شهرستان لامرد / دو مظنون دستگیر شدند
  • ر ۳ تصادف مرگبار طی یک هفته در پایتخت
  • مسابقات لیگ کروکت منطقه چهار کشور در همدان
  • تعداد شهردخت‌های تهران تا پایان سال به ۱۲ مرکز می‌رسد
  • تکذیب شایعه انفجار در حوالی خارگ؛ منطقه در امنیت کامل است

دلنوشته برزو ارجمند برای عارف لرستانی

عارف لرستانی بازیگر طنز تلویزیون کشورمان که صبح شنبه بر اثر سکته قلبی درگذشت، دیروز با حضور مردم و هنرمندان از مقابل تالار وحدت تشییع شد.

برزو ارجمند

به گزارش خبرگزاری موج، برزو ارجمند بازیگر و دوست نزدیک مرحوم عارف لرستانی بعد از این اتفاق ناگوار دلنوشته ای را تقدیم این هنرمند کشور کرد.

او نوشت:

شب کار بودیم تا ٦صبح کار کردیم،اومدم هتل صبحانه خوردم و آماده خواب شدم،داشتم تو موبایلم اخبار ورزشی میخوندم که گوشیم تو دستم زنگ خورد و عکس عارف افتاد وسط گوشی... گفتم خدایا عارف این وقت صبح؟!؟ با خودم گفتم حتما خبر بدیه که عارف این ساعت صبح به من زنگ زده،جواب دادم:جانم عارف؟که بجای عارف خانومی جوابمو داد:ببخشید مزاحم شدم،من همسایه آقای لرستانی هستم متاسفانه آقای لرستانی فوت شدن،میشه تشریف بیارید منزلشون؟گفتم :شوخی قشنگی نیست که الهام،همسر عارف،گوشی رو گرفت و...رفاقت ما از سال ٧٤ شروع شد از٢٢ سال پیش، از دانشکده،هردومون بچه شهرستون بودیم و اومده بودیم تهران برأی چنگ زدن به آرزوهامون،اما وجه مشترک ما فقط بازیگری و تاتر و سینما نبود،وجه اشتراک ما عشق به خانواده و پدر و مادرامون بود.تو همین چندساعته که از دستت دادم تمامی خاطرات با تو مثل یک فیلم جذاب ٣٥ ملیمتری از جلو چشمام رد میشه،از اولین اتود دونفرمون تو دانشگاه تا روز ازدواج تو و الهام.... با اینکه همه بزرگترای فامیلتون اونجا بودن گفتی باید یکی از کسایی باشم که شاهد عقدت بشم و دفترو امضا کنم. تو(قهوه تلخ) تو پارتنر بی نظیری بودی، چقدر از خنده اشک ریختیم ...وحالا چقدر از غصه أشک میریزم.عارف ، من و تو سالها درباره رفتار پدرامون بأهم حرف زدیم، از خاطراتشون، از مرامشون و... حالا بیا یه کاری کنیم حالا که من پیش پدر داغدیده تم و تو پیش پدر من،من فرزند پدر تو میشم و تو بشو فرزند پدر من تا روزیکه دوباره چشمامون توانایی دیدن همدیگرو داشته باشه...روحت شاد رفیق

این مطلب، یک خبر آگهی بوده و خبرگزاری موج در محتوای آن هیچ نظری ندارد.
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط خبرگزاری موج در وب منتشر خواهد شد.

پیام هایی که حاوی تهمت و افترا باشد منتشر نخواهد شد.

پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیرمرتبط باشد منتشر نخواهد شد.

ارسال نظر

مهمترین اخبار

گفتگو

آخرین اخبار گروه

پربازدیدترین گروه