موج
کدخبر : ۳۱۶۲۸۸ لینک کوتاه: https://www.mojnews.com/fa/tiny/news-316288

روز اول سی و هشتمین جشنواره فیلم فجر با سه فیلم تلخ سپری شد که با حواشی خاص خود هم همراه بود.

به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری موج، سی و هشتمین جشنواره فیلم فجر افتتاحیه نداشت و طبق اعلام قبلی دبیر این دوره جشنواره، هزینه این مراسم، صرف خرید کالای مورد نیاز مردم سیستان و بلوچستان شد. بر همین اساس کاروانی شامل کالا‌های مورد نیاز سیل زدگان، از مقابل پردیس ملت به سمت سیستان و بلوچستان اعزام شد.

سه کام حبس

اما اکران های روز اول جشنواره فیلم فجر در سینمای رسانه ها (پردیس ملت) با فیلم تلخ و نه چندان دلنشین سه کام حبس به کارگردانی سامان سالور آغاز شد.

فیلمی که به موضوع مبتلابه جامعه امروز ما و البته نسبتا تکراری سینمای ایران در چند سال اخیر، یعنی توزیع و یا اعتیاد به مواد مخدر و تبعات آن پرداخته بود. البته این فیلم سعی کرده بود تا با نماد سازی های جسته گریخته (مانند سیگار کشیدن مخفیانه زن داستان و یا بالا زدن چاه فاضلاب خانه) و یا ناخنک زدن هایی به مسائلی همچون ازدواج سپید، وجود فساد در مراکزی که توقعش را نداریم و حتی نشان دادن آسیب پذیری اقشار مقید جامعه، به نوعی به آسیب شناسی اجتماعی و یا شاعرانگی هم دست بزند که البته هیچ کدام نتوانسته بود عیار کار را بالا ببرد.

حضور کودکی خردسال در سراسر فیلم که در بسیاری از لحظات گریه و ضجه می کرد، احتمالا برای برانگیختن احساسات مخاطب لحاظ شده بود اما این نوع استفاده از یک نوزاد، جدای از اینکه بی رحمانه به نظر می رسید، موجب احساس نوعی آلودگی صوتی را هم به وجود می آورد که در عصبی تر شدن مخاطبی که در مقابل یک فیلم کشدار با موضوعی تلخ نشسته می توانست موثر باشد.

از همه عجیب تر آنکه بارها سالور در نشست رسانه ای بعد از اکران این فیلم مدعی شد که مشورت های تنابنده و ایزدیار باعث بهتر شدن فیلمنامه شده اند!

فیلم به شدت بر بازی تنابنده و حضور پریناز ایزدیار تکیه دارد که البته گریم سنگین تنابنده بخشی از این جذابیت است. البته گرچه گریم سمیرا حسن‌پور هم نسبتا سنگین است اما سر تراشیده او هم اتفاق تازه ای در سینمای کشور ما نبود.

به هر حال این فیلم در پایان سعی کرد تا حدی با افزودن دز قهرمان بازی و اندکی نمادگرایانه به پایانی خوش برسد و مخاطب را با کامی تلخ از سالن خارج نکند.

قصیده گاو سفید

فیلم دوم روز اول در سینمای رسانه های سی و هشتمین دوره جشنواره فیلم فجر قصیده گاو سفید به کارگردانی بهتاش صناعی‌ها بود که طبق گفته خودش از سال 91 فیلمنامه اش آماده بوده است. این فیلمنامه که به نوعی اثر مشترک صناعی ها، مریم مقدم و مهرداد کوروش نیا است با هدف به چالش کشیدن قانون قصاص تولید شده است.

کارگردان و نویسنده این اثر سینمایی مدعی است که قصد زیر سوال بردن این قانون را ندارد اما در تلاش است که باگ های آن را به چالش بکشد که البته حواشی پیش آمده در نشست رسانه ای این فیلم نشان از حساس شدن مخاطبان نسبت به این قضیه داشت. حساسیتی که بیشتر از عبور این فیلم از برخی حدود و خط قرمز ها دارد.

در این فیلم جدای از دیالوگ های شائبه برانگیز و ضعف های فیلم نامه ای،  صحنه ای تابو شکن (هنجار شکن و خلاف شرع) وجود داشت که از مسائل حساسیت برانگیز آن بود. حساسیتی که با بیان عبارت "تابوها برای شکستن هستند" مریم مقدم بازیگر و نویسنده این اثر بالاتر هم رفته است.

این فیلم (در صورت امکان نمایش یافتن) شاید برای مخاطب عام کششی داشته باشد اما مخاطبان حرفه ای خود را که موشکافانه تر به آثار نگاه می کنند راضی نکرد و عده ای آن را خسته کننده خوانند. برخی هم از پیش فرض ها غیر واقعی داستان مانند نا آشنا بودن چهره قاضی پرونده برای خانواده قربانی آن و ارتباط سریع و بی پروای مرد مقتول با یک مرد غریبه را تعجب برانگیز خواندند.

گرچه تلاش سازندگان این فیلم محکوم کردن مستقیم قاضی صادر کننده حکم قصاص نبود اما او د ردل داستان در محکمه وجدانی خود و فرزندش و حتی بازماندگان فرد اعدامی نه تنها محکوم و مترود است بلکه در نهایت به عقوبت کارش می رسد.

