دغدغهای فراتر از دیوارهای مدرسه
آموزشوپرورش تنها یک دستگاه اداری نیست، بلکه نهادی اثرگذار در ساختن آینده جامعه است؛ نهادی که کیفیت عملکرد آن، مستقیماً با سرنوشت نسلهای آینده ارتباط دارد.
سخنان مدیرکل آموزشوپرورش خوزستان در جمع اعضای خانه مطبوعات استان درباره نقش رسانهها در ترویج اولویتهای آموزشی و تربیتی، بار دیگر موضوع مهمی را به مرکز توجه آورد: آموزشوپرورش تنها یک دستگاه اداری نیست، بلکه نهادی اثرگذار در ساختن آینده جامعه است؛ نهادی که کیفیت عملکرد آن، مستقیماً با سرنوشت نسلهای آینده ارتباط دارد.
ناصر علیفر در این نشست بر ضرورت همراهی رسانهها، مشارکت مردم و تبدیل آموزشوپرورش به یکی از دغدغههای اصلی جامعه تأکید کرده است. این نگاه، در اصل قابل دفاع و ضروری است؛ چراکه هیچ تحول پایداری در نظام آموزشی بدون حضور خانوادهها، معلمان، نخبگان، رسانهها و سایر بخشهای جامعه شکل نمیگیرد.
اما پرسش مهم اینجاست که چگونه میتوان آموزشوپرورش را از یک موضوع اداری به دغدغهای عمومی تبدیل کرد؟ پاسخ را نباید تنها در انتشار خبر، برگزاری نشستهای خبری یا انعکاس برنامههای رسمی جستوجو کرد. آموزشوپرورش زمانی به مسئله اصلی جامعه تبدیل میشود که مردم آثار تصمیمها و برنامههای آن را در کیفیت مدارس، وضعیت معیشتی و حرفهای معلمان، عدالت آموزشی، امکانات تحصیلی و آینده فرزندان خود احساس کنند.
رسانهها در این مسیر نقش مهمی دارند، اما این نقش نباید صرفاً به تریبون انتقال دیدگاههای مدیران محدود شود. رسانه، همکار و همراه نظام آموزشی است، اما در عین حال وظیفه پرسشگری، نقد منصفانه و پیگیری مطالبات مردم را نیز بر عهده دارد. اگر قرار است رسانهها در کنار آموزشوپرورش باشند، باید امکان طرح پرسشهای جدی و بیان واقعیتهای موجود نیز برای آنان فراهم باشد. همراهی رسانهای زمانی ارزشمند است که به بهبود عملکرد منجر شود، نه اینکه به انعکاس یکسویه اخبار و فعالیتها محدود بماند.
در استانی مانند خوزستان، آموزشوپرورش با مسائل و تفاوتهای قابل توجهی روبهروست. فاصله امکانات آموزشی میان مناطق شهری و روستایی، کمبود فضاهای مناسب آموزشی در برخی مناطق، تراکم کلاسها، محرومیتهای اقتصادی خانوادهها و ضرورت توجه به کیفیت آموزش، از جمله موضوعاتی است که نمیتوان از کنار آنها بهسادگی گذشت. این مسائل نیازمند برنامهریزی، شفافیت و پیگیری مستمر هستند و رسانهها میتوانند با طرح دقیق و مسئولانه آنها، به مطالبهگری عمومی و اصلاح امور کمک کنند.
از سوی دیگر، تأکید مدیرکل بر گسترش سواد رسانهای نیز نکتهای مهم و قابل توجه است. نسل امروز در جهانی زندگی میکند که اطلاعات، تصاویر و پیامها با سرعتی بیسابقه در اختیار او قرار میگیرند. دانشآموزان بیش از گذشته در معرض اخبار نادرست، شایعات، محتوای گمراهکننده و تأثیرات فضای مجازی هستند. بنابراین، آموزش سواد رسانهای دیگر یک موضوع حاشیهای یا انتخابی نیست؛ ضرورتی برای زندگی اجتماعی و فکری نسل جدید است.
دانشآموز باید بیاموزد که هر خبری را باور نکند، هر تصویری را حقیقت نپندارد و میان اطلاعات معتبر و محتوای ساختگی تفاوت قائل شود. او باید قدرت تحلیل، پرسشگری و تشخیص منبع را پیدا کند. چنین مهارتی تنها با برگزاری چند کارگاه محدود به دست نمیآید؛ بلکه باید به تدریج در محتوای آموزشی، فعالیتهای مدرسه و شیوه تربیت دانشآموزان جایگاه واقعی پیدا کند. در این مسیر، معلمان نیز به آموزش و امکانات لازم نیاز دارند.
با این حال، نباید فراموش کرد که سواد رسانهای تنها به دانشآموزان مربوط نمیشود. خانوادهها و حتی مدیران و مسئولان نیز به آن نیاز دارند. جامعهای که قدرت تشخیص و تحلیل پیامها را نداشته باشد، بهراحتی در معرض شایعه، هیجان و قضاوتهای نادرست قرار میگیرد. از این رو، همکاری آموزشوپرورش با رسانههای حرفهای و معتبر میتواند فرصتی برای ارتقای آگاهی عمومی باشد.
نکته دیگر، ضرورت شنیدن صدای معلمان و دانشآموزان است. گاهی در گفتوگوهای رسمی درباره آموزشوپرورش، بیشتر از برنامهها و سیاستها سخن گفته میشود، اما تجربه زیسته معلمی که در یک مدرسه کمبرخوردار تدریس میکند یا دانشآموزی که با محدودیتهای آموزشی روبهروست، کمتر به گوش میرسد. رسانهها میتوانند این صداها را به فضای تصمیمگیری منتقل کنند؛ صداهایی که شنیدن آنها برای اصلاح نظام آموزشی ضروری است.
آموزشوپرورش زمانی به دغدغه اصلی جامعه تبدیل میشود که خانوادهها احساس کنند مسائل مدرسه فرزندانشان شنیده میشود، معلمان بدانند تجربه و نظرشان در تصمیمگیریها اهمیت دارد و دانشآموزان نیز خود را در مرکز برنامههای آموزشی ببینند. این تحول با شعار به دست نمیآید؛ به اعتمادسازی، پاسخگویی، برنامهریزی و استمرار نیاز دارد.
ارسال نظر