خبرگزاری موج گزارش میدهد؛
آیا آتش بس فرصتی راهبردی است یا وقفهای تاکتیکی؟
اعلام آتش بس در جنگ ایران می تواند با مدیریت درست تبدیل به یک دستاورد راهبردی در عرصه سیاسی و افکار عمومی شود. این مهم بستگی به اقدامات و تحرکات دستگاه دیپلماسی دارد.
، در پایان مهلت آتش بس دو هفته ای در جنگ ایران و با وجود فشار ترامپ برای برگزاری دور دوم مذاکرات در اسلام آباد، تهران به این درخواست به دلیل زیاده خواهی های وی پاسخ منفی داد.
از این رو رئیس جمهوری آمریکا برای خروج از شکست چنین رویدادی، مدعی شد آتش بس را تمدید کرده است هر چند که زمانی برای پایان آن اعلام نکرد. این فضای نه جنگ نه صلح، در واقع استراتژی جدید ترامپ برای اعمال فشار بر جمهوری اسلامی ایران است. با این حال اکنون این پرسش مطرح می گردد که وضعیت مذکور می توان به عنوان یک فرصت راهبردی برای بازتنظیم معادلات در نظر گرفت یا صرفاً انچه رخ داده یک وقفه تاکتیکی در مسیر تداوم رقابتها و تنشهاست؟
واقعیت آن است که آتشبس، بهویژه در شرایطی که ریشههای تنش همچنان پابرجاست، بهتنهایی تضمینکننده ثبات پایدار نیست. در این خصوص اسماعیل بقائی، در نشست خبری روز دوشنبه خود نیز به صراحت اعلام کرد شرایط کنونی فقط به نفع رژیم صهیونیستی است. با این حال، همین وقفه نسبی در درگیریها میتواند بستری برای تحرکات سیاسی و دیپلماتیک فراهم کند. براین اساس در روزهای گذشته شاهد چندین تماس وزیرخارجه کشورمان با مقامات ارشد کشورهای مختلف دنیا بودیم.
به نظر می رسد دستگاه دیپلماسی بر آن است از این فرصت برای فعالسازی کانالهای ارتباطی و تبیین مواضع خود بهره بگیرد. این کار امکان سوء استفاده ترامپ از رسانه ها و دستکاری افکار عمومی را از بین می برد. آتش بس در جنگ ایران می تواند آغاز مرحلهای جدید از رقابتها در عرصه سیاسی و دیپلماتیک باشد که مهمترین زمینه آن اثرگذاری در انتشار روایت هاست. در فضای پس از جنگ به ویژه در مرحله ای که موضوع محوری در خواست ترامپ و البته سایر کشورهای دنیا، آزادی کشتیرانی در تنگه هرمز است، آمریکا می خواهد به دنیا القا کند ایران در نظر دارد رژیم حقوقی جدیدی بر این آبراهه اعمال کند. در حالی که بررسی رویکرد جمهوری اسلامی نشان می دهد صرفاً قرار است توافقی که چند دهه قبل با عمان در زمینه دریافت عوارض بابت مقابله با آلودگی های محیط زیستی، تأمین امنیت کشتیرانی و ... منعقد شده بود را اجرایی کند. تا امروز این توافق در عملیاتی نشده بود اما اکنون عمان و ایران به عنوان دو کشور ساحلی می توانند این برنامه را فعال سازند و این کار هیچ ارتباطی به ایجاد رژیم حقوقی جدید بر تنگه هرمز نیست.
در فضای آتش بس این فرصت به وحود آمده که بخش دیپلماسی کشور ایران را به عنوان یک بازیگر مسئول در حفظ ثبات منطقه نشان دهد تا نگرانی های جامعه جهانی را برطرف سازد. از این رو اگر آتشبس را بهعنوان یک فرصت در نظر بگیریم، یکی از مهمترین کارکردهای آن برای ایران، امکان کاهش نسبی فشارهای سیاسی و ایجاد فضای تنفس در عرصه بینالمللی است. این وضعیت میتواند زمینه را برای گفتوگوهای بیشتر، افزایش تعاملات و حتی بازتعریف برخی روابط فراهم کند.
این مسئله به ویژه در خصوص کشورهای جنوبی حاشیه خلیج فارس اهمیت دارد که در طول جنگ چهل روزه، ایران به پایگاه های نظامی آمریکا مستقر در این کشورها حمله کرد. پیش از جنگ و در زمان جنگ، مقامات نظامی و سیاسی ایران بارها تأکید کردند هدف حملات، خاک کشورهای عربی منطقه نیست بلکه مراکز نظامی آمریکاست که از آنها حملاتی علیه کشورمان صورت می گیرد. بنابراین آتش بس این مهلت را پدید آورده که رایزنی های چندجانبه-دوجانبه، تماس ها و ملاقات هایی برای رفع سوءتفاهمات شکل بگیرد.
با این حال، نباید از محدودیتهای این وضعیت غافل شد. تخصص آمریکا و اسرائیل اعلام آتش بس و سپس شروع حملات غافلگیرانه در همان فضا است. بنابراین استفاده از این فرصت نیازمند مدیریت دقیق و هوشمندانه است. براین اساس آتش بس می تواند یک فرصت راهبردی مؤثر برای بهبود و ترمیم روابط ایران با کشورهای عربی منطقه، ارائه شفاف مواضع تهران در خصوص تنگه هرمز و اثرگذاری روی افکار عمومی دنیا باشد. اگر این مهلت به خوبی مدیریت شود، مسیر برای کاهش تنش ها هموار خواهد شد.
ارسال نظر