سرخط خبرها
  • هشدار سرمربی پرسپولیس به جاسوس تیم
  • شانه‌تراش؛ روستایی که آماده ثبت جهانی می‌شود
  • امروزجمعه؛ آخرین فرصت ثبت‌نام آزمون دانشنامه تخصصی پزشکی
  • نارضایتی بختیاری زاده از آمادگی کاپیتان استقلال
  • سایپا و چند شرکت دیگر هم مثل ایران‌خودرو واگذار خواهند شد
  • پزشکیان: قیمت کالابرگ افزایش پیدا خواهد کرد
  • ذخیره ۶ ماهه واکسن در کشور تامین شد
  • اعلام پایان مراسم اربعین ۱۴۰۵
  • تعیین تکلیف نیروهای شرکتی/ مطالبه‌ای با سابقه بیش از دو دهه همچنان باقی است
  • نماینده مجلس: مدیریت سهام عدالت باید به مردم واگذار شود
  • داور لندنی برای رسیدگی به پرونده بیرانوند انتخاب شده است
  • محسن رضایی: اجازه باز شدن مسیر دوم در تنگه هرمز را نخواهیم داد
  • کشف ۱۳۰ میلیارد تومان طلای سرقتی در گلستان
  • مهران غفوریان: آرزو دارم نقش یک شهید را بازی کنم
  • استاد دانشگاه تهران: تصویب لایحه خزر منافع ملی ایران را تضعیف می‌کند
  • زیان ۱۰۰ همتی صندوق نفت از واگذاری سهام خلیج فارس
  • بازداشت ۲۱ مزدور موساد و ۴ شرور مسلح توسط وزارت اطلاعات
  • عبداللهی: پرسپولیس ۹ نفره شد، ۱۰ نفر غریبه به رختکن استقلال آمدند
  • امیر اکرمی‌نیا: ارتش کاملاً آماده است
  • تکذیب ادعای نماینده مجلس درباره نحوه ردزنی محل استقرار شهید لاریجانی

وقایع منزل ما - جارو برقی سوخت

نطافت
به گزارش خبرگزاری موج

، رئوف پیشدار استاد دانشگاه و روزنامه نگار در یادداشتی نوشت:

چه‌کار باید بکنم! با این گرانی لوازم خانگی چطور می توانم دوباره جارو برقی بخرم. قابل تعمیر است! نمی دانم! 

جارویی که سوخت را چند دهه پیش که خارج نشین بودم خریدم. معرفت‌ کرد تا امروز همراهی یمان کرد. 

محاسبه و حساب و کتاب من به سمت خرید یک جاروی نو است. فرض که این جارو قابل تعمیر باشد، بعید نیست که دوباره نسوزد، برق هم که نوسان زیاد دارد و شب عیدی کارهای خانه‌ بیشتر از معمول! 

هنوز ساعتی از سوختن جارو نگذشته که پیام ها شروع می شود:

* صبح اول وقت جارو را بده تعمیر کنند! 

_ نه بابا! این جارو عمرشو کرده. یکی نو باید بخریم! 

+ با این گرونی چکار کنیم؟ 

++ عیده باید زودتر کارها رو انجام بدیم. کارها همه مونده ! 

« کارها همه مونده »! تا چند دقیقه، حداکثر یک ساعت قبل که جارو سوخت، صحبت از ماندن کارها نبود! برای نظافت شب عیدی خانه برنامه داشتند و چند باری هم گفته بودند که باید کارگری را خبر کنند که کمک کند. من این حرف آخر را نمی شنوم! 

نهایت ساعت‌ها صحبت درباره کیفیت برندهای موجود و قیمت ها، قرار بر این می شود که جاروی نو بخریم! قیمت تعاونی قدیمی دولتی پیش از انقلاب ( س) به نسبت بهتر از این شهر و آن شهر! باید باشد که صبح تا شب تو رادیو و تلویزیون تبلیغ می کنند. 

تعاونی روزهای عادى هشت صبح باز می شود، مدیری قدیمی دارد و اهالی را به خوبی می شناسد. ساعت من هشت و هفت دقیقه صبح را نشان می دهد که ماشین را جلوی تعاونی پارک می کنم. ده / پانزده نفر صف تشکیل داده اند. از خانمی که در صف نزدیک من است می پرسم :

تعاونی باز نشده؟ 

شده! ما منتظریم گوشت بیاد! 

وضعیت اقتصادی مردم محل ما به نسبت بهتر است، وای به حال مردم مناطق کم درآمد نشین! 

مدیر فروشگاه اطلاع می دهد : معلوم نیست چند بسته گوشت بیاد. دیروز سه بسته آمد. لطفا از من و فروشگاه ناراحت نباشید. هر چی بِدن ما به مردم می دیم! 

در ماه‌های اخیر که چند باری برای خرید به تعاونی رفته بودم، دیده بودم که تعاونی دو دستگاه جاروبرقی ساخت داخل دارد. 

از آن جارو برقی ها خبری نیست. جاش دو جارو برقی جدید گذاشته اند که قیمتش خیلی بیشتر از قبلی ها و تصور من برای خرید است! 

فعلا بماند تا سربرج! شاید چیزی علاوه بر دو میلیون و اندی عیدی دادند. سال‌هاست عادت کرده ایم : بماند! ببینم چه کار باید بکنم! عمری است با امروز و فردا کردن زندگی کرده ایم!

دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط خبرگزاری موج در وب منتشر خواهد شد.

پیام هایی که حاوی تهمت و افترا باشد منتشر نخواهد شد.

پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیرمرتبط باشد منتشر نخواهد شد.

ارسال نظر