موج
کدخبر : ۳۱۶۴۴۵ لینک کوتاه: https://www.mojnews.com/fa/tiny/news-316445

مروری بر تاریخچه جشنواره تجسمی فجر در گفتگو با غلامعلی طاهری(1)

یکی از بنیانگذاران جشنواره تجسمی فجر در مورد دلایل عدم آغاز به کار جشنواره تجسمی فجر در دو دهه اول انقلاب اسلامی توضیحاتی ارائه کرد.

به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری موج، پس از آنکه در سال گذشته و در راستای مروری بر یک دهه برگزاری جشنواره تجسمی فجر با سه نفر از افرادی که بیشترین سابقه را در برگزاری این جشنواره به عنوان دبیرکل یا دبیر یک بخش داشتند به گفتگو نشستیم،  (لینک گفتگوها در پایین مطلب) امسال به سراغ یکی از بنیان گذاران بزرگترین رویداد هنرهای تجسمی کشور رفته ایم تا ضمن اینکه مروری بر فعالیت هایش داشتیم، نگاهی هم به جشنواره هنرهای تجسمی فجر داشته باشیم.

غلامعلی طاهری نقاش و مدرس دانشگاه، یکی از هنرمندان پرتلاش است که علاوه بر فعالیت مستمر هنری، در عرصه مدیریت هنری نیز سوابق موثری داشته است. به نحوی که سمت های مختلف اجرایی و آموزشی را تجربه کرده و در تاسیس موسسات و رویدادهای متنوعی حاضر و موثر بوده و بر همین اساس یکی از موثرترین افراد در حوزه تجسمی کشور پس از انقلاب اسلامی محسوب می شود.

وی دارای درجه دکترای هنری است. در سوابق او تدریس در دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران، دانشکده هنر دانشگاه الزهرا و دانشگاه شاهد، ریاست موزه هنرهای معاصر تهران (1365- 1364)، معاونت هنری بنیاد شهید و امور ایثارگران (1372- 1369)، مشاور هنری مرکز هنرهای تجسمی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، دبیر کلی اولین جشنواره بین‌المللی هنرهای تجسمی فجر 1387،  عضویت در شورای راهبردی هنرهای تجسمی کشور، عضویت در هیات مؤسس و هیات امنا انجمن هنرهای تجسمی ایران، عضویت در هیات امنا موسسه توسعه هنرهای تجسمی معاصر، عضویت در شورای برنامه‌ریزی و هیات داوری نمایشگا‌ه‌ها و جشنواره‌های متعدد تجسمی. اجرای 290 برنامه آموزش نقاشی برای سیمای جمهوری اسلامی، برپایی نمایشگاه های انفرادی و شرکت در نمایشگاه گروهی در سطح ملی و بین‌المللی، دیده می شود.

در عین حال این هنرمند موفق به دریافت جوایز و رتبه‌های برگزیده متعدد از جمله تندیس ملی ایثار و لوح ارج نامه ریاست جمهوری 1387، لوح تقدیر از دومین دوسالانه نقاشی ایران 1372 و برنده تندیس و لوح تقدیر از سومین دوسالانه نقاشی ایران شده است و در طراحی پرتره صاحب سبک و مهارت است. در ادامه بخش اول این گفتگو را می خوانید:

اکنون که در آستانه برگزاری دوازدهمین دوره جشنواره تجسمی فجر هستیم، لطفا در مورد شکل گیری این جشنواره توضیح دهید.

 من مطالب را از دو منظر مطرح می کنم یکی کارنامه فعالیت های موثر خود در ارشاد و موزه هنرهای معاصر و برنامه هایی که اجرا کردم و دیگری شرح مربوط به اولین دوره از جشنواره تجسمی فجر. چرا که ضرورت دارد که به تاریخچه جشنواره نیز اشاره داشته باشم و بر همین اساس، لازم است که به سوابق تلاش خود در این ‌خصوص و مشکلات موجود بر سر راه آن  از سال ۶۴ اشاره ای داشته باشم.

پس لطفا از مدیریت موزه هنرهای معاصر بفرمایید.

