خبرگزاری موج مازندران گزارش می‌دهد؛

رنجِ سبز در شالیزارهای مازندران؛ وقتی آمارها با واقعیتِ سفره کشاورز فاصله دارند

پشت تصویر زمردین و امیدبخش شالیزارهای مازندران روایتی از استرس، گرانی نهاده‌ها و بیم‌ و امیدهای لرزان نهفته است و شالیکاران در میان گل‌ولای مزرعه، از دخل‌ و خرجی می‌گویند که دیگر با هم نمی‌خواند.

تیموری  رئیس سازمان جهاد کشاورزی مازندران
به گزارش خبرگزاری موج از مازندران

 ،مازندران این روزها بوی آب، خاک و ساقه‌های تازه برنج می‌دهد و نشاکاری در دشت‌های پهناور این استان، از شرقی‌ترین نقطه در گلوگاه تا غربی‌ترین مزارع رامسر، به اوج خود رسیده است و تا چشم کار می‌کند، سبزیِ خیره‌کننده‌ای است که گویی زمین را به آسمان پیوند می‌زند؛ اما این تمامِ ماجرا نیست و در پسِ این قاب‌های تماشایی که خوراک دوربین گردشگران و لنز رسانه‌هاست، حقیقتی به نام «رنج» ریشه دوانده است.

IMG_20260512_233405_693

صدای مزرعه؛ شالیکاری یا مقاومت هویتی؟

وقتی از «صدای مزرعه» صحبت می‌کنیم، منظورمان نه صدای دلنواز آب، بلکه فریادِ بی‌صدای کشاورزی است که میان دوراهیِ «اقتصاد» و «غیرت» ایستاده است و به تناقضی می‌پردازد که زندگی هزاران مازندرانی را در بر گرفته است .

کشاورزی با بیش از ۲۰ سال سابقه شالیکاری می‌گوید: نشاکاری از دور قشنگ است، اما برای ما یعنی استرس مطلق .. وقتی هزینه بذر، کود، سم، شخم و کارگر را کنار هم می‌گذاریم و جمع می‌زنیم، می‌بینیم آخر فصل اصلاً معلوم نیست محصول را با چه قیمتی بخرند و اینجاست که تولید محصول، جای خود را به تلاشی برای بقا می‌دهد و بسیاری از شالیکاران اعتراف می‌کنند که تنها به امید حفظ «زمین پدری» و جلوگیری از تبدیل شدن شالیزار به ویلا، به این کار طاقت‌فرسا ادامه می‌دهیم .

و در واقع، آن‌ها نه برای سود اقتصادی، بلکه برای بقای هویتِ سبز شمال در سنگر تولید ایستاده‌اند.

 

پارادوکس آب و زیرساخت‌های فرسوده

مازندران ؛ جایی که فراوانیِ بارش با ضعفِ توزیع در هم آمیخته و بحرانی به نام «تشنگی در عینِ پرآبی» را رقم زده است و واقعیت این است که در مازندران، مشکل نه در کمبود منابع طبیعی، بلکه در فرسودگی زیرساخت‌هایی است که توانِ انتقال و مدیریت عادلانه‌ی آب را ندارند و لایروبی نشدن انهار و آماده نبودن آب‌بندان‌ها باعث شده تا در لحظات حیاتی نشاکاری که نیاز به آب همگانی و فوری است، سیستم توزیع فلج شود و نوعی ترافیک آبی شکل بگیرد و این ناکارآمدی ساختاری، شالیکار را در موقعیتی ناعادلانه قرار می‌دهد؛ و او نه تنها باید با زمان بجنگد تا زمینش از فصلِ کشت عقب نماند، بلکه ناچار است برای جبران کوتاهیِ متولیان در نوسازی شبکه‌های آب‌رسانی، هزینه‌های سنگینِ اجاره‌ی پمپ و تأمین سوخت را هم از جیب نحیف خود بپردازد. 

IMG_20260512_233320_144

در حقیقت، این بخش از گزارش روایتگر رنجی است که در آن، کشاورز به جای تمرکز بر تولید، باید جریمه‌ی مالیِ سوءمدیریت و فرسودگیِ سازه‌ها را به بهایِ بقای مزرعه‌اش پرداخت کند.

 

چاقوی تیز واسطه‌ها بر گلوی کشاورزان

نوسان قیمت و نبود بازار فروش مطمئن، ترجیع‌بند صحبت‌های تمام کشاورزان است و کشاورزان میگویند : سود اصلی را دلال‌ها می‌برند و وقتی محصول دست ماست، قیمت پایین است؛ اما چند ماه بعد همان برنج با چند برابر قیمت به دست مصرف‌کننده می‌رسد و نبود خرید تضمینی موثر، کشاورز خرد را مجبور می‌کند برای پرداخت بدهی، محصولش را ارزان و فوری بفروشد.

 

بیمه؛ چتری که در روز بارانی بسته است

مسئله بیمه نیز از دیگر محورهای گلایه است و روند دریافت خسارت چنان پیچیده و زمان‌بر است که کشاورز عطایش را به لقایش می‌بخشد و گاهی مبلغی که پرداخت می‌شود، حتی هزینه سموم مصرف شده را هم پوشش نمی‌دهد و جدی‌ترین آسیب در عدم تناسبِ میان مبالغ پرداختی و تورمِ حاکم بر نهاده‌های کشاورزی نهفته میماند و وقتی غرامتِ تخصیص‌یافته حتی توانِ پوشش هزینه‌های اولیه‌ای نظیر سموم مصرفی را ندارد، یعنی نظام بیمه‌ای از واقعیت‌های کفِ بازار عقب مانده و کارکردِ جبرانی خود را از دست داده است. این بن‌بستِ حمایتی عملاً کشاورز را در مواجهه با بلایای طبیعی و آفات، در یک خلاءِ حفاظتی قرار می‌دهد و ریسکِ تولید را به بالاترین حد ممکن می‌رساند.

 

زنان و جوانان ستون‌های پنهان شالیزار

اقتصاد نامرئی زنان روستایی ، کسانی که از دشوارترین مراحل تولید یعنی آماده‌سازی خزانه تا نشاکاری، دوشادوش مردان و گاه فراتر از آن‌ها تلاش می‌کنند، اما در ساختارهای قانونی و نظام‌های حمایتی، جایگاه تعریف‌شده‌ای ندارند و این خلأ در پوشش بیمه‌ای برای زنان، نشان‌دهنده‌ی یک شکاف جنسیتی در سیاست‌گذاری‌های روستایی است که در آن، زحمتِ فیزیکی و مدیریتِ میدانی زنان به رسمیت شناخته نمی‌شود و آن‌ها در عینِ حضور حداکثری در فرآیند تولید، در زمانِ نیاز به حمایت‌های اجتماعی، عملاً غایب فرض می‌شوند.

و کشاورزی می‌گوید: جوانان در گسستِ نسلی در روستاها مانده اند و فرارِ جوانان از کشاورزی نه به دلیلِ دوری از کار، بلکه واکنشی منطقی به عدمِ پیش‌بینی‌پذیری و سودآوریِ پایینِ این صنعت است و زمانی که کشاورزی از یک فعالیتِ اقتصادیِ مدرن و دانش‌بنیان به یک تلاشِ فرساینده برای بقا تقلیل می‌یابد، جذابیت خود را برای نسل جدید که به دنبال امنیت مالی و شأن حرفه‌ای است، از دست می‌دهد.

و در واقع، این روایت هشدار می‌دهد که تنها راهِ احیای روستاها و بازگشتِ جوانان، گذار از کشاورزیِ معیشتی و سنتی به سمتِ یک الگوی «علمی و اقتصادی» است؛ چرا که در شرایط فعلی، تولیدکننده تمام انرژی خود را صرفِ غرق نشدن در مشکلاتِ جاری می‌کند و دیگر مجالی برای نوآوری یا نگاه به آینده باقی نمی‌ماند.

IMG_20260512_233244_113

 

از نگاه مسئولان؛ آمارها چه می‌گویند؟

در لایه‌ی رسمی و مدیریتی، اسدالله تیموری یانسری، سرپرست سازمان جهاد کشاورزی مازندران، با تکیه بر آمارهای عملیاتی از تحقق ۷۰ درصدی مکانیزاسیون در فرآیند نشاکاری استان خبر می‌دهد و میگوید : رویکردی که نشان‌دهنده تمرکز حاکمیت بر «نوسازی فنی» برای صیانت از قطب تولید برنج کشور است و بنا بر آمارهای ارائه شده از مجموع ۲۲۸ هزار هکتار اراضی شالیزاری تاکنون ۱۵۵ هزار هکتار زیر کشت رفته که سهم قابل‌توجهی از آن یعنی معادل ۱۰۶ هزار هکتار به صورت مکانیزه انجام شده است و این تکیه بر اعداد و ارقام، در واقع بازتاب‌دهنده راهبردِ کلانِ این سازمان برای حفظ سهم استراتژیک و ۴۰ درصدی مازندران در امنیت غذایی ایران است و در این نگاهِ تکنوکراتیک، توسعه‌ی ناوگان ماشینی و انضباط در مدیریت منابع آب، ابزارهای محوری برای مهار هزینه‌های تولید و تطبیق با چالش‌های اقلیمی محسوب می‌شوند؛ مسیری که مدیریت کشاورزی استان امیدوار است با تکمیل عملیات کاشت در هفته‌های آتی، ترازِ تولید را در این بخشِ حیاتی تثبیت کند و این روند اگرچه بر بهبودِ فرآیندهای سخت‌افزاری تأکید دارد، اما همچنان در تلاش است تا با مدیریتِ زمان‌بندی تولید، بهره‌وری را در قلب شالیزارها تضمین نماید.

 به گزارش خبرگزاری موج ، نشاکاری ۱۵۵ هزار هکتار از شالیزارهای مازندران، خبری استراتژیک برای امنیت غذایی کشور است؛ اما پایداری این محصول پر رنج ، به تصمیماتی فراتر از آمارهای اداری بستگی دارد و واقعیت مزرعه نشان می‌دهد که شالیکار برای ماندن در زمین، به حمایت واقعی در تامین نهاده، خرید تضمینی عادلانه و نوسازی زیرساخت‌های آبی نیاز دارد و اگر قرار است برنج ایرانی بر سفره مردم بماند، باید از دستی که در گل است و چشمی که به آسمان، به طور جدی حمایت کرد.

نشا

دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط خبرگزاری موج در وب منتشر خواهد شد.

پیام هایی که حاوی تهمت و افترا باشد منتشر نخواهد شد.

پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیرمرتبط باشد منتشر نخواهد شد.

ارسال نظر

آخرین اخبار گروه

پربازدیدترین گروه