مستند دومین ضربه به در، در واقع درباره کشته شدن برخی نیرو‌های آمریکایی در جنگ‌های عراق و افغانستان است که توسط نیرو‌های خودی و به اشتباه کشته شده اند.

سید رضا صائمی-خبرگزاری موج؛ آنکه بانی جنگ می شود در نهایت خود به قربانی جنگ بدل می شود. گاهی به دست خود! گاهی آنکه آتش بیار معرکه می شود خود در مخمصه آن گرفتار می شود. این ایده و گزاره را می توانید به عنوان شاه پیرنگ مستند «دومین ضربه به در» که از شبکه هیسپان تی وی روی آنتن رفت در بستر یک رخداد عینی و به شکل انضمامی و یک واقعیت تاریخی ببینید. واقعیتی تاریخی که زمان زیادی از آن نمی گذرد.

 «دومین ضربه به در» در واقع درباره کشته شدن برخی نیرو‌های آمریکایی در جنگ‌های عراق و افغانستان است که توسط نیرو‌های خودی و به اشتباه کشته شده اند و ارتش آمریکا با وجود این که اطلاعات کافی در مورد علت مرگ این سربازان در اختیار دارد، خانواده‌ها و مردم آمریکا را از اصل ماجرا با خبر نمی‌کند. در واقع در بازنمایی این رخداد شاهد دو فاجعه هستیم. یکی کشته شدن سربازان خودی آنهم نه توسط دشمن که توسط نیروهای خودی که چیزی شبیه به گل به خودی در فوتبال است. با این تفاوت که در آنجا یک تیم می بازد و در اینجا جان انسان ها گرفته می شود. دوم که یک فاجعه اخلاقی است، پنهان کردن این موضوع از خانواده های آنهاست. خانواده هایی که در خوشبیانه ترین حالت گمان می کنند فرزندانشان در راه وطن یا آرمان جان باختند بی خبر از اینکه به دست نیروهای خودی کشته شده اند.

 البته چنانچه در این مستند شاهد هستیم، خانواده این سرباز‌ها بعد از ماه‌ها از گذشت مرگ آن‌ها و به طور اتفاقی متوجه می‌شوند که کشته شدن عزیزشان بر اثر تیراندازی و یا انفجار بوده و این با حرفی که از ابتدا شنیده اند مغایرت دارد و دست به جست و جو می‌زنند و بعد از مدت‌ها متوجه می‌شوند که نیرو‌های خودی کوتاهی کرده و به اشتباه سربازان آمریکایی را کشته اند. به عبارت دیگر می توان گفت مستند«دومین ضربه به در» افشای مخفی کاری آمریکا در مورد علل کشته شدن سربازان این کشور در جنگ‌های عراق و افغانستان توسط نیرو‌های خودی است که از خانواده‌های آنان و مردم آمریکا پنهان مانده است.

 از منظر ساختار روایت این پنهان کاری نوعی تعلیق ایجاد می کند؛ اما این یکی از سیاه ترین تعلیق های سینمایی است که در نهایت به یک پنهان کاری ضد انسانی بدل می شود. مستند البته شواهد عینی هم برای ادعای خود می آورد و اساسا ساختار روایی خود را مبتنی بر همین عینیت، صورت بندی می کند. به این معنا که در این مستند ما شاهد تجربه چهار خانواده درباره تیراندازی افراد خودی و کشته شدن سرباز‌ها هستیم که در مقابل دوربین کریستوفر گرایمز کارگردان مستند «دومین ضربه به در» حقایقی را بازگو می‌کنند.

 آنچه در پس این افشاگری قابلیت بازنمایی دارد واجد یک واقعیت دوسویه است. یکی بازنمایی واقع گرایانه و تاریخی سوژه که از یک رخداد پنهان پرده برمی دارد و در واقع رمزگشایی را به یک رازگشایی بدل می کند. ویژگی دوم رمزگشایی از یک واقعیت انسانی و اخلاقی است. به این معنا که جنگ افروزی از سر قدرت طلبی به تیغی علیه خود بدل می شود و نیت شوم به خود فرد برمی گردد. اتفاقی که سوژه این مستند قرار گرفته به نوعی و به شکل تمثیلی رمزگشایی از غضنفرهای سیاسی است که موجب باخت دولت و ملت خود می شوند. به عبارتی دیگر این مسئله یک نوع خودکشی جمعی به سبک آمریکایی است که مصداق ضربه المثل خودمان است که چاه کن همیشه خودش ته چاه است و آنکه آتش بیار معرکه می شود در نهایت دودش به چشم خودش می رود.

مستند« دومین ضربه به در» را می توان فارغ از روایت مصداقی آن از یک عینیت انضمامی از جنگ، روایتی انتزاعی از جنگ هم دانست که در سطحی بالاتر به بازنمایی واقعیت جنگ و جنگ طلبی در مفهوم کلی هم می پردازد. اینکه آسیب های جنگ لزوما از سوی دشمن وارد نمی شود گاهی از نیروهای خودی برمی خیزد. چیزی شبیه به دوستی خاله خرسه خودمان که در ارتباط با این موقعیت و موضوع به دشمنی خاله خرسه بدل می شود.

 اکنون و در این روزها که آمریکا مدام بر شیپور جنگ بر ایران می دمد تماشای این مستند خالی از لطف نیست و البته خالی از درس های تاریخی برای آمریکا که به حافظه تاریخی خود رجوع کند و این قصه های پر غصه حضورش در عراق و افغانستان را مورد بازخوانی قرار دهد. خوانش این واقعه در مستند «دومین ضربه به در» شاید موجب شود تا آمریکا مراقب خوردن ضربه سوم از جنگ افروزی در کشورهای دیگر باشد.

مستند «دومین ضربه به در» (A Second Knock at the Door) محصول سال ۲۰۱۲ در ۵ قسمت ۲۵ دقیقه ای از آنتن هیسپان تی وی پخش و با اقبال مخاطبان روبرو شده است.