از سویی دیگر شنیده ها حاکی است که این فیلم در مورد برخی عبارات دچار ممیزی شده بوده اما سوال اینجا است که چگونه صحنه ای که بازیگر زن نقش اولی فیلم حجاب از سر بر می دارد و به اتاق مردی نامحرم که در خانه خود پذیرفته می رود نیازی به ممیزی نداشته است؟

به هر حال موضوع این فیلم هم گرچه تامل برانگیز اما تلخ بود و در نهایت کسی هم در آن عاقبت به خیر نشد.

عامه پسند

فیلم سهیل بیرقی با بازی فاطمه معتمد آریا ، باران کوثری و هوتن شکیبا به عنوان بازیگران اصلی آن، ظاهرا به موضوع تلاش یک زن متلقه میانسال برای استقلال یافتن می پردازد. اما در عوض از یک سو زنی را به نمایش می گذارد که تنها درصدد لج بازی و پافشاری بر کارهایی حساب نشده، عجولانه و بی فکر است که صد البته نتیجه ای به جز شکست هم ندارد. از سویی دیگر، زن دیگری که نقشه کش و پلید است و حتی از رقابت و قربانی کردن زن بی پناه اما آشنایی، ابایی ندارد.

کارگردان در این فیلم سعی کرده با به هم ریختگی داستان در تدوین آشفتگی مضاعفی را القا کند که البته این کار به گونه ای صورت گرفته که در اولین برخورد تداعی کننده اشکال فنی است.

از طرفی دیگر کاراکتر مردی در این داستان حضور دارد که رفتارهایی خارج از عرف سینمای ما دارد. مردی متمایل به همجنسان خودش و با عشوه ها و عاداتی زنانه که کلاس های مختلط یوگا را اداره می کند و اتفاقا با کراکتر اصلی داستان (با بازی بسیار ضغیف فاطمه معتمدآریا) به نوعی هم خانه و همکار می شود که البته جامعه هم هنجار شکنی آنها را بر نمی تابد. استفاده از نمادهای همجنسگرایی هم تقویت کننده رفتارهای این مربی یوگا است که هوتن شکیبا نقشش را به عهده دارد.

این فیلم هم مانند آثار قبلی موضوعی تلخ داشت. شکست یک زن مطلقه که برای گذران زندگی می خواهد تلاشی مستقل داشته باشد، چه توسط موانع جامعه ای مرد محور و ضعیف کش رخ بدهد و یا بر سر ناکارآمدی و بی فکری های خودش، قطعا نمی تواند حال خوبی را برای مخاطب خود که با هزاران مشکل واقعی دست و پنجه نرم می کند رقم بزند.

دست نیافتنی بودن هنرمندان، نشست های طولانی، هزینه های بالا و نبود فرصت کافی برای استراحت

اما جدای از فیلم ها از دیگر حواشی جشنواره در سینمای رسانه ها در پردیس سینمایی ملت مسائلی است که انگار به قدمت برگزاری جشنواره قدمت دارند و قرار نیست راه حلی برای آنها اندیشیده شود.

تماشای فیلم لازمه حضور در نشست رسانه ای آن است. پس خبرنگاران و منتقدینی که برای رسانه ای فعال تولید محتوا می کنند چاره ای ندارند که هم به تماشای فیلم ها بنشینند و هم د رنشست ها حضور یابند اما برنامه ریزی، جشنواره به نحوی است که تقریبا هیچ فاصله زمانی برای استراحت این افراد لحاظ نشده است. البته سالن فود کورت و کریدورهای پردیس ملت در فاصله بین اکران دو فیلم پر از افراد دیگری است که یا رسانه هایشان چند نیروی حاضر در این محل دارند و یا از عواملی همچون نیروهای فنی، عکاس و یا منتقدانی که فرصت بیشتری برای ارائه یادداشت های خود دارند هستند و بنابراین می توانند در فرصت مقتضی به استراحت بپردازند.

همه این مسائل در وعده شام تشدید می شود چرا که همزمان با برگزاری نشست غرفه ها که هر کدام هم سهیمه ای مشخص برای تولید غذا دارند اقدام به عرضه خدمات می کنند و البته فیلم مستند و کوتاه که در آخرین سانس به نمایش در می آیند هم در فاصله ای نه چندان زیاد به روی پرده می روند. با این اوصاف تعدادی از خبرنگارن که اتفاقا در مقوله تولید محتوا، فعال تر هم هستند یا نباید استراحت کنند، یا بخشی از یکی از سانس ها یا نشست ها را از دست خواهند داد. بر همه این مسائل هزینه بالای خدمات کافه و رستوران را هم باید اضافه کرد در حالی که قیمت یک لیوان کوچک چای دوازده هزار تومان است غذاها با قیمتهای حدود سی هزار تومان به بالا ارزشگذاری شده است. شاید این ارقام در حالت عادی مناسب باشد اما برای فردی که نزدیک به دوزاده ساعت در یک محل حضور دارد و نیاز به انرژی کاری، د رمدت ده روز پیاپی تامین این هزین ها سنگین است.

از همه اینها بدتر اینکه عوامل فیلم ها و سایر هنرمندان سینمایی که می توانند طرف صحبت و گفتگوی اهالی رسانه باشند هم تنها برای مدت کوتاهی در سالن نشست خبری فیلم حاضر شده و بلافاصله از مسیری جداگانه پردیس ملت را ترک می کنند.

خبرنگار:
آیا این خبر مفید بود؟

ارسال نظر:

دیدگاه

مهمترین اخبار

  • گزارش
  • یادداشت

گفتگو

آخرین اخبار گروه

پربازدیدترین گروه

دیگر رسانه ها