موج
کدخبر : ۳۱۷۵۵۲ لینک کوتاه: https://www.mojnews.com/fa/tiny/news-317552

نقدی بر اثر افشین زمانی به بهانه حضور در جشنواره تئاتر فجر؛

نمایش شازده احتجاب نمایش بدنمایی و بدن­یافتگی انرژی های جوانانی است که کمی هم به جنون هنر نمایش از منظر افلاطون گره خورده‌­اند.

سرویس فرهنگی خبرگزاری موج- سجاد یاری: نمایش «شازده احتجاب» نوشته و کار افشین زمانی است که در روزهای 14 و 15 بهمن‌ماه ساعت 18 و 20:45 در بخش مسابقه صحنه ای سی و هشتمین دوره جشنواره بین المللی فجر به روی صحنه رفت.

حاجبِ افشین زمانی به تعبیری می‌­تواند نزاع دو اخته­ شده‌­گی محصول فرهنگ ­های صلب و متعصب زمان رخداد اثر باشد. شکلی از دیالکتیک یا گفتگوی دو جنس بی جنسیت شده که عشقی مهذب در دل می‌پرورانند. شازده‌­ای که در میانه تحقیر، توهین و انکار تربیت و در نهایت با رندی و همکاری با عمه­‌اش خاتون­‌سلطان بر جای پدربزرگ سفاکش تکیه می‌­زند. او که توامان حامل نفرت و عشق است، دایماً خودش و مکان‌های زیستش را خیس می­‌کند. اشاره‌­ای به عدم کنترل روی خروجی­‌هایش.

او شاهزاده­ خروجی‌­هاست. با لکی سیاه بر گونه­ راستش و شائبه حرامزادگی بر پس و پیشش. شازده­ بی­‌عمل و عاشق­‌پیشه­ که همزاد کینه‌­ایش به هوشمندانه‌­ترین حالت در صحنه نمایش همه نفرت­ها و کینه‌­هایش را عملی می­‌کند. سپس شازده­ خروجی­‌ها تبدیل می‌­شود به شازده انتقام‌­ها. می­‌کشد و می­‌کشد از دم، هر فردی که بر او و مادر بی­‌گناهش بی‌­آبرویی نسبت داده‌­اند. حال این سوال مطرح می‌­شود که «چگونه ادبیات به تئاتریکالیتی در می­‌آید؟»

بافتار ادبی متن و زبان شبه قاجاری به سرعت آشنایی­‌گاهایش را آشکار می­‌کند و به تبع و از طریق این زبان،­ تاریخ و زمان رخدادهای نمایش ارائه می­‌شوند. اسم اثر، که خود ماهیتا و روایتا به شازده احتجاب گلشیری مرتبط است، امکان مناسبی است که جنبه­ ادبی آن را شناسایی کنیم. باختین زبان­شناس سرشناس روس از دو اصطلاح مهم در نظریه‌پردازیش در زبان استفاده می‌­کند . چندآوایی/چند صدایی» و «امر کارناوالی» که ویژگی­‌هایی هستند ادبی-روایی-شخصیتی که به وفور در آثار داستایوفسکی قابل ردیابی می­‌باشند. امر کارناوالی موجود در اثر بدین گونه خود را نمایان می­‌کند: «...که با ترکیب‌های غریب، واژگونی هنجارهای مورد انتظار و امر گروتسک عجین است. امر کارناوالی معمولاً به صورت تغییرات ناگهانی از طرز بیان عالی به نازل ظاهر می­شود، حال چه این طرز بیان عامیانه و گویش منطقه­ای باشد و چه زبان محاوره­ای یا فحاشی شخصیتهای کارناوالی خصوصیات حیوانی و انسانی را در هم می­آمیزند یا خصوصیات نامتعارف دیگری را به نمایش می­گذارند.» با این اوصاف نمایاندن امر تماشایی با کمترین اشیاء و وسایل صحنه­ای و آمیختگی آن با ابزاری به نام زبان ادبی قاجاری، برای بازنمایاندن مسئله­ای تجددگرایانه که محصول نوگرایی در مناسبات نوین اجتماعی است، یعنی مفاهیم «حقوق بشر»ی و به تبع آن «برابری زن و مرد» که در این اثر تا حدودی با بزرگنمایی به تصویر کشیده شده است؛ در مجموع تئاتر یا مکان تماشا را به وجود می­آورد که یادآور این گزاره است که «تئاتر قائم به تئاتریکالیتی خویش است».

موضوع اصلی این نمایشِ زهر-خند یادآور این امر است که داد زدن و به بیرون پرتاب کردنِ ماهیتی منتقدانه یا روشنگرانه به وساطتِ هنر نمایش، بیشتر از روشنفکر بودن نیاز به درک مناسب از اجزا و برسازنده‌­هایی دارد که نمایاندن را ممکن و قراردادهای نمایش‌اش را رمزگشایی می­‌کند یا همان تیاتریکالیتی. از این جهت احتجاب افشین زمانی بی­‌همتاست. بی­چیز در اعیان­‌نمایی و شلوغ­‌کاری صحنه­‌ای، و غنی در تصویرسازی و انتقال دیالکتیک موجود در اثرش که خود نزاعی است بین زنانگی و مردانگی در نظام مردسالار.

انتخاب­هایش در چیدمان بازیگران که همزمان نقش زمان-مکان و گذر زمان و تغییر مکان را بازی می‌­کنند هوشمندانه است. شازده کینه‌­ایِ نمایش بدون بیان حتی کلمه‌­ای خود گزاره‌­ایست مبین، و مکمل شازده­ بی‌­عمل و ترسو. بازی بازیگر خاتون‌­سلطان/عمه، هنر ناب بازیگری است از خانمی جوان و پرتوان. «تیاتریکالیتی» به ساحتِ بودن آمد، چرا که نمایش شازده احتجاب نمایش بدنمایی و بدن­یافتگی انرژیهای جوانانی است که کمی هم به جنون هنر نمایش از منظر افلاطون گره خورده‌­اند.     

 

خبرنگار:
آیا این خبر مفید بود؟

ارسال نظر:

دیدگاه

مهمترین اخبار

  • گزارش
  • یادداشت

گفتگو

آخرین اخبار گروه

پربازدیدترین گروه

دیگر رسانه ها