English

اندر حکایت خبرنگاران و عکاسان ورزشی در شب با شکوه پارس

نخستین میزبانی لیگ برتر در ورزشگاه پارس شیراز، با وجود شور و شوق بی‌نظیر هواداران، برای خبرنگاران و عکاسان ورزشی همراه با مشکلات و کم‌توجهی‌هایی بود که تجربه‌شان را دشوار اما فراموش‌نشدنی ساخت.

اندر حکایت خبرنگاران و عکاسان ورزشی در شب با شکوه پارس
به گزارش خبرگزاری موج از فارس

، بی شک سه شنبه ۴ شهریور ماه شبی بزرگ‌ و خاطره انگیز برای ورزش شهر بزرگ شیراز بود،  اتفاقی که سالها مردم و هواداران انتظار آن را می کشیدن و شاید داشتن یک تیم لیگ برتری و بازی در یک ورزشگاه بزرگ و شایسته در شهر شیراز به بزرگترین حسرت نسل جوان و حتی قدیم شیرازی تبدیل شده بود.

انتظار های طولانی  در این سالها هم بر شدت این همه شوق و شور افزوده بود، علاوه بر هواداران و مردم‌ بزرگ استان فارس، خبرنگاران و عکاسان ورزشی که در این سالها همیشه پای کار بودند و در سرما و گرما در سالهای دور از لیگ‌ برتر در صحنه حضور داشتند ذوق و شوقی کمتر از هواداران نداشتند.

اینقدر شوق و حرارت در وجود مردم و در  ورزشگاه وجود داشت که معایبی هر چند کوچک هم به چشم نمی آمد.

 مهم مردم و هواداران،  مرد و زن بودند که در کنار هم خوشحال و راضی از  اولین حضورشان در ورزشگاه بزرگ پارس شاهد اولین مسابقه لیگ برتری تیم شهرشان بودند.

و اما در سایه این همه لحظات خوش برای همه، شاید شنیدن حکایت  خبرنگاران و عکاسان ورزشی در اولین تجربه بزرگ پارس خالی از لطف نباشد.

بی راه نگفته باشیم که کمترین توجه در بین این همه جمعیت، به قشر خبرنگار و عکاس ورزشی شده بود.

کسانی که عادت به کشیدن سختی و کم توجهی دارند و معمولا انسان های کم توقع و قانعی هم هستند، همین که بتوانند بدون مزاحمت کارشان رو بکنند و خبرشان رو تنظیم کنند و عکس شان را بگیرند برایشان کفایت میکند.

ولی شاید همین کم توقعی و مظلومیت آنها باعث شده بود، که در شب فراهم کردن امکانات و‌ پذیرایی ها برای میهمانان ویژه، آنها از الویت دور بمانند و کمی فراموش بشوند.

حال  بیان‌‌ مشکلات نه به منزله غر زدن و ضایع کردن زحمات بیشمار مسئولین است، بلکه برای حل مشکلات و تکرار نشدن آن، برای حفظ شان و منزلت خبرنگاران و عکاسان ورزشی است.

از بدو ورود تعداد زیادی از خبرنگاران با مشکل ورود به ورزشگاه مواجه شدند بر خلاف وعده مسئولین، تعداد زیادی اجازه وارد شدن با وسیله نقلیه را به ورزشگاه را نگرفتند مجبور شدند ساعت ها در ترافیک سنگین میانرود دنبال جای پارک و سپس پیاده روی چند کیلومتری به سمت ورزشگاه بشوند.

در جایگاه خبرنگاران که در دور ترین نقطه به زمین در طبقه دوم قرار داشت، صندلی های محدودی وجود داشت که  زودتر اشغال شده بودند.

شاید تنها چیزی که یک خبرنگار فکرش را نمی کرد این بود که باید در بدو ورود به جایگاه دنبال صندلی برای نشستن باشد، ازدحامی عجیب از افراد غیر خبرنگار در این جایگاه که مشخص بود هیج کنترل و نظارتی روی این جایگاه وجود ندارد، ظاهرا تمام حواس ها به مهمان های ویژه بود، که چیزی برایشان کم و کسر نباشد.

آب نوشیدن کمیاب ترین و  گرانبها ترین متاعی بود که باید برای پیدا کردن  آن به هر  جایی متوسل می شد، البته خدا رو شکر چندین بطری  محدود آب کوچک پیدا شد که شراکتی با همکاران جرئه ای برای تر شدن گلو استفاده شد.

جدا از این‌ مسائل به ظاهر پیش پا افتاده از دید مسئولین ورزشگاه که اگر بیشتر بیان شود متهم به زیاده خواهی خواهیم شد، دور بودن جایگاه از زمین مسابقه هم کار گزارش نویسی را سخت کرده بود، متداول ترین پرسشی که خبرنگاران از همدیگر میپرسیدن این بود که این کدام بازیکن است؟

چه کسی اخطار گرفت ؟

چه کسی تعویض شد ؟ 

و حتی چه کسی گل زد ؟

فاصله زیاد و عدم تسلط بر بازی به قدری زیاد بود که حتی گوینده پرکار ورزشگاه که از تک تک مسئولین بخاطر حضورشان تقدیر و تشکر میکرد، هم در اعلام زننده گل پنالتی فجر به اشتباه انداخت. ظاهرا او هم از همکار کنار دستی نام زننده گل را سوال کرده بود!

نبود مانیتور و سرعت بسیار پایین اینترنت موجود در ورزشگاه در بازی اول اگر  درست پیش بینی شده بود، می توانست کمی از این مشکلات را کمتر کند.

قرار گرفتن جایگاه خبرنگاران در کنار جایگاه بانوان شیرازی  که  اولین حضورشان در ورزشگاه های شهر شیراز را تجربه می کردند، گرچه بسیار خوش یمن و باعث مباهات بود،  ولی به راستی این شور و شوق و تشویق های زیبای  هواداری، و صدای های بلندگو ورزشگاه که درست در‌ بالای سر جایگاه خبرنگاران‌ قرار داشت، تمرکز خبرنگاران را کمی بهم ریخته بود.

وضعیت عکاسان خبری هم که اکثرا در حوالی زمین‌ مسابقه حضور داشتند بهتر از خبرنگاران حاضر در طبقه دوم‌ نبود، گلایه های به حق این عزیزان زحمتکش که از ساعت ها در حال تهیه گزارش تصویری حاشیه ها و مسابقه فوتبال بودند هم شنیدنی بود، ظاهرا آنها هم اکثرا زجر تشنگی را چشیده بودند‌، و از نبود صندلی مناسب، نداشتن اینترنت برا ارسال آنلاین تصاویر و حتی نداشتن  یک‌ کاور  مناسب گلایه داشتند. ولی با این حال زیبا ترین تصاویر را از شب باشکوه پارس به تصویر کشیدن.

و تازه پس از پایان‌ مسابقه با آن دوربین های سنگین و  خستگی هم، سه طبقه را پیمودند تا به سالن‌ کنفرانس خبری یا بهتر بگوییم‌ سونای خشک ورزشگاه پارس برسند، ولی کمی بدشانس بودند که محدود صندلی هایی مشرف به پنکه ای که باد گرم‌ میزد زودتر توسط همکاران اشغال شده بود.

سالن کنفرانس خود حکایتی جدا داشت که حتی صدای سرمربیان دو تیم هم بلند کرده بود.

جدا از رفت و آمدهای افرادی در میانه کنفرانس خبری در پشت سر سرمربی تیم مهمان و پخش صدای بی ربط در وسط صحبت های سرمربی میهمان که تعجب با سابقه ترین سرمربی لیگ را به همراه داشت، وضعیت صدا هم در سالن کنفرانس  که اصلا نرمال و مطلوب نبود و صدای خبرنگاران برای هیچ ببینده تلویزیونی واضح و مشخص نبود.

حال تمام این کم و کاستی ها به واسطه مسابقه و تجربه اول چنین میزبانی بزرگی قابل چشم پوشی است و تنها درد دلی برای شنیدن صدای مظلوم خبرنگاران و عکاسان بود که باید گفته و شنیده می شد.

هر چند که شادی و شور شوق مردم به تمام این کم و کاستی ها می ارزد  و شبی خاطره انگیز برای شیراز و شیرازی ها رقم خورد. ما‌ که کلی ذوق کردیم !

آیا این خبر مفید بود؟
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط خبرگزاری موج در وب منتشر خواهد شد.

پیام هایی که حاوی تهمت و افترا باشد منتشر نخواهد شد.

پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیرمرتبط باشد منتشر نخواهد شد.

ارسال نظر

مهمترین اخبار

گفتگو

آخرین اخبار گروه

پربازدیدترین گروه