گاه رُک بودن نیک تر از پرده پوشی است. صراحت اگر باشد شاید کسانی بگویند، این تغییرات بهانه است. هدف رها کردن این درخت در کویر بی باران است. تا خود بخشکد. امسال انجمن هیئت امنایی می شود و سال بعد هیئت امنا منحل. این روش نابود سازی چیز نویی نیست.

سعید شاه حسینی- سرویس فرهنگی خبرگزاری موج: انجمن سینمای جوان بنگاه فیلم کوتاه سازی نیست. می توان این کار را به بخش خصوصی سپرد. انجمن آموزشگاه زنجیره‌ای فیلمسازی با شصت شعبه در سرتاسر کشور نیست. می‌توان این کار را به آموزشگاه های آزاد سپرد.  می‌توان خط تولید فیلم کوتاه راه اندخت بی آن‌که پیشینه و افقی داشته باشد. می‌توان در این خط تولید، فیلمسازی را آموزش داد و هنرآموختگان فیلم را در پایان دوره بیرون ریخت و جا را برای مشتریان بعدی باز کرد، و اصلا به روی خود نیاورد که هنرجوی انجمن پس از پایان دوره تازه کارش در انجمن شروع  می شود. تازه وارد خانواده می‌شود.

انجمن سینمای جوان یک نهاد دولتی موازی کار با مراکز متعدد نیست که نبودش بهتر از بودش باشد. انجمن یک روحیه دولتی نیست و شعبه شعبه در سرتاسرکشور گسترش نیافته است. انجمن شعبه ندارد در هیچ شهری! که یک خانواده است که اعضایش هم را می‌شناسند هم را دوست دارند و شبکه‌ای اجتماعی است که همه از حال هم باخبرند چرا که با هم پیش می روند. باهم می‌خندند. با هم می‌گریند. وقتی رشته‌ خانواده را گسستی هر کس پی کار خویش می‌رود. هرز می‌رود و افول می‌کند و محو می‌شود. 

این شبکه دانش و تجربه را میان اعضا به اشتراک می‌گذارد و همدلی و همدردی را می‌فهمد و زمانی که از اعضا از حال هم بی‌خبر باشند شبکه می پاشد و همدلی به بی خبری و انجام کاری روزمره می انجامد. اتفاقی که نامبارک است . یقین دارم آن کس که می تواند خانواده را بخشکاند  نامحرمی است که از بیرون مزاحم بنیانش شده باشد و گرنه فقط اعضای یک خانواده خود می‌دانند که چقدر به هم وابسته اند.

سالهاست که ارتباط دفاتر با دفتر مرکزی و هماهنگی در یک مسیر مشخص جمعیت پویایی به وجود آورده که آسیب حاصل از  تصمیم‌های جدید پویایی آن را خواهد گرفت و تعدادی مکان اداری در تعریف ایرانی آن بر جای خواهد گذاشت. اگر انجمن سینمای جوانان ایران ایراد دارد که البته بی ایراد نیست، آیا این تصمیم راه حل بهتری است؟ یک نظام پویا خود را اصلاح می کند اما خود زنی نمی‌کند. اصلاح دولت گسترده که بی جهت پرجمعیت شده است، با رفتارهای نمایشی برخی مسئولین برای اثبات این که ما هم تلاش در انقباض داریم متفاوت است. 

مردم نیازهایشان را تعریف می‌کنند. وظیفه‌ دولت نظارت بر رفع این نیازهاست. دوران تصمیم های از بالا به پایین و پدر سالارانه به سرآمده است. سالهاست به سر آمده است. اگر انجمن نیاز به تغییر در رویه دارد بگذارید خودش مشکل را حل کند. اگر دلسوزی وجود دارد کمک کند تا اوضاع انجمن از درون خانواده تغییر کند. اگر صلاح در فروپاشی انجمن است این خواسته ی یک نظام دلسوز نیست. چرا که به سادگی پیداست که رشد فیلم کوتاه ایران چقدر مدیون سینمای آزاد و سینمای جوان است.

فیلم کوتاه با حمایت هیچ هیئت امنای از سینما بی‌خبری زنده نخواهد ماند. اکنون که مجموعه ای همدل باهم هنوز نتوانسته اند همه مشکلات را حل کنند آیا دیگران می توانند. 

فکر نمی‌کنم هیئت امنای فرضی جز نافذین سیاسی شهرها باشند. آنها فیلم کوتاه مستقل را به سیاست آلوده می کنند. سینمای مستقل می‌شود سینمای وابسته و حدس  می‌زنم به جای کشف استعداد در پی ساخت فیلم‌هایی کاربردی بروند. فیلم‌هایی که به اعتبار سیاسی آنها بیفزاید. و از همین الان معلوم است چه کسانی فیلم خواهند ساخت.

گاه رُک بودن نیک تر از پرده پوشی است. صراحت اگر باشد شاید کسانی بگویند، این تغییرات بهانه است. هدف رها کردن این درخت در کویر بی باران است. تا خود بخشکد. امسال انجمن هیئت امنایی می شود و سال بعد هیئت امنا منحل. این روش نابود سازی چیز نویی نیست. 

فیلم کوتاه یک میراث فرهنگی برای کشور ماست. یک سفیر فرهنگی است. یک سرگرمی نیست که در میان هیاهوی افرادی به نام هیئت امنا که کارشان جز تجربه ای فرسایشی در نظام اداری کارمندی و پدرسالار نبوده است نابود شود. تعدادی احتمالا مزاحم که دفاتر کوچک انجمن را از این هم کوچک‌تر می‌کنند. همه می‌دانیم که هیئت امنا قرار نیست از فرزانگان باشند. آنها باری از دوش ما بر نخواهند داشت بلکه باری بر دوش ما می‌شوند. 

در شرایطی که دولت باید مسائل اصلی خود را حل کند وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی هم می‌تواند به جای حساسیت بر روی واحدی کوچک در یک استان که پایگاه جوانان علاقه مند و مستعد به شمار می آیند نگاهی به بازدهی ادارات کل خود در شهر ها بیندازد. احتمالا موارد بهتری برای انقباض وجود خواهد داشت. کشتن نیم قرن موفقیت یک شبه شایسته نیست. آن هم در کمال خونسردی.