تشییعی که امت را معنا کرد
تشییع پیکر مطهر حضرت آیتاللهالعظمی خامنهای از تهران تا مشهد، نه فقط یک بدرقه، که آیینه تمامنمای امت بود؛ امتی که در فراق، راه خود را گم نمیکند، بلکه از دل ماتم، حماسهای دیگر میآفریند.
، گاه یک وداع، تاریخ را بازتعریف میکند و گاه یک تشییع، مرزهای جغرافیا و زمان را درنوردیده و امت واحد را در صفوفی به همفشرده به تصویر میکشد. این روزها، میعادگاه عاشقان در شهرهای مقدس تهران، قم، نجف، کربلا و مشهد، صحنهنگار این حقیقت ژرف بود؛ آنجا که پیکر مطهر آقای شهید ایران، حضرت آیتالله العظمی سیدعلی خامنهای، در میان اشکها و آههای میلیونی، بدرقه شد.
هر یک از این شهرها در این وداع تاریخی، نقشی بیبدیل ایفا کردند. تهران با آنهمه عظمت و شور، قم با سنت دیرینهاش در دفاع از حریم ولایت، نجف و کربلا با عطر حسینی و آسمانهای گنبدیشان که گویی خود را برای میزبانی از این پیکر پاک آماده میکردند، و نهایتاً مشهد الرضا (ع) که این وداع عاشقانه در جوار حریمش به اوج رسید؛ چنانکه یکی از گزارشها توصیف کرده است که اینجا همه تجدید عهد است و مردم مؤمن مشهد، این تشییع را نه یک خاکسپاری، که آیینی برای ماندن در مسیری میدانند که رهبر شهید در آن خونش را نثار کرد.
این مسیر پنجشهره، روایتی از یک امت بود. مردمی که از جایجای ایران خود را به مشهد رساندند و با شور حسینی، پیکر رهبر خود را تا حرم مطهر رضوی بدرقه کردند. تشییعی که از خیابان امام رضا(ع) تا حرم، به وصالی ابدی انجامید و بار دیگر ثابت کرد که عشق به ولایت و رهبری، فراتر از هرگونه مرز و رسمی، این ملت را در سختترین لحظات تاریخی، متحد و یکدل میکند.
در سوگ این پیر روشنضمیر، آنچه بیش از اشکها میدرخشید، عزمی راسخ برای ادامه راهی بود که او سالها بر آن پای فشرد. راهی که سرلشکر سلامی در پیامی بهدرستی آن را چشمهساری توصیف کرده است که با عزم و اراده این ملت همچنان جاری خواهد ماند؛ راهی استوار بر ستونهای حق، عدالت و مقاومت، که هیچ توطئه و کید دشمنی، یارای خاموش ساختن فروغ آن را نخواهد داشت.
و چنین است که وداع با آقای شهید ایران، اگرچه داغی سنگین بر دلهاست، اما خود به آیینهای تمامنما برای بازشناسی ما تبدیل میشود؛ امتی که در فراق، راه خود را گم نمیکند، بلکه با تجدید پیمان با آرمانهایش، از دل این ماتم، حماسهای دیگر میآفریند. این، میراث آن پیر سفرکرده برای ماست.
عباس ستایشگو/ فعال رسانه
ارسال نظر