در سال ۱۳۶۴ بنده به عنوان رییس موزه هنرهای معاصر تهران که قلب فعالیت های هنری ایران محسوب می‌شود، منصوب شدم. طی دو سال جهت ایجاد زمینه تحول و ارتقا هنر معاصر ایران که نیاز ضروری جامعه بوده و مع الوصف تاکنون نیز محقق نشده، با محوریت اجرای برنامه های پژوهشی و نمایش آثار هویتمند، با رویکرد تداوم هنر پس از انقلاب و نیز برنامه ریزی موثر سالانه موزه، همچنین تعامل با سایر مراکز فعال فرهنگی هنری کشور جهت پویایی هنر راکد مانده در سال های ملتهب و بحرانی ابتدای انقلاب، تلاش مستمر و خستگی ناپذیری داشتم.

 در بخش اداری موزه نیز ساختار و سیستم  جدید و به روزی تعریف و به اجرا گذاردم که متناسب با شرایط مورد نیاز فرهنگی پس از انقلاب بود.

همچنین اقداماتی در بخش داخلی امور هنری و اداری موزه انجام شد که به زعم من، ضرورت ایجابی آن زمان بود؛ از جمله تشکیل شورای هنری موزه هنرهای معاصر با دعوت از تعدادی از هنرمندان ، استادان دانشگاه و پیشکسوتان هنر، تعیین راهنما برای معرفی آثار موزه به بازدیدکنندگان، ایجاد ویترین شیشه ای در گالری ۹ جهت نمایش آثار خارجی، تقسیم بندی گالری‌ها و اختصاص آنها به هر یک از رشته های  تخصصی هنری، معرفی چهره ها و استعدادهای جوان ‌و پر تلاش، فعال سازی «سینما تک» و پخش فیلم های هنری خاص، تعمیر و راه اندازی رستوران موزه، برگزاری نمایشگاه بزرگ دهه فجر (کاری شبیه جشنواره فجر)، برگزاری سمینار، سخنرانی و میزگرد هنری با حضور هنرمندان و صاحبنظران، برپایی نمایشگاه مالتیپل شامل آثار مدرن هنرمندان آلمان، برپایی نمایشگاه هنرمندان چین در دو دوره، برگزاری چندین نمایشگاه از آثار اساتید پیشکسوت و هنرمندان مطرح کشور و نمایشگاه بخشی از آثار خارجی گنجینه.

همزمان در راستای سیاست‌های وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، جهت حمایت از هنرمندان و سپردن برخی امور هنری به ایشان، با همکاری تعدادی از اساتید پیشکسوت نسبت به تاسیس انجمن هنرهای تجسمی کشور با جدیت اقدام کردم که پس از تدوین پیش نویس اساسنامه توسط دکتر آیت الهی و اصلاح نهایی و تایید معاومت هنری،  شخصا به امضای اعضای هیات موسس رساندم. با عضویت این اساتید، انجمن مذکور شکل گرفت و در جهت برنامه ریزی‌های کلان هنرهای تجسمی کشور، به عنوان بازوی اصلی مرکز هنرهای تجسمی فعالیت خود را آغاز کرد.

اما از جمله برنامه های اصلی و الزامی دیگری که دغدغه بنده بود و اجرای آنها ضروری تلقی می شد، دو موضوع مهم هنری شامل برگزاری جشنواره هنرهای تجسمی فجر و برپایی بینال نقاشی تهران بود که به صورت جدی در برنامه کاری خود قرار دادم.

برپایی بینال نقاشی و جشنواره هنرهای تجسمی را در شورای هنری موزه مطرح کردم و البته از برگزاری بینال استقبال شد. شایان ذکر است که بینال نقاشی سابقه پیش از انقلاب نیز داشته است که پس از تدوین پیش برنامه، آن را  رسانه ای کردیم. اما معاونت هنری وقت آقای حاج سید جوادی، صراحتا به بهانه عدم‌ وجود شرایط لازم، با برگزاری بینال مخالفت کرد که بنده نیز در واکنش به این  امر از مدیریت موزه استعفا دادم.

 لیکن پس از گذشت چهار سال و در سال ۱۳۶۹ در انجمن‌ هنرهای تجسمی که خود نیز عضو فعال هیات امنا و هیات مدیره آن بودم، ایده بینال را مجددا مطرح و در سال ۱۳۷۰ در دوره معاونت آقای خوشرو و مدیریت آقای صحفی، اولین بینال نقاشی تهران با حضور و مشارکت آحاد هنرمندان و اساتید کشور و نیز دعوت از پیشکسوتان هنر از تمامی جناح‌ها در شورای سیاست گذاری و داوری برگزار شد و پس از آن نیز، هر دوسال یکبار به طور منظم تا دوره پنجم یعنی سال 78 بر پا شد؛ لیکن پس از آن با وقفه مواجه شد.

