یک روانشناس در گفتوگو با خبرگزاری موج:
چه زمانی بعد از بحران باید به روانشناس مراجعه کنیم؟/ نشانههایی که نباید نادیده گرفت
یک مشاور و رواندرمانگر با هشدار نسبت به پیامدهای پنهان بحرانها و جنگ بر سلامت روان افراد گفت: بسیاری از انسانها در شرایط بحرانی، آسیبهای روانی خود را عادی تلقی میکنند.
الهام ظهرابنیا مشاور و رواندرمانگر در گفتوگو با خبرنگار اجتماعی خبرگزاری موج، درباره پیامدهای روانی بحرانها و جنگ بر افراد و جامعه اظهار داشت: بعد از بحرانهایی مانند جنگ، بسیاری از افراد لزوماً متوجه آسیب روانی خود نمیشوند، زیرا ذهن انسان در شرایط بحرانی ابتدا بر «بقا و زنده ماندن» تمرکز میکند.
وی افزود: در چنین شرایطی اضطراب، بیخوابی، تحریکپذیری یا حتی بیحسی عاطفی برای فرد عادی جلوه میکند، چون تصور میکند همه اطرافیان نیز همین وضعیت را تجربه میکنند.
این مشاور و رواندرمانگر با اشاره به موانع فرهنگی در پذیرش آسیبهای روانی تصریح کرد: در برخی جوامع که تجربه جنگ یا بحران را پشت سر گذاشتهاند، «تحمل کردن» و «قوی ماندن» به یک ارزش فرهنگی تبدیل میشود و همین مسئله باعث میشود افراد درخواست کمک روانشناختی را نشانه ضعف تلقی کنند.
ظهرابنیا ادامه داد: از سوی دیگر، ذهن انسان برای ادامه زندگی گاهی شدت آسیب را موقتاً نادیده میگیرد و به همین دلیل ممکن است فرد سالها بعد تازه متوجه اثرات روانی بحران شود.
وی تأکید کرد: به همین علت آگاهیرسانی درباره سلامت روان پس از بحران اهمیت زیادی دارد، زیرا کمک روانشناختی فقط مختص افرادی با علائم شدید نیست، بلکه بخشی از روند طبیعی ترمیم فرد و جامعه بعد از تجربههای دشوار جمعی محسوب میشود.
این رواندرمانگر درباره نشانههایی که میتواند بهعنوان «زنگ خطر» در سلامت روان شناخته شود نیز توضیح داد: معمولاً تغییراتی که نسبت به وضعیت عادی فرد ایجاد میشود و برای مدتی ادامه پیدا میکند، باید جدی گرفته شود.
ظهرابنیا گفت: یکی از نخستین نشانهها، تغییر رفتار است؛ برای مثال فرد ممکن است گوشهگیرتر شود، علاقه خود را به فعالیتهای روزمره از دست بدهد، زودتر عصبانی شود یا تحملش در برابر مسائل عادی کاهش پیدا کند.
وی افزود: از نظر ذهنی نیز نگرانی و اضطراب مداوم، احساس ناامنی، بیخوابی یا تکرار خاطرات و تصاویر آزاردهنده از تجربههای سخت، از دیگر نشانههایی است که نباید نادیده گرفته شود.
این مشاور و رواندرمانگر خاطرنشان کرد: برخی افراد نیز دچار نوعی بیحسی عاطفی میشوند و احساس میکنند دیگر مانند گذشته لذت یا هیجان را تجربه نمیکنند.
ظهرابنیا با اشاره به ارتباط مستقیم سلامت روان و جسم تصریح کرد: فشارهای روانی معمولاً خود را در بدن نیز نشان میدهند و علائمی مانند اختلال خواب، خستگی مداوم، سردرد، تپش قلب یا دردهای بدنی بدون علت پزشکی مشخص میتواند با استرس و تجربههای دشوار مرتبط باشد.
وی تأکید کرد: دریافت کمک تخصصی در این شرایط میتواند از عمیقتر شدن مشکلات جلوگیری کند و به افراد کمک کند سریعتر به تعادل روانی بازگردند.
این رواندرمانگر درباره پیامدهای بلندمدت بیتوجهی به آسیبهای روانی ناشی از بحران گفت: اگر این آسیبها بدون رسیدگی باقی بمانند، معمولاً فقط به همان دوره کوتاه محدود نمیشوند و میتوانند سالها بر زندگی فرد اثر بگذارند.
ظهرابنیا افزود: در چنین شرایطی احتمال تداوم اضطراب، افسردگی، فرسودگی روانی و حتی اختلال استرس پس از سانحه افزایش پیدا میکند و این مسائل میتواند عملکرد روزانه افراد را نیز تحت تأثیر قرار دهد.
وی ادامه داد: این وضعیت تنها یک مسئله فردی نیست و در سطح اجتماعی نیز پیامدهایی مانند کاهش اعتماد اجتماعی، افزایش تنشهای خانوادگی و کاهش احساس امنیت روانی در جامعه را به دنبال دارد.
این مشاور و رواندرمانگر با اشاره به آثار این مشکلات بر زندگی شغلی و خانوادگی تصریح کرد: کاهش تمرکز، خستگی روانی، دشواری در تصمیمگیری و فرسودگی میتواند کیفیت عملکرد شغلی را کاهش دهد و حتی باعث بیثباتی شغلی شود.
ظهرابنیا خاطرنشان کرد: در روابط خانوادگی و اجتماعی نیز ممکن است افراد در کنترل خشم یا برقراری ارتباط عاطفی دچار مشکل شوند که این مسئله به تنش در روابط نزدیک منجر میشود.
وی در پایان گفت: امروز در بسیاری از کشورهای دنیا، سلامت روان پس از بحران بخشی از فرآیند بازسازی اجتماعی محسوب میشود و رسیدگی به آن، ضرورتی جدی برای بازگشت جامعه به آرامش و ثبات است.
ارسال نظر