خبرگزاری موج گزارش می دهد؛
مازندران تشنهی نگاه ملی؛ زیرساختهایی که زیر بار گردشگری خم شد
نشست خبری مدیرعامل شرکت آب و فاضلاب مازندران به مناسبت هفته صرفهجویی در مصرف آب، بیش از آنکه مرور عملکرد یک دستگاه اجرایی باشد، روایت واقعیتهایی بود که پشت چهره سرسبز این استان پنهان مانده است؛ واقعیتی از منابع آبی تحت فشار، شبکههایی که سالهاست نیازمند نوسازیاند و استانی که برای ادامه نقش ملی خود در میزبانی از میلیونها ایرانی، بیش از هر زمان دیگری به نگاه ملی در حوزه زیرساختها نیاز دارد.
، مازندران سالهاست میزبان ایران است؛ استانی که در هر تعطیلی جادههایش مملو از مسافر میشود، شهرهایش از حضور گردشگران جان تازه میگیرند و روستاهایش پذیرای جمعیتی میشوند که گاه چندین برابر ساکنان دائمی آن است. اما پشت این چهره پرجنبوجوش و سرسبز، واقعیتی کمتر دیدهشده جریان دارد؛ واقعیتی که در لولههای فرسوده آب، مخازن ناکافی، چاههای تحت فشار و سفرههای زیرزمینی خسته خود را نشان میدهد.
مازندران را «نگین سبز ایران» مینامند؛ سرزمینی که نامش با باران، جنگل و رودخانه گره خورده است ، با این حال، همین استان امروز با چالشهایی روبهروست که شاید در نگاه نخست با این تصویر همخوانی نداشته باشد. استانی که سالانه پذیرای حدود ۱۷ میلیون مسافر است، همچنان بر اساس جمعیت ثابت سه میلیون و پانصد هزار نفری برنامهریزی و ارزیابی میشود؛ شکافی که به تدریج خود را در کیفیت خدمات، فرسودگی زیرساختها و افزایش تنشهای آبی نشان داده است.
مدیرعامل شرکت آب و فاضلاب مازندران با تأکید بر ضرورت تغییر رویکرد در برنامهریزی و تخصیص اعتبارات گفت: مازندران به دلیل میزبانی سالانه حدود ۱۷ میلیون مسافر و جمعیت شناور چند میلیونی، دیگر صرفاً یک استان نیست و باید با نگاه ملی دیده شود؛ زیرا زیرساختهای فعلی آن برای جمعیتی حدود سه میلیون و پانصد هزار نفر طراحی شده است.
این سخنان در واقع بازتاب یکی از قدیمیترین و در عین حال مغفولترین چالشهای مازندران است؛ استانی که سالهاست میزبان میلیونها ایرانی است، اما همچنان در بسیاری از شاخصهای برنامهریزی، بودجهریزی و تخصیص منابع بر مبنای جمعیت ثابت خود سنجیده میشود. در حالی که بخش قابل توجهی از خدمات عمومی استان نه تنها به ساکنان مازندران، بلکه به میلیونها مسافر، گردشگر و مالکان واحدهای غیردائم ارائه میشود.
در عمل، آنچه بر شبکههای خدماتی استان تحمیل میشود بسیار فراتر از ظرفیتهای پیشبینیشده است. جادهها، مراکز درمانی، شبکه برق، سامانههای جمعآوری پسماند و بهویژه تأسیسات آب و فاضلاب در بسیاری از روزهای سال با جمعیتی مواجه میشوند که چندین برابر جمعیت رسمی استان است. این افزایش ناگهانی تقاضا، فشار مضاعفی بر زیرساختهایی وارد میکند که اغلب دههها پیش و بر اساس نیازهای جمعیتی بسیار کمتر طراحی شدهاند.
برارزاده با اشاره به شرایط خاص مازندران اظهار کرد: در ایام تعطیلات و مناسبتهای مختلف، جمعیت استان گاه به بیش از ۱۰ میلیون نفر میرسد، در حالی که زیرساختهای موجود برای جمعیت ثابت حدود سه میلیون و پانصد هزار نفر طراحی شدهاند.
این شکاف میان ظرفیت زیرساختها و حجم واقعی خدماتگیرندگان، بیش از هر جا در حوزه آب خود را نشان میدهد. در روزهای اوج سفر، مصرف آب به شکل قابل توجهی افزایش مییابد، مخازن ذخیره تحت فشار قرار میگیرند، ایستگاههای پمپاژ با حداکثر توان فعالیت میکنند و شبکههای فرسوده ناچارند چندین برابر شرایط عادی خدمات ارائه دهند. در برخی روستاها و مناطق گردشگرپذیر، جمعیت حاضر در تعطیلات چند برابر جمعیت بومی است و همین مسئله تأمین آب پایدار را با دشواریهای جدی روبهرو کرده است.
از سوی دیگر، هزینه این میزبانی تنها به افزایش مصرف آب محدود نمیشود. فرسودگی سریعتر تأسیسات، افزایش هزینههای نگهداری و تعمیرات، نیاز به توسعه شبکهها، احداث مخازن جدید و تأمین منابع آبی بیشتر، همگی پیامدهای مستقیم حضور میلیونها مسافر در استانی است که بخش مهمی از اقتصاد گردشگری کشور را بر دوش میکشد.
وی همچنین افزود: مردم مازندران در تمام طول سال بار میزبانی از میلیونها مسافر را بر دوش میکشند و طبیعی است که تأمین زیرساختهای متناسب با این شرایط نیز باید با نگاه ملی دنبال شود.
واقعیت این است که مازندران تنها به ساکنان خود خدمات ارائه نمیکند؛ این استان در عمل بخشی از زیرساختهای رفاهی و گردشگری کشور را تأمین میکند. از همین رو بسیاری از کارشناسان معتقدند تخصیص اعتبارات بر اساس جمعیت ثابت پاسخگوی نیازهای واقعی استان نیست و باید شاخصهایی مانند جمعیت شناور، حجم گردشگر و نقش ملی مازندران در معادلات توسعهای کشور مورد توجه قرار گیرد؛ زیرا تداوم وضعیت فعلی فشار بر منابع طبیعی و زیرساختهای حیاتی استان را بیش از پیش افزایش خواهد داد.
پارادوکس آب در سرزمین باران
چالش آب در مازندران تنها به زیرساختها محدود نمیشود؛ الگوی مصرف نیز به یکی از دغدغههای مهم تبدیل شده است. میانگین مصرف آب در شهرهای استان به ۱۹۱ لیتر و در روستاها به ۲۱۳ لیتر در شبانهروز میرسد؛ ارقامی که فاصله محسوسی با الگوی استاندارد مصرف دارند.
این آمار زمانی نگرانکنندهتر میشود که بدانیم ۶۳ درصد مشترکان خانگی استان بیش از الگوی تعیینشده آب مصرف میکنند. در چنین شرایطی مدیریت مصرف و فرهنگسازی عمومی، در کنار توسعه زیرساختها، به یکی از ارکان اصلی تأمین آب پایدار تبدیل شده است.
عقبماندگی فاضلاب؛ تهدیدی برای محیط زیست
در کنار تأمین آب، وضعیت فاضلاب نیز از چالشهای مهم مازندران به شمار میرود. استانی که اقتصاد آن به گردشگری، کشاورزی و محیط زیست وابسته است، نمیتواند نسبت به توسعه شبکههای جمعآوری و تصفیه فاضلاب بیتفاوت باشد.
در حالی که میانگین پوشش فاضلاب در کشور حدود ۵۷ درصد است، این شاخص در مازندران تنها به حدود ۲۳ درصد میرسد. این فاصله قابل توجه نشان میدهد استان همچنان با عقبماندگی تاریخی در این حوزه روبهرو است؛ موضوعی که در صورت تداوم، میتواند کیفیت منابع آب سطحی و زیرزمینی را نیز تحت تأثیر قرار دهد.
مطالبهای فراتر از بودجه
آنچه از مجموع سخنان مدیرعامل آبفای مازندران برمیآید، صرفاً درخواست افزایش اعتبارات نیست؛ بلکه مطالبهای برای اصلاح نگاه برنامهریزی کشور به استانی است که بخش مهمی از بار گردشگری ایران را بر دوش میکشد.
به گزارش خبرگزاری موج، مازندران امروز نه تنها برای سه میلیون و پانصد هزار ساکن خود، بلکه برای میلیونها مسافری که در طول سال وارد این استان میشوند، آب، خدمات و زیرساخت فراهم میکند. از همین رو تأمین آب پایدار، حفاظت از منابع زیرزمینی، توسعه شبکههای فاضلاب و بازسازی زیرساختهای فرسوده دیگر یک مطالبه محلی نیست؛ بلکه ضرورتی ملی برای حفظ پایداری زیستمحیطی، گردشگری و اقتصادی یکی از مهمترین استانهای کشور است.
شاید مسئله اصلی مازندران کمبود آب نباشد؛ مسئله اصلی، کمبود زیرساختهایی است که بتوانند این نعمت را برای نسلهای آینده حفظ کنند.
ارسال نظر