ممکن است که بفرمایید نتیجه طرح جشنواره هنرهای تجسمی فجر در آن زمان چه شد و چرا برپایی منظم بینال نقاشی با وقفه روبرو شد؟

 در خصوص جشنواره هنرهای تجسمی فجر نیز باید بگویم از آنجا که از سال ۷۰ به بعد، دوسالانه هایی در رشته های تخصصی توسط انجمن هنرهای تجسمی برنامه ریزی و اجرا می‌شد، این جشنواره مغفول مانده و به حاشیه رانده شد.

در سال 76 و در دوره وزارت آقای مهاجرانی، معاونت هنری وقت آقای مهندس مرتضی کاظمی، به دلیل اختلاف سلیقه با برخی اعضای انجمن هنرهای تجسمی، نسبت به فعالیت های خدمات فرهنگی و هنری  این انجمن که مرکزی نیمه مستقل و مردم نهاد بود مخالفت کرده و با انتصاب مدیر تجسمی در سال 78 و مواضع تند تر ایشان نسبت به اعضای موسس و هیات  امنای انجمن، علی رغم پیشنهاد برگزاری جشنواره فجر، ورود به این نوع امور را غیر ضرور می‌دانستند!

فکر می کنم که منظورتان از مدیر کل هنرهای تجسمی در آن زمان آقای سمیع آذر باشد، آیا طرح دیگری هم بود که با مخالفت روبرو شود؟

در همان سال 76 بنده پیشنهاد طرح برگزاری حراج و فروش آثار هنری را نیز در دو سطح ممتاز برای هنرمندان شاخص ایرانی و هنرمندان منطقه خاورمیانه و در سطح هنرمندان جوان‌تر جهت رونق بازار هنر و حمایت از هنرمندان ارایه کردم. حتی پیشنهاد طرح گسترش فضاهای هنری و پیگیری تامین بودجه از طریق کمیسیون تلفیق مجلس برای ساخت موزه ای جدید و نیز اختصاص درصدی از بودجه عمرانی نهادهای دولتی برای خرید آثار هنری را هم بارها و بارها به ایشان و مسئولین بعد از او تذکر دادم که هیچ یک از این موارد به جز حراج آثار هنری، آن هم به شکلی غیر فراگیر و در انحصار چند دلال هنری محقق نگشت و در جهت فعالیت های اقتصادی و به قول صریح خودشان و مدیر جدید (بیزینس) بطور رسمی و پس از آن بصورت خصوصی قضیه خرید و فروش آثاربرخی هنرمندان محدود ادامه یافت .

البته من به یاد دارم که در همان سال ها (اوایل دهه هشتاد) اکسپوی تهران برگزار شد. دستاورد چنین رویکردی چه بود و آیا محدود به آن دوران شد؟

نتیجه ادامه این رویکرد اقتصاد محور در جهت "هنر اقتصادی و نه اقتصاد بازار هنر" رشد دلالی هنری آثار هنرمندان مدرنیست دهه پنجاه قرار گرفت و پیروی جوانان از این نوع هنر. در نتیجه ضمن جلوگیری از ادامه روند رو به پیشرفت هنر هویتمند معاصر ایران، شاهد نوعی ارتجاع هنری دهه سوم پس از انقلاب بودیم. متاسفانه با غفلت شورای انقلاب فرهنگی و دانشگاهیان و هنرمندان دلسوز و بخصوص وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، این  هنر سوزی و بی توجهی به هنر معاصر ایرانی و نادیده گرفتن نیازهای هنرمندان جوان و جریان سازی کاذب هنری در دوره مدیریت آقای ملانوروزی تداوم یافت و تا امرور نه تنها تقویت شده که همچنان ادامه دارد، اگر چه از طرف دیگر بازار مجموعه داری و خرید آثار هنری برای تعدادی از هنرمندان خاص رونق گرفت.

ادامه دارد....

بیشتر بخوانید:

خبرنگار:
آیا این خبر مفید بود؟

ارسال نظر:

دیدگاه

مهمترین اخبار

  • گزارش
  • یادداشت

گفتگو

آخرین اخبار گروه

پربازدیدترین گروه

دیگر رسانه ها