خبرگزاری موج گزارش می دهد؛
سرمایهگذاری نفت کجا به ظرفیت واقعی رسیده است؟
در صنعت نفت رقم قرارداد زودتر از نتیجه دیده میشود. عددهای میلیارد دلاری خبرسازند اما برای اقتصاد ایران مهمتر این است که این منابع در نهایت چه چیزی به ظرفیت کشور اضافه میکنند. گاهی نتیجه در تولید بیشتر دیده میشود و گاهی در فرآورش نفت، جلوگیری از اتلاف گاز یا توسعه شبکهای که انرژی را به محل مصرف میرساند.
، در دو سال نخست دولت چهاردهم شش قرارداد با بخش خصوصی و غیردولتی به ارزش بیش از ۱.۷ میلیارد دلار برای افزایش و نگهداشت تولید نفت خام امضا شد. ۴۳۰ هزار بشکه در روز ظرفیت فرآورش نفت خام نیز در قالب الگوهای مشارکت عمومی ـ خصوصی به بخش غیردولتی واگذار شد.
صنعت نفت برای اجرای طرحهای بزرگ به منابع مالی گسترده نیاز دارد و حضور سرمایه غیردولتی میتواند بخشی از این نیاز را پوشش دهد. با این حال ارزش قرارداد را نمیتوان فقط با رقم روز امضا سنجید. آنچه در نهایت اهمیت دارد تأسیسات و ظرفیتی است که از دل این سرمایهگذاری بیرون میآید.
پروژههایی که در این دوره یک گام جلو رفتند
بخشی از پروژههایی که طی دو سال گذشته پیشرفت کردهاند از سالهای قبل آغاز شدهاند. اصل این طرحها را نمیتوان به دولت چهاردهم نسبت داد اما میزان پیشرفت و ظرفیتی که در این دوره وارد مدار شده قابل ارزیابی است.
در آزادگان جنوبی با بهرهبرداری از ردیف دوم واحد فرآورش مرکزی CTEP ظرفیت فرآورش این مجموعه به ۱۶۰ هزار بشکه در روز رسید. این مجموعه به عنوان بزرگترین واحد فرآورش صنعت نفت کشور تاکنون بیش از ۲۸ میلیون بشکه نفت را فرآورش کرده است.
فاز ۱۱ پارس جنوبی هم از پروژههایی است که سابقه آن به سالهای قبل باز میگردد. با این حال ظرفیت تولید گاز در موقعیت B این فاز طی ۱۸ ماه بیش از دو برابر شد. فاز ۱۱ آخرین فاز توسعهای پارس جنوبی است و افزایش ظرفیت آن نشان میدهد ارزیابی عملکرد هر دوره فقط به پروژههای تازه محدود نمیشود و باید دید طرحهای تحویلگرفتهشده تا چه اندازه جلو رفتهاند.
در بخش پالایش نیز چند طرح ارتقای کیفیت فرآوردهها به ارزش حدود ۸۷۵ میلیون دلار به بهرهبرداری رسید. نتیجه این طرحها افزایش حدود سه درصدی تولید بنزین و نفتگاز با استاندارد یورو ۴ و یورو ۵ بود.
در شبکه انتقال نیز خطوط بندرعباس ـ رفسنجان و سبزآب ـ شازند وارد مدار شدند و شش نیروگاه به خطوط انتقال فرآورده متصل شدند. این اقدام نیاز به حمل جادهای را کاهش میدهد و مسیر رساندن فرآورده به نیروگاهها را مطمئنتر میکند.
گاز مشعل؛ بازگشت ثروت
بخش دیگری از ظرفیت صنعت نفت در منابعی قرار دارد که پیش از این بخشی از آنها در مشعلها میسوخت. میزان جمعآوری گازهای همراه در دولت چهاردهم بیش از دو برابر شد و به حدود ۱۶.۸ میلیون مترمکعب در روز رسید.
همزمان ۲۳ قرارداد برای جمعآوری گازهای مشعل با مشارکت بخش خصوصی و شرکای خارجی امضا شد. برنامه خاموش کردن ۵۷ مشعل و جمعآوری حدود ۳۹۲ میلیون فوت مکعب گاز در روز نیز دنبال میشود.
موضوع فقط کاهش آلودگی نیست. گاز همراه یک منبع اقتصادی است و وقتی به جای سوختن وارد فرآورش یا مصرف میشود بخشی از انرژی تولیدشده دوباره به زنجیره ارزش برمیگردد.
۱۷ میلیارد دلار برای مسئله آینده پارس جنوبی
بزرگترین رقم سرمایهگذاری این دوره به هفت قرارداد فشارافزایی پارس جنوبی با ارزش حدود ۱۷ میلیارد دلار مربوط است. این پروژه قرار نیست میدان تازهای ایجاد کند. مسئله اصلی جلوگیری از افت تولید پارس جنوبی در سالهای آینده است.
به همین دلیل رقم ۱۷ میلیارد دلار به تنهایی چیزی درباره نتیجه پروژه نمیگوید. اهمیت این سرمایهگذاری زمانی روشن میشود که عملیات فشارافزایی بتواند در عمل به ادامه تولید میدان کمک کند.
برای اقتصاد ایران نیز همین تفاوت اهمیت دارد. یک قرارداد زمانی اثر واقعی خود را نشان میدهد که به ظرفیت قابل استفاده برسد. در آزادگان جنوبی این ظرفیت در فرآورش دیده میشود و در فاز ۱۱ در افزایش تولید گاز. در پالایش و انتقال هم نتیجه به شکل زیرساخت وارد مدار شده است. فشارافزایی پارس جنوبی و قراردادهای تازه بخش خصوصی هنوز باید همین مسیر را طی کنند.
در نهایت مسئله صنعت نفت فقط جذب سرمایه بیشتر نیست. مهمتر این است که منابع به کدام بخش بروند و چه مشکلی را حل کنند؛ افزایش تولید، جلوگیری از اتلاف یا تقویت زیرساختی که اقتصاد کشور هر روز به آن وابسته است.
ارسال نظر