دهه هشتادی‌ها، از تب علامت‌درمانی تا علاج بحران معنا

جامعه امروز ما بیش از هر زمان دیگری به الگوی طبیبٌ دَوّارٌ بِطِبِّه نیاز دارد، واژه‌ای که امیرالمؤمنین (ع) در توصیف پیامبر اکرم (ص) به کار بردند. این الگو به معنای طبیبی است که با طبابت خویش به دنبال بیمار می‌گردد نه آنکه در اتاق در بسته بنشیند تا بیمار نزد او بیاید.

نسل زد

این روزها تفاوت‌های ریشه‌دار فرهنگی که عمدتا از دگرگونی در سبک زندگی (Life Style) نشأت می‌گیرد بیش از هر زمان دیگری در ویترین پوشش و رفتارهای اجتماعی نسل جوان به‌ویژه دهه هشتادی‌ها خودنمایی می‌کند، اما آنچه در لایه‌های زیرین این تغییرات می‌گذرد صرفا یک تفاوت سلیقه ساده نیست بلکه حکایت از یک چند دستگی جدی در بدنه جامعه دارد که نیازمند واکاوی ریشه‌ای است.

 

خطای استراتژیک در مواجهه با معلول‌ها 

سال‌هاست که کنشگری فرهنگی در کشور ما به نوعی علامت‌ درمانی (Symptomatic Treatment) تقلیل یافته است. در علم پزشکی، اگر طبیب صرفاً به پایین آوردن تب بیمار اکتفا کند و از عفونت پنهان در بدن او غافل شود بیماری ریشه‌کن نخواهد شد. در ساحت فرهنگ نیز تمرکز صرف بر مقابله با پدیده‌هایی همچون بی حجابی، سگ‌گردانی یا دیگر ناهنجاری‌های رفتاری از طریق تصلب قانونی و افزودن تبصره‌های جزا، در واقع برخورد با معلول به‌جای علت است. در حالی که ریشه اصلی این چالش‌ها در لایه‌های عمیق‌تر یعنی باورها و اعتقادات نهفته است و ما همچنان به دنبال اصلاح سطح هستیم.

 

بحران پرسش‌های بی‌پاسخ

حقیقت تلخ آنجاست که بخش قابل‌توجهی از نسل جدید نه تنها با مبانی مذهبی زاویه پیدا کرده‌اند بلکه اساسا با پرسش‌های بنیادین هستی بیگانه مانده‌اند. در گفتگوهای چهره‌به‌چهره با این جوانان به وضوح می‌توان دریافت که فراتر از مناسک ظاهری حتی سوالات سه‌گانه فلسفه حیات یعنی از کجا آمده‌ام؟ مبدا، برای چه آمده‌ام؟ هدف، و به کجا می‌روم؟ معاد در ذهن بسیاری از آنان حتی طرح هم نشده است. وقتی زیربنای معرفتی و جهان‌بینی یک نسل در خلأ رها شود طبیعی است که روبنای فرهنگی او متاثر از فرهنگ جهانی و رسانه‌های نوین مسیری متفاوت را طی کند.

 

تغییر پارادایم: از تقابل به تفاهم

آیا زمان آن نرسیده است که شیوه مواجهه خود را از تقابل فیزیکی و قانونی به تبیین معرفتی تغییر دهیم؟ جامعه امروز ما بیش از هر زمان دیگری به الگوی  طبیبٌ دَوّارٌ بِطِبِّه نیاز دارد، واژه‌ای که امیرالمؤمنین (ع) در توصیف پیامبر اکرم (ص) به کار بردند. این الگو به معنای طبیبی است که با طبابت خویش به دنبال بیمار می‌گردد نه آنکه در اتاق در بسته بنشیند تا بیمار نزد او بیاید. ما نیازمند حضور در متن جامعه، شنیدن بدون قضاوت و بازنمایی مفاهیم دینی با زبان قابل‌ فهم استدلالی و متناسب با اقتضائات عصر شبکه هستیم‌.

 

دو لبه قیچی‌: افراط و تفریط

آنچه امروز گذر از این بحران را دشوارتر می‌کند حرکت بر روی دو لبه قیچی افراط و تفریط است. از یک سو بی‌خیالی و وادادگی نسبت به هویت ملی - مذهبی و  از سوی دیگر بدفهمی و برخوردهای سلیقه‌ای و تند نسبت به مسائل فرهنگی، هر دو به یک اندازه به پیکره اعتماد عمومی ضربه می‌زنند. برای علاج اساسی باید از سطح علامت‌ها عبور کرد و به عمق معنا بازگشت. تنها با بازسازی ساختار فکری و پاسخگویی اقناع‌کننده به نیازهای وجودی نسل جدید است که می‌توان به انسجام فرهنگی و حل پایدار چالش‌های اجتماعی امید داشت.

امیرسجاد عابدی/ پژوهشگر و مدرس دانشگاه

 

دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط خبرگزاری موج در وب منتشر خواهد شد.

پیام هایی که حاوی تهمت و افترا باشد منتشر نخواهد شد.

پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیرمرتبط باشد منتشر نخواهد شد.

ارسال نظر

آخرین اخبار گروه

پربازدیدترین گروه