خبرگزاری موج گزارش می دهد:

ستاره‌های کوچکی که سازندگان امید هستند/ کودکان در خط مقدم دلگرمی

در روزهای سخت جنگ این کودکان هستند که بعنوان ستاره‌های کوچکی سازندگان امید در جامعه هستند.

تجمع شبانه مردم در حمایت از مدافعان وطن
به گزارش خبرنگار اجتماعی خبرگزاری موج

، در هنگامه نبردی نابرابر، آنگاه که آسمان میهن با سایه شوم تجاوز آمریکا و رژیم صهیونیستی در هم پیچید و فریاد خشم و مقاومت از هر سو برخاست، نسلی از دلیرمردان کوچک، ستاره‌های فروزانی شدند که نور امید را در دل تاریکی افشاندند.

کودکان ایران، در اوج مظلومیت و در سنینی که بازی و شادی باید سرلوحه زندگیشان باشد، پا به پای پدران و مادران، پیران و جوانان، در صفوف "محور مقاومت" جای گرفتند و با اقتدار، طنین "وعده الهی و پیروزی" را سر دادند. اینان، نه تنها قربانیان خاموش جنگ، که سربازان کوچک و قهرمانان بی‌ادعای میهن بودند.

از  روز  ابتدایی جنگ، روزی که آسمان ایران شاهد تلخ‌ترین حملات ناجوانمردانه دشمنان قسم خورده بود، تا به امروز، جنگی ناعادلانه بر پیکره این سرزمین تحمیل شده است.

حملاتی که هدفشان نه تنها زیرساخت‌های حیاتی، بلکه قلب تپنده ملت، یعنی خانواده‌ها و آینده‌سازان این مرز و بوم بود. ساختمان‌های مسکونی، مدارس، دانشگاه‌ها و حتی بیمارستان‌ها، آماج تیرهای خصم شدند و بسیاری از انسان‌های بی‌گناه، زنان و کودکان، پر کشیدند و به لقای معشوق شتافتند. در این میان، اما، کودکان ایران، با روحیه‌ای پولادین و ایمانی راسخ، تصویری دیگر از مقاومت را به نمایش گذاشتند.

کودکان نیز این گوهرهای ناب هستی، در دل این طوفان سهمگین، نه تنها از ترس، قامت خم نکردند، بلکه در کنار دیگران، حضوری پررنگ و تأثیرگذار داشتند. آن‌ها که هنوز غنچه نشکفته‌اند، درک عمیقی از مفاهیم ایثار، مقاومت و عشق به وطن داشتند. حضورشان در تجمعات شبانه، در حالی که شعارهای "مرگ بر آمریکا" و "مرگ بر اسرائیل" را فریاد می‌زدند، صلابتی وصف‌ناپذیر به این صحنه‌ها می‌بخشید. نگاه‌های مصمم و صدای‌های کوچکشان، چون پتکی بر سر استکبار فرود می‌آمد و پیام مقاومت را به گوش جهانیان می‌رساند. آن‌ها درک کرده بودند که "وعده الهی" پیروزی نزدیک است و "محور مقاومت" تنها راه رسیدن به آن است.

این شهادت‌ها، از همان روزهای نخستین جنگ، آغاز شد. در دفاع مقدس دوم و در جنگ رمضان، بسیاری از این ستاره‌های کوچک، آسمانی شدند. اما تلخ‌ترین و جانگدازترین روایت، از خطه پرگهر میناب به گوش می‌رسد. در روز نخست جنگ، دانش‌آموزان این دیار، در اوج معصومیت و در حالی که مشتاقانه راهی کلاس درس بودند، مورد حمله مستقیم دشمن قرار گرفتند. دست تقدیر، دفترهایشان را با خون سرخشان رنگین کرد و آن‌ها، دسته جمعی، پرواز را آغاز نمودند. این کودکان، نه تنها دانش‌آموزانی بودند که از علم بیاموزند، که معلمان ایثار و شهادت شدند و درس عشق به وطن را با خون خود مشق کردند.

هر کدام از این کودکان، ستاره‌ای درخشان در آسمان پر ستاره مقاومت بودند. آن‌ها که در این راه، جان باختند، نه تنها از دست رفتگان، که "شهیدان راه حق" و "ستارگان هدایت" لقب گرفتند. خانواده‌هایشان، گرچه داغدار فرزندان دلبندشان بودند، اما به این شهادت افتخار می‌کردند، چرا که می‌دانستند فرزندانشان در راه دفاع از آرمان‌هایشان، جان فدا کرده‌اند. این "ستاره‌سازی" که از دل رنج و ایثار این کودکان برمی‌خیزد، یادآور این حقیقت است که مقاومت، سن و سال نمی‌شناسد و شجاعت، در رگ‌های کوچکترین فرزندان این ملت نیز جاری است.

این کودکان، با حضورشان در جبهه‌های نبرد فرهنگی، اعتقادی و حتی در صحنه‌های اجتماع، پیامی روشن را به دشمنان مخابره کردند: "ما تا پای جان ایستاده‌ایم." آن‌ها آموختند که "وعده الهی" حق است و پیروزی از آنِ کسانی است که در راه حق گام برمی‌دارند. "محور مقاومت" تنها یک شعار نیست، بلکه جریان حیاتی است که با خون پاک این کودکان آبیاری می‌شود و رویشی جاودان خواهد داشت. گزارش "ستاره‌سازی" کودکان ایران، نه یک گزارش صرف، که روایتی از حماسه‌ای است که در دل بزرگترین دردها، شکوفا می‌شود و تصویری از اقتدار ملتی را ترسیم می‌کند که حتی کوچکترین اعضای آن، در برابر ظلم، چون کوه استوارند.

در روزهایی که  کشور با حملات دشمن متحاصم روبه‌رو شده‌اند، گروهی بی‌ادعا و همیشه آماده، از خانه‌ها و شهرهای خود دل کنده‌اند تا در کنار مردم بمانند؛

امدادگران، پرستاران، پزشکان، و نیروهای انتظامی که ستون‌های امن جامعه‌اند. اما پشت هرکدام از این قهرمانان، تکیه‌گاهی کوچک اما پرقدرت وجود دارد؛ کودکانی که با قلب‌های پاکشان، نیرویی می‌آفرینند که هیچ تجهیزاتی قادر به ساختنش نیست: امید.

در میان این ستاره‌های کوچک، نام‌هایی می‌درخشند که روایتشان تنها چند خط نیست، بلکه معنایی بزرگ را حمل می‌کند.  

ارغوان زهرا

یکی از این کودکان، ارغوان زهرا است؛ دختری از استانی دور از تهران که پدرش، امدادگر هلال‌احمر، داوطلبانه به خط مقدم امدادرسانی آمده است.

دوری سخت بود، شب‌ها طولانی‌تر و نگرانی در دل خانواده موج می‌زد. اما ارغوان نمی‌خواست پدرش حتی یک لحظه احساس تنهایی کند.

او با صدایی پر قدرت و پر از عشق، نامه‌ای صوتی برای پدرش فرستاد: چند جمله ساده از دختری کوچک، که در آن گفته بود چقدر به او افتخار می‌کند؛ جمله‌هایی که برای هر امدادگری می‌تواند از سخت‌ترین مأموریت هم عبور دهد.  

همین پیام کوتاه، خستگی روزهای دشوار را از دل پدر زدود و به او یادآوری کرد که پشت این لباس امدادی، خانواده‌ای منتظر بازگشتش ایستاده‌اند.

این تنها روایت ارغوان نیست؛  

کودکان بسیاری هستند که: نقاشی‌هایشان را برای دلگرمی والدینشان به ایستگاه‌های امدادی می‌فرستند، با لبخندهایشان، ترسِ دوری را تاب می‌آورند  .

 طاقت و آرامش را به مادران و پدرانی می‌بخشند که شب‌های زیادی را کنار مردم درگیر بحران گذرانده‌اند   

قلب‌های کوچکی که با رفتارهای ساده اما عمیقشان، پشتوانه‌ روحی بزرگسالانی هستند که در روزهای سخت، تکیه‌گاه جامعه شده‌اند.

دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط خبرگزاری موج در وب منتشر خواهد شد.

پیام هایی که حاوی تهمت و افترا باشد منتشر نخواهد شد.

پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیرمرتبط باشد منتشر نخواهد شد.

ارسال نظر

مهمترین اخبار

گفتگو

آخرین اخبار گروه

پربازدیدترین گروه