خبرگزاری موج گزارش می دهد؛
تقابل ایران و آمریکا در فضای رسانه ای
با اهمیت پیدا کردن نقش رسانه در شکل دادن به افکار عمومی و لزوم داشتن مشروعیت مردمی برای پیشبرد سیاست ها، مفهموم جنگ روایت ها وارد فضای سیاسی دنیا شد. در همین راستا امروز بخشی از تقابل ایران و آمریکا به نبرد در عرصه روایت ها بر می گردد.
، پس از توافق آمریکا و ایران بر سر آتش بس در ۱۹ فروردین، تحرکات دیپلماتیک برای تبدیل تعلیق جنگ به پایان رسمی درگیری نظامی آغاز شد. در این میان پاکستان به عنوان میانجی اصلی و پس از ورود قطر به عنوان میانجی دوم، اقدامات زیادی صورت دادند که به امضای یک یادداشت تفاهم و سپس به نشست سوئیس در ۳۱ خرداد منتهی شد. در پایان گفتگوهای چندین ساعته بین طرف ها، بیانیه ای توسط پاکستان و قطر منتشر شد همچنین توافقات صورت گرفت که براساس آن مقرر گردید مجور فروش نفت برای ایران صادر شود، محاصره دریایی لغو گردد، بخشی از اموال مسدود شده ایران آزاد شود. اما این همه ماجرا نبود. زیرا آنچه در زیر سطح این تحولات در حال رخ دادن بود، جنگ روایت ها بود.
در این راستا طرف آمریکایی تلاش کرد و همچنان تلاش دارد روایت رسانه ای را به نفع خود کنترل تا از این طریق فشارهای بین المللی و داخلی خود را در خصوص عدم موفقیت در دستیابی به اهدافش از طریق جنگ کاهش دهد.
در روایت رسمی واشنگتن، مذاکرات سوئیس بهعنوان یک مسیر «مدیریت بحران موفق» معرفی میشود. مقامات آمریکایی از پیشرفت در ایجاد چارچوب توافق، کاهش تنش و حتی شکلگیری سازوکارهای نظارتی جدید سخن میگویند. در این چارچوب، آمریکا تلاش دارد خود را نه بهعنوان طرف درگیر در بحران، بلکه بهعنوان مدیر روند مهار بحران نشان دهد.
این روایت چند هدف مشخص را دنبال میکند: اول، تثبیت تصویر یک دولت فعال در دیپلماسی بحران؛ دوم، توجیه فشارهای گذشته و احتمالی آینده علیه ایران؛ و سوم، آمادهسازی افکار عمومی داخلی و متحدان غربی برای پذیرش یک توافق احتمالی. در این چارچوب، حتی اگر مذاکرات به نتیجه کامل نرسد، واشنگتن تلاش میکند «فرآیند مذاکره» را خود بهعنوان یک دستاورد معرفی کند.
از سوی دیگر، در برخی مواضع رسمی و رسانهای آمریکایی، همچنان بر «نگرانیهای امنیتی درباره برنامه هستهای ایران» و «رفتار منطقهای تهران» تأکید میشود؛ موضوعی که در واقع تلاش دارد چارچوب امنیتی روایت را حفظ کند و مانع از تبدیل مذاکرات به یک فرآیند صرفاً اقتصادی یا سیاسی شود.
در همین فضا شاهد هستیم ونس در اظهاراتی خلاف واقع، عنوان می کند اموال آزاد شده ایران قرار است صرف پر کردن جیب کشاورزان آمریکایی شود!! در حالی که طبق توافق صورت گرفته بانک مرکزی ایران می تواند نیازهایش را از هر کشوری که مایل باشد، تهیه کند و اجباری به خرید از محصولات آمریکا ندارد.
در این میان، تهران این مذاکرات را در چارچوبی کاملاً متفاوت بازنمایی میکند. در روایت ایرانی، مذاکرات سوئیس در حالی صورت گرفت که ایران تحت فشارهای شدید نظامی و اقتصادی زیر بار خواست آمریکا نرفت، تا جایی که امروز دولت ترامپ مجبور شد برای بار سوم از زمان روی کار آمدنش وارد روندهای دیپلماتیک برای رسیدن به توافق با جمهوری اسلامی ایران شود.
در این روایت، تأکید اصلی بر چند محور قرار دارد: نخست، بیاعتمادی ساختاری نسبت به نیت آمریکا؛ دوم، تأکید بر حق ایران برای ادامه برنامه هستهای صلحآمیز؛ و سوم، برجستهسازی نقش تحریمها بهعنوان ابزار سیاسی. در این چارچوب، هرگونه پیشرفت در مذاکرات نیز نه بهعنوان امتیاز آمریکا، بلکه بهعنوان نتیجه «مقاومت دیپلماتیک ایران» بازتعریف میشود. براین اساس است که اسماعیل بقائی در پاسخ به خبرنگار سیاسی خبرگزاری موج تأکید می کند آنچه در سوئیس به دست آمد «امتیاز» نبود بلکه پس گرفتن بخشی حقوق تضییع شده ملت ایران بود.
آنچه این جنگ روایتها را پیچیدهتر کرده، نقش رسانههای بینالمللی و شبکههای خبری در بازتولید و گاه تشدید این دوگانه است. براین اساس نقش رسانه های داخلی کشورمان اهمیت می یابد. بها دادن به اظهارات ضد و نقیض مقامات آمریکایی به ویژه شخص ترامپ، نه تنها به مخدوش شدن چهره واقعیات در حال وقوع منجر می شود بلکه روایت دروغین آمریکا را تقویت می کند.
براین اساس با توجه به اهمیت رسانه در این فضا، مذاکرات دیگر صرفاً گفتوگو بر سر متن توافق نیست، بلکه بخشی از یک «جنگ ادراکی» گستردهتر است. هر جملهای که از سوی مقامات آمریکایی یا ایرانی منتشر میشود، بلافاصله در قالب یک پیام سیاسی بازتفسیر میگردد. حتی واژههایی مانند پیشرفت، تفاهم، محدودیت یا شفافیت در دو سوی ماجرا معانی متفاوتی پیدا میکنند.
ارسال نظر