سرخط خبرها
  • ۶ هزار آتش‌نشان در آماده‌باش، ۱۲۰۰ نیرو در محل مراسم تشییع رهبر شهید مستقر می‌شوند
  • موزه‌ها و اماکن تاریخی ۱۵ تیر تعطیل است
  • ۲۱ ماه حبس برای شکارچیان خرس سبلان
  • قلعه‌نویی: علاوه بر رقبا، با کارشکنی‌های آمریکا هم جنگیدیم
  • ورود خودروها به محل مراسم رهبر شهید مرحله‌ای کنترل می‌شود
  • برخورد قاطع دستگاه قضایی سمنان با برداشت‌های غیرمجاز از معادن
  • بسیج ۱۱ هزار اتوبوس و استقرار گشت‌های ویژه در مراسم تشییع رهبر شهید
  • مسکن معلولان: شرایط ساخت ۱۲ هزار خانه توسط بهزیستی و دولت
  • تأسیس چهار زائرشهر توسط ارتش در داخل و اطراف تهران
  • انتقال سهمیه بنزین به کارت ملی
  • شوک به تراکتور و شاید استقلال، آغاز پروسه سربازی بیرانوند از شهریور
  • حضور مقامات و سران ۴۰ کشور در مراسم وداع و تشییع رهبر شهید انقلاب
  • محکومیت ۱۱ متهم به ۶۰ سال حبس
  • تخفیف ۵۰درصدی هتل‌های تهران برای زائران مراسم تشییع رهبر شهید
  • توزیع کارت‌ شناسایی برای زائران مراسم امام شهید
  • عراقچی: تهدید علیه مردم و رهبری با پاسخی فوری و قدرتمند مواجه خواهد شد
  • حضور رئیس جمهور تاجیکستان در مراسم وداع با رهبر شهید
  • نماز بر پیکر مطهر رهبر شهید ساعت ۶ صبح یکشنبه اقامه می‌شود
  • تعطیلی تهران ۴ روزه شد
  • رشد ۱۱۱ درصدی قیمت لوازم خانگی فقط ناشی از هزینه تولید نیست، بازار رها شده است

کتاب شازده کوچولو در مترو وارد بازار نشر شد

کتاب شازده کوچولو در مترو، داستان‌های کوتاه‌ِ کوتاه (۱۵ کلمه‌ای) با موضوع کودکان کار منتشر و راهی بازار نشر شد.

کتاب شازده کوچولو در مترو

به گزارش خبرگزاری موج، کتاب شازده کوچولو در مترو که شامل مجموعه آثار نخستین دوره جشنواره داستان پانزده‌کلمه‌ای با موضوع کودکان کار است، توسط دبیرخانه جایزه ادبیات اقلیت گردآوری شده  و  در  ۲۳۲ صفحه، با شمارگان ۵۰۰ نسخه و قیمت ۱۸ هزار تومان به صورت ناشر مولف (سیدمهدی موسوی‌نژاد، دبیر جایزه ادبیات اقلیت) راهی بازار شده است. کتاب با یادداشت‌های ابوتراب خسروی، محمدجواد جزینی و محمدرضا یوسفی همراه است.

در نوشته پشت جلد  کتاب می‌خوانیم: آقای اگزوپری عزیز سلام! من اخیر شازده کوچولوی شما را، وقتی که مسافر خسته یک قطار درون‌شهری نسبتا خلوت بودم، ملاقات کردم! شازده کوچولو آدامس عسلی می‌فروخت. او خسته کنار من نشست. دو کتاب تعارفش کردم. یکی را انتخاب کرد. می‌دانستید شازده کوچولو کلاس چهارم است؟ کتاب را خواند. لحظاتی لبخند به لبش آمد و لحظاتی با دقت به تصاویر نگاه کرد. همان دقتی که شما هم حسش کرده بودید. خواندنش که تمام شد، کتاب را جلوم گرفت و گفت: مرسی خیلی قشنگ بود خاله! او باید آدامس عسلی می‌فروخت. آقای اگزوپری! من دیر متوجه شدم که شازده کوچولو را ملاقات کرده‌ام. گذاشتم او برود! حالا فرصتی پیش آمده تا برایش بنویسم، در کمتر از پانزده کلمه! او وقت دارد این داستان کوتاه را بخواند! آنقدر می‌نویسم تا شازده کوچولو را پیدا کنم... شهرزاد مقصوی‌نسب

نمونه‌هایی از نوشته‌های این مجموعه:

مادر با چشمانی اشک‌آلود سر دخترش را تراشید. کار دختران در کارگاه‌ها ممنوع شده بود.

نوزاد روی پای زن در خواب بود... چه خوشبخت! برای  امرار معاش فقط باید می‌خوابید.

مادرش بیمار بود. ریش مصنوعی بر صورت، اشک در چشم، نمایشی شاد ساخت، دلقک کوچه‌ها...

ای کاش در گور باران نمی‌بارید، نایلون‌های بام گورم را باد برد، همسایگانم همه مرده‌اند.

کار نام دیگر من است، وقتی کودک نیستم.

پدر و مادر در زندان، او در خیابان.

این مطلب، یک خبر آگهی بوده و خبرگزاری موج در محتوای آن هیچ نظری ندارد.
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط خبرگزاری موج در وب منتشر خواهد شد.

پیام هایی که حاوی تهمت و افترا باشد منتشر نخواهد شد.

پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیرمرتبط باشد منتشر نخواهد شد.

ارسال نظر

مهمترین اخبار

گفتگو

آخرین اخبار گروه

پربازدیدترین گروه