زنجیره میلیونی صنعت خودرو زیر فشار قیمتگذاری دستوری
شکاف میان قیمت کارخانه و بازار خودرو باعث شکلگیری سازوکارهایی مانند قرعهکشی شده و فشار مالی بر کل زنجیره صنعت خودرو وارد کرده است.
، صنعت خودرو تنها به خطوط تولید در کارخانهها محدود نمیشود. هزاران شرکت قطعهسازی در زنجیره تامین این صنعت فعالیت میکنند و بخش بزرگی از اشتغال صنعتی کشور به آن وابسته است.
وقتی خودروساز با محدودیت در درآمد مواجه شود، این فشار بهتدریج به کل زنجیره منتقل میشود. کاهش نقدینگی میتواند به تاخیر در پرداخت مطالبات قطعهسازان منجر شود و این مسئله بر توان تولید آنها نیز اثر بگذارد.
در صنایع بزرگ، پایداری تولید به جریان منظم سرمایه در کل زنجیره وابسته است. هرگونه اختلال در یکی از حلقههای این زنجیره میتواند اثرات گستردهای بر کل صنعت داشته باشد.
خصوصیسازی و منطق اقتصادی حاکم بر آن
خصوصیسازی به معنای واگذاری مسوولیت عملکرد به مدیریتی است که باید در برابر نتایج اقتصادی پاسخگو باشد. اما پاسخگویی زمانی معنا دارد که ابزارهای تصمیمگیری نیز در اختیار همان مدیریت قرار داشته باشد. اگر از یک تولیدکننده انتظار میرود زیان خود را کاهش دهد، کیفیت محصولات را ارتقا دهد باید بتواند بر اساس واقعیتهای اقتصادی فعالیت کند.
این موضوع به معنای کنار گذاشتن نقش دولت نیست. دولت همچنان میتواند از طریق سیاستهای رقابتی، تنظیم استانداردها، نظارت بر بازار و حمایت از مصرفکنندگان نقش مهمی ایفا کند. اما تجربه بسیاری از اقتصادها نشان میدهد که تعیین مستقیم قیمت کالا یا محصول، ابزار چندان موثری برای تحقق این اهداف نیست.
در پایان باید اشاره کرد که ایران خودرو از یک سو، واگذاری مدیریت به بخش خصوصی فرصتی برای اصلاحات ساختاری ایجاد کرده است و از سوی دیگر، ادامه برخی سازوکارهای گذشته میتواند این روند را با چالش روبهرو کند. در نهایت، مسئله اصلی شاید نه خود قیمت خودرو بلکه سازوکاری باشد که قیمت در آن تعیین میشود. اگر قیمت قرار است بازتاب هزینه تولید، سطح فناوری و میزان عرضه و تقاضا باشد، باید بتواند نقش طبیعی خود را در اقتصاد ایفا کند.
ارسال نظر