خبرگزاری موج گزارش می دهد؛
چشمهای بیقرار تهران در انتظار آخرین دیدار با رهبر شهید
تهران هنوز بیدار بود؛ نه برای هیاهوی یک شب معمولی، بلکه برای آخرین قرار با رهبر شهید. آرامآرام مصلای امام خمینی (ره) را به میعادگاهی از اشک، انتظار و دلدادگی بدل کردند؛ جایی که میلیونها چشم، تنها یک آرزو داشت؛ آخرین وداع.
، از همان ساعتهای آغازین شب، سیل دلدادگان رهبر شهید انقلاب در اطراف مصلای تهران شکل گرفت. جمعیتی که نه از سر دعوت، بلکه از سر دلدادگی آمده بودند؛ با عکسهایی که بر سینه فشرده بودند و نگاههایی که تنها یک انتظار را روایت میکرد؛ آخرین دیدار با پیکر مردی که دههها او را رهبر خود میدانستند.
سکوتی آمیخته با زمزمه صلوات، اشک و دعا فضای اطراف مصلا را فرا گرفته است. در جایجای شبستان، تصاویر رهبر شهید نصب شده است ؛ تصاویری که هر رهگذر برای لحظهای مقابل آنها مکث میکرد، فاتحهای میخواند و دوباره در صف وداع قرار میگرفت.
مردم از شهرهای مختلف خود را به تهران رسانده بودند. برخی ساعتها در مسیر بودند و برخی دیگر از شب قبل در اطراف مصلا مستقر شده بودند تا مبادا فرصت وداع را از دست بدهند. چهرهها خسته بود، اما در نگاهها خستگی دیده نمیشد؛ تنها اندوهی عمیق و ارادهای برای حضور.
یکی از زائران در گفتوگو با خبرنگار خبرگزاری موج، با چشمانی اشکآلود گفت: ۴۷ سال برای این سرزمین و مردمش زحمت کشید. باید میآمدیم. او رهبر ما بود؛ یک عمر برای ملت تلاش کرد و ما هم باید قدرش را بدانیم. احساسات سر جای خودش است، اما انتقام هم جای خود را دارد و باید با تدبیر دنبال شود، نه با احساس.
وی معتقد بود شهادت رهبر شهید، پایان یک مسیر نیست، بلکه آغاز فصلی تازه برای انقلاب اسلامی است و افزود: این اتفاق نهتنها حرکت انقلاب را متوقف نمیکند، بلکه مردم را منسجمتر خواهد کرد. همانطور که بعد از رحلت امام خمینی(ره) انقلاب با اقتدار ادامه یافت، امروز هم مسیر انقلاب ادامه پیدا میکند و مردم پشت آرمانهای آن خواهند ایستاد.
در میان جمعیت، حضور پررنگ جوانان بیش از هر چیز جلب توجه میکرد. نسلهایی که برخی دوران دفاع مقدس را ندیدهاند، اما حالا دوشادوش نسلهای پیشین، برای بدرقه رهبر شهید خود آمدهاند. بسیاری پرچم ایران را بر دوش داشتند و برخی دیگر، عکسهایی از رهبر شهید را در دست گرفته بودند و بیصدا اشک میریختند.
اطراف مصلی تهران در این شب، تنها یک مکان برگزاری مراسم نبود؛ روایتگر پیوند عاطفی مردمی بود که با وجود تفاوت سن، شغل و محل زندگی، در یک نقطه مشترک ایستاده بودند؛ وداع با رهبر شهیدشان.
هرچه به ساعات آغاز مراسم نزدیکتر میشیم، بر شمار جمعیت افزوده میشود. صفهای طولانی ورود به مصلا نشان میدهد بسیاری ساعتها انتظار را به جان خریدهاند تا سهمی از آخرین بدرقه داشته باشند. صدای صلوات و نوحه در فضای شبستان میپیچید و اشک، زبان مشترک حاضران شده بود.
این حضور گسترده، تنها یک آیین سوگواری نبود؛ نمایشی از همبستگی و وفاداری مردمی بود که باور داشتند شهادت رهبرشان، پایان راه نیست. بسیاری از حاضران تأکید داشتند خون رهبر شهید، مسیر تحقق آرمانهای انقلاب را هموارتر خواهد کرد و ملت ایران همچنان با وحدت و انسجام در این مسیر گام برخواهد داشت.
در شبی که تهران بیدار ماند، مصلا نیز تا سپیدهدم مأمن دلهایی شد که آمده بودند آخرین سلام را به رهبر شهید خود بگویند؛ سلامی که با اشک آغاز شد و با عهدی برای ادامه راه به پایان رسید.
ارسال نظر