۲۹ بهمن؛ ایستادگی و غیرت تبریزیها در مقابل استبداد
بیستونهم بهمن ۱۳۵۶، نقطهای درخشان در حافظه تاریخی ایران است؛ روزی که تبریز با قیامی خونین اما آگاهانه، سکوت تحمیلشده پس از کشتار قم را در هم شکست و انقلاب را از یک جرقه به یک جریان توقفناپذیر بدل کرد.
، محمد مهدی اکبرزاده در یادداشتی به مناسبت قیام مردم غیور تبریز نوشت:
۲۹ بهمن، روز نمایش قدرت اجتماعی ملتی بود که دیگر حاضر به تحمل تحقیر نبود. هنوز چهلم شهدای ۱۹ دی در قم فرا نرسیده بود که تبریز تصمیم گرفت پرچم یادآوری و انتقام تاریخی را بلند کند. رژیم تصور میکرد سرکوب قم، ترسی دائمی در جان مردم انداخته است، اما تبریز نشان داد که خون، اگر بر زمین بریزد، ریشه میشود نه پایان.
فضای شهر از روزهای قبل ملتهب بود. اعلامیههای علما دستبهدست میشد، بازار در التهاب فرو رفته بود و مساجد به کانون گفتوگوهای انقلابی تبدیل شده بودند. مردم میدانستند مراسم چهلم، فقط یک آیین سوگواری نیست؛ فرصتی است برای اعلام حضور دوباره در صحنه. صبح ۲۹ بهمن، حرکت مردم به سمت مسجد قزللی، حرکتی آرام اما سرشار از تصمیم بود؛ جمعیتی که میدانست ممکن است بازگشتی در کار نباشد.
جرقهای که شهر را شعلهور کرد
وقتی مأموران رژیم درهای مسجد را بستند، آنچه رخ داد یک برخورد ساده انتظامی نبود؛ شکستن حرمت مکان مقدس، جرقهای روانی بود که سد ترس را فرو ریخت. اهانت مأمور شهربانی به روحانیت و مردم، لحظه انفجار را رقم زد. شهادت محمد تجلا، جوانی که به نماد نخستین خون قیام بدل شد، شهر را از حالت تجمع به خیزش تبدیل کرد. خبر مثل برق در تبریز پیچید؛ مغازهها بسته شد، بازار تعطیل شد، و مردم از محلات مختلف به مرکز شهر سرازیر شدند.
خیابانها به سرعت چهره جنگ شهری گرفت. اما این خشم، بیهدف نبود. مردم با نوعی آگاهی سیاسی کمنظیر، نمادهای وابستگی و فساد را هدف قرار دادند. مراکز حزب رستاخیز، مشروبفروشیها، سینماها و بانکها به عنوان نشانههای نظام وابسته، مورد حمله قرار گرفتند. این رفتار نشان میداد قیام، صرفاً انفجار احساسات نیست؛ یک اعتراض ایدئولوژیک و اجتماعیِ جهتدار است.
شکست هیبت حکومت نظامی
نیروهای انتظامی به سرعت کنترل را از دست دادند. گزارشها حاکی از آن بود که بسیاری از مأموران در برابر حجم جمعیت دچار سردرگمی شده بودند. حکومتِ محمدرضا شاه پهلوی که خطر را جدی دید، ارتش را وارد میدان کرد. حضور تانکها در خیابانهای تبریز تصویری تکاندهنده بود: حکومتی مسلح تا دندان، در برابر مردمی با دست خالی.
اما همین صحنه، نتیجهای معکوس داشت. ورود ارتش به معنای اعتراف به وحشت رژیم بود. مردم دریافتند که قدرت واقعی، نه در اسلحه بلکه در اجتماع است. درگیریها ساعتها ادامه یافت و دهها نفر به شهادت رسیدند. با این حال، شهر تسلیم نشد؛ حتی پس از استقرار نیروهای نظامی، روح قیام خاموش نگردید.
قیام تبریز ضربهای مستقیم به روایت «ثبات» حکومت زد؛ روایتی که حتی متحدان خارجی شاه، از جمله دولت جیمی کارتر، بر آن تأکید میکردند. ۲۹ بهمن نشان داد زیر پوست این ثبات ظاهری، جامعهای در آستانه انفجار قرار دارد.
تولد زنجیره چهلمها
مهمترین پیامد راهبردی قیام تبریز، تثبیت الگوی «چهلمها» بود. تبریز ثابت کرد که سوگواری میتواند به موتور حرکت سیاسی تبدیل شود. چهلم شهدای تبریز، شهرهای دیگر را به خروش آورد: یزد، جهرم، اهواز و دهها نقطه دیگر. این زنجیره، ضربآهنگ انقلاب را تنظیم کرد و اعتراضات پراکنده را به موجی ملی تبدیل ساخت.
از این منظر، ۲۹ بهمن یک حلقه واسط تاریخی است: پلی میان قیام قم و خیزش سراسری ۵۷. تبریز انقلاب را از حالت منطقهای خارج کرد و به آن بُعد ملی داد. از آن پس، رژیم دیگر با یک شهر معترض روبهرو نبود؛ با ملتی در حال بیداری طرف بود.
میراث ماندگار یک روز خونین
امروز، ۲۹ بهمن نه فقط یادآور یک درگیری، بلکه نماد سه عنصر کلیدی در تاریخ معاصر ایران است: ایمان، سازمان اجتماعی و شجاعت مدنی. مردم تبریز نشان دادند که قیام، بدون رهبری اخلاقی و انسجام اجتماعی دوام نمیآورد. پیوند بازار، روحانیت، جوانان و طبقات مختلف شهری، الگویی ساخت که در ماههای بعد در سراسر کشور تکرار شد.
این قیام ثابت کرد که تاریخ را گاهی یک روز میسازد؛ روزی که مردم تصمیم میگیرند دیگر عقب ننشینند. ۲۹ بهمن، روزی بود که تبریز از یک شهر به یک پیام تبدیل شد. پیامی روشن: وقتی اراده جمعی بیدار شود، حتی مستحکمترین ساختارهای قدرت نیز ترک برمیدارند.
سلام بر یاد آن روز، سلام بر مردمی که خیابان را به صحنه تاریخ تبدیل کردند، و سلام بر شهری که نشان داد پیشاهنگ بودن، یک عنوان نیست؛ یک مسئولیت تاریخی است.
ارسال نظر