خبرگزاری موج گزارش می دهد؛
اهداف اروپا از تشکیل ائتلاف دریایی در تنگه هرمز چیست؟
فرانسه و انگلیس در نشست ناتو، ایده تشکیل ائتلاف دریایی بین المللی برای حضور در تنگه هرمز را ارائه دادند. این طرح به طور قطع با مخالفت شدید ایران روبرو خواهد شد.
، روز سه شنبه (۱۶ تیر) وزرای خارجه کشورهای عضو ناتو و کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس در آنکارا گردهم آمدند. در این جلسه پیشنهاد مشترک فرانسه و انگلیس در خصوص تشکیل یک مأموریت چندملیتی دریایی در تنگه هرمز با هدف «تضمین آزادی کشتیرانی» سیار مباحث مطرح شده را تحت الشعاع قرار داد. اگرچه این ایده از ابتدای سال جاری و با بروز بحران در تنگه هرمز متدثر از حمله مشترک آمریکا و اسرائیل به ایران، نیز مطرح شده بود، اما نخستین بار است که در سطح رسمی و در قالب گفتوگوهای ناتو و کشورهای عربی خلیج فارس روی میز قرار میگیرد.
در نگاه نخست، ممکن است این طرح صرفاً اقدامی برای حفاظت از خطوط کشتیرانی تلقی شود، اما بررسی روند تحولات ماههای اخیر نشان میدهد اروپا اهداف راهبردی گستردهتری را دنبال میکند؛ اهدافی که میتواند بر معادلات امنیتی خلیج فارس و جایگاه جمهوری اسلامی ایران در این منطقه اثرگذار باشد.
طبق این ایده، فرانسه و انگلیس ادعا دارند مأموریت پیشنهادی آنها ماهیتی «دفاعی» دارد و هدفش جلوگیری از اخلال در عبور و مرور کشتیهای تجاری است. با این حال، واقعیت آن است که هرگونه استقرار نیروی دریایی چندملیتی در یکی از حساسترین آبراههای جهان، صرفاً یک اقدام فنی یا لجستیکی نیست، بلکه بخشی از فرآیند شکلدهی به نظم امنیتی جدید در خلیج فارس محسوب میشود.
در سالهای گذشته، اروپا در مقایسه با آمریکا نقش محدودتری در امنیت منطقه خلیج فارس ایفا میکرد. اما جنگ اخیر و آسیبپذیری زنجیره تأمین انرژی، این جمعبندی را در پایتختهای اروپایی تقویت کرده که وابستگی کامل به تصمیمات واشنگتن، منافع بلندمدت آنها را تضمین نمیکند. از همین رو، فرانسه و انگلیس تلاش میکنند ابتکار عمل را در دست بگیرند و خود را بهعنوان یکی از بازیگران اصلی امنیت دریایی خلیج فارس تثبیت کنند.
نکته مهم آنکه اروپایی ها علیرغم درخواست ترامپ در جریان جنگ ۳۹ روزه، وارد این نبرد نشدند و نپذیرند ناتو نیز دست به اقدامی در این راستا بزند. اما پرسش این است که چرا اروپا اکنون وارد عمل شده است؟
نخستین دلیل، نگرانی اقتصادی است. حدود یکپنجم تجارت جهانی نفت از تنگه هرمز عبور میکند و هرگونه اختلال در این مسیر، مستقیماً بر اقتصاد اروپا اثر میگذارد. تجربه ماههای گذشته نشان داد حتی تهدید به ناامن شدن این آبراه، میتواند بازار انرژی را با شوک مواجه کند. از این منظر، اروپا امنیت هرمز را بخشی از امنیت اقتصادی خود میداند.
دلیل دوم، ملاحظات ژئوپلیتیکی است. اروپا در تلاش است نشان دهد صرفاً دنبالهرو سیاستهای آمریکا نیست و میتواند در بحرانهای بینالمللی، ابتکار مستقلی ارائه دهد. به همین علت نیز در طراحی این مأموریت، بر استقلال آن از عملیات نظامی آمریکا تأکید شده است.
سومین عامل، نگرانی کشورهای عربی خلیج فارس است. برخی دولتهای عربی در ماههای اخیر نسبت به امنیت مسیرهای صادرات انرژی و تجارت دریایی ابراز نگرانی کردهاند و اروپا تلاش میکند با ارائه یک چارچوب امنیتی، به این دغدغهها پاسخ دهد.
مخالفت ایران با حضور هرگونه نیروهای خارجی در تنگه هرمز
از نگاه تهران، امنیت خلیج فارس باید توسط کشورهای منطقه تأمین شود و حضور نیروهای نظامی فرامنطقهای نهتنها امنیتآفرین نیست، بلکه میتواند زمینهساز افزایش تنشها باشد. ایران بارها اعلام کرده است با هرگونه حضور نظامی جدید قدرتهای خارجی در تنگه هرمز مخالف است و این موضوع را مغایر با امنیت پایدار منطقه میداند. مسئله مهمتر آنکه تنگه هرمز در حوزه حاکمیت ایران قرار دارد و هیچ کشوری اجازه ندارد برای آن تعیین تکلیف کند. این یک قانون بیش از 2500 ساله است و در تمام این سالها، ایران بر این حوزه حاکمیت مطلق داشته است. با این حال عمان به عنوان کشور ساحلی این تنگه در قسمت شمالی، نیز می تواند در خصوص قوانینی که قرار است در خصوص مدیریت عبور و مرور تدوین شود، نقش داشته باشد.
براین اساس ایجاد یک سازوکار دائمی برای حضور نظامی غرب در مجاورت مرزهای آبی ایران یک تهدید محسوب می شود. تجربه دو دهه گذشته نشان داده است مأموریتهای موقت امنیتی در بسیاری از موارد به حضور بلندمدت نیروهای خارجی منجر شده و به مرور زمان دامنه مأموریت آنها گسترش یافته است. از منظر راهبردی جمهوری اسلامی همواره تأکید کرده امنیت خلیج فارس باید بر پایه همکاری کشورهای ساحلی شکل بگیرد. در چنین چارچوبی، ورود یک ائتلاف دریایی جدید میتواند این الگو را تحتالشعاع قرار دهد.
چقدر امکان اجرایی شدن ایده مأموریت بین المللی برای تنگه هرمز وجود دارد؟
واقعیت این است که که تحقق پیشنهاد فرانسه و انگلیس با موانع قابل توجهی روبهرو است. نخستین مانع، مخالفت صریح ایران است. افزون بر این، برخی اعضای ناتو نیز نسبت به ورود به یک مأموریت پرهزینه و حساس در خلیج فارس تردید دارند. به همین دلیل، بسیاری از دیپلماتهای اروپایی معتقدند در شرایط فعلی، این ابتکار بیش از آنکه یک طرح اجرایی باشد، یک ابزار سیاسی برای افزایش فشار دیپلماتیک و نمایش نقشآفرینی اروپا در معادلات امنیتی منطقه است.
صرفنظر از اینکه این مأموریت به مرحله اجرا برسد یا خیر، طرح آن نشان میدهد که رقابت بر سر معماری امنیت خلیج فارس وارد مرحله جدیدی شده است. پیش بینی می شود حتی اگر اروپا با همراهی برخی کشورهای منطقه به دنبال عملیاتی کردن این برنامه باشد، دیگر فقط دیپلماسی نیست که ابزار تهران خواهد بود بلکه ایران به مانند دو جنگ گذشته با ابزارهای نظامی برای اعمال حاکمیتش بر تنگه هرمز که بخش مهمی از ایران محسوب می شود، وارد میدان خواهد شد.
ارسال نظر