سرخط خبرها
  • تسهیلات و کمک‌های بلاعوض برای تأمین لوازم معیشتی خانوارهای آسیب‌دیده
  • پاسخ قالیباف به دن کین: آنچه روزی برایتان کابوسی وحشتناک بود الان به واقعیت تبدیل شده است
  • پیروزی ارزشمند تیم زنان ایران در المپیاد جهانی شطرنج مقابل فرانسه
  • وزش باد شدید طی ۵ روز آینده در استان‌ تهران
  • ترامپ ورود خبرنگاران سه رسانه به کاخ سفید را ممنوع کرد
  • ۲ میلیون دانش‌آموز؛ دستاورد «ایران دیجیتال ۱» در آموزش هوش مصنوعی
  • احتکار در بازار موبایل صرفه اقتصادی ندارد/ تنها یک میلیون تلفن همراه وارد کشور شده است
  • آغاز پیش فروش بلیت قطار برای مهر
  • آمار عجیب معاینه فنی در تهران/ مراجعه کمتر از ۱۰۰ موتورسوار در ۶ ماه
  • عدم وجود نقدینگی سبب کمبود دارو در بازار است
  • ماینرهای غیرمجاز زیر تیغ وزارت نیرو؛ مجازات استخراج غیرمجاز سنگین‌تر می‌شود

هوای کرونایی بس ناجوانمردانه گرم است:

کرونا ماوایش مشخص نیست

کرونا ماوایش مشخص نیست و هر روز سر از یک کشور در می آورد و در یک سامان اتراق می گزیند و با پر رویی هرچه تمامتر به هیچ کس رحم و مروت ندارد .

محمد رستمی

به گزارش خبرگزاری موج ایلام،کرونا ویروسی است که با یک اشتباه کوچک نمره بیست زندگی را نوزده می کند و مشخص نیست گواهی نبوده را امضا  می کند یا برای جبرانش تجربه دوباره زیسته !!

کرونا ماوایش مشخص نیست و هر روز سر از یک کشور در می آورد و در یک سامان اتراق می گزیند و با پر رویی هرچه تمامتر به هیچ  کس رحم و مروت ندارد .

یک روز از چین و ماچین،آهنگ جان می کند سوی دیگر به نامردی انگلیسی ها و با زیرکی خانه های تن را تصرف می کند و عمارت آباد تن را ویران

گاهی بسان طوطی بازرگان از هندوستان می آید و این بار واقعا بحث خود را به مردن زدن نیست بلکه  می میراند و دیگر بازیگران آن ارمیتا  پاچان و راجا  و گمار و بی جی نیستند .بازیگران آن در همه جای ایران و جهان هستند که در پرده اول همه جمع شان جمع است و هله هله کنان در تالارهای عروسی!!

اما در قسمت های بعد بسان خود فیلم های هندی وارد ماجرایی غم انگیز می شوند و در پرده سوم هم پدر و هم پسر در میان انبوهی از غم می روند و جالب آنکه دوباره این قصه به سریال های چند قسمتی تبدیل می شود.

در این ظهر تابستان که هوای کرونایی بس ناجوانمردانه گرم است یکی از در تردید در می آید و آن یکی از در تشکیک

یکی ماسک ها را دور می اندازد و به ریش مردمان ماسک زده می خندد و کم جرات شان می خواند و چون خود در بند و بلای کرونا اسیر آید گوید در خلوت تنهایی خود درد هایی کشیده ام که مپرس .

یکی به عروسی و سور می رود و دو هفته بعدش قصه سوگ و سوز می سرایند پی بار کوچ او !!!

ای کاش فردوسی طوس بیاید و همه مارا دوباره پی غفلت کرونا ندا در دهد.

جهان سراسر عبرت و حکمت است

چرا بهره ما همه غفلت است

به یزدان گر ما خرد داشتیم

کجا چنین  سرانجام  بد داشتیم

نویسنده:
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط خبرگزاری موج در وب منتشر خواهد شد.

پیام هایی که حاوی تهمت و افترا باشد منتشر نخواهد شد.

پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیرمرتبط باشد منتشر نخواهد شد.

ارسال نظر

آخرین اخبار گروه

پربازدیدترین